سلام عزیزم واقعااااااااا خوشحالم کهاینقدر قشنگ خودت توصیف کردی خیلی منصفانه
دختر خوب شما که عضو قدیمی هستی چرا؟؟؟؟؟؟
فکر میکنم با شوهرت دوست بودی بعد ازدواج کردی اگرم نه بهر حال اول که همسرت دوست داشت و زندگیش بودی از روز اول که این نبود ولی خودت با رفتارات باعثش شدی
حالا که اومدی راهکار میخای چشم ولی مو به مو اجرا کن و بجای اینکه به دیگران بگی تا با تمسخر به زندگیت نگاه کنن بیا اینجا کارها و تغییرات لو بگو من بشخصه پیگیرتم
اول کاری باید بکنی برا جذبش اگه هنوز قهرین خیلی عادی برخورد کن انگار نه انگار اتفاقی افتاده باهاش صحبت کن لازم نیست فعلا معذرت خاهیکنی فقط عادی برخورد کن الا یه لباسخشگل بپوش خودت خشگل کن شوهرت اومد خونه میری استقبالش بوسش میکنی بعدمیری یه چای یا قهوه با بیسکویت براش میاری خودتم میری اشپزخونه تا شوهرت خجالت نکشه شاخاش زده بیرون
شه شام خوشمزه براش درست کن با احترام باهاش حرفبزن اصلا حرف گذشته رو پیش نکش هراز گاهی بغلش کن این مشق شب امشبت تابعدبیا ببینم چیکار کردی
از امروز شما دیگه از زندگیت پیش این اونحرف نمیزنی بدترین کارهمینه فقط اینجا
ازونجا که شوهر شما زیاد میره خوپه مادرش هرازگاهی همراهیش کن تا هم اونا معذب نشن هم احترام داشته باشی هفته ای یکی دوبار









علاقه مندی ها (Bookmarks)