به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 21 تا 26 , از مجموع 26

Threaded View

  1. #22
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    ممنون محمدرضا
    خیلی خوب تحلیل میکنی و کمکم کردی
    پیشنهاد خوبیه اجراکردم ولی نه بانوشتن که حتما نوشتن تاثیرگذاره و سعی میکنم این کارو انجام بدم .
    کلا میدونم که مشکل من از کمال گراییه
    اگه اینو تعدیل کنم فک کنم شاخه هاشم خشک میشه
    دارم تمرین میکنم که نخوام عالی نباشم و معمولی زندگی کنم
    راستش جدیدا رو ادما فکر کردم یسری شخصیت ها هستن که من نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم
    یعنی دوست ندارم به حرفاشون گوش بدم و نمیتونم گرم بگیرم
    جالب بود تازه کشف کردم که این ها ادمای ایده الیست و فلسفه باف و کمال گرا هستن

    که جالبتر اینکه فهمیدم یکم شبیه منن و اشتراک داریم
    به این نتیجه رسیدم که ادم افکارش متواضع تر و ساده تر باشه راحت تره

    دقیقا همون چیزی که عامیانش میشه مغرور و من ازون هام به گمونم...

    فک نکنم بی ربط به این مشکلم باشه
    کسی که مغرور و ایده ال گراست و کمال گرای افراطیه میخواد همیشه خوب به نظر برسه حتی خانواده و دو رو بریاش...و این میشه که فشار میاره به محیطش ....
    سعی میکنه عیبهاشو پنهان کنه
    مثلا پارسال یه هنرمندی دعوت کرده بودن تلویزیون بسیار باکلاس و هنرمند بود
    وایشون با مادرش اومده بود برنامه در حالی که مادرش یکم اداب بلد نبود و لباس قشنگی هم نداشت بالباس سنتی و. یسری ایرادهایی داشت .
    و میگفت که من روستا به دنیااومدم و خانوادم اونجا زندگی میکنن
    چقدر شخصیت این فرد زیبا بود واقع گرا بود نه ایده الیست
    واقع گرا بود چون پذیرفته بود مثلا قرار نیست مادرش هم مثل خودش لزوما اداب اجتماعی بلد باشه و شیک برخورذ کنه...
    این یه مثال بود از پذیرش ...

    - - - Updated - - -

    اولین مساله ای که من تو زندگیم پنهان کردم و نپذیرفتم نبود پدرم بود
    اون موقه ها من ابتدایی بودم اول سال میومدن میپرسیدن مثلا شغل پدر
    منم نمیگفتم فوت کرده به دوستامم نمیگفتم یجور عار میدونستم
    بعدم دوران دبیرستان فهمیدم که عجب اشتباهی میکردم اینکه عیب نبوده
    این یه مثال بود
    و فکر میکنم یکم ریشه دار شده ...

  2. 4 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    Eram (چهارشنبه 12 خرداد 95), khaleghezey (سه شنبه 16 آبان 96), m.reza91 (سه شنبه 24 آذر 94), فدایی یار (شنبه 28 آذر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دغدغه من در دوران اشنایی+چطور وابسته نشم+معیار پاکیزگی
    توسط الهه زیبایی ها در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 11 مهر 96, 01:24
  2. کمک فوری. زندگیم سر تبعیضای مادر شوهرم داره بهم میریزه
    توسط movafagh در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 تیر 96, 18:04
  3. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 03 خرداد 93, 19:23
  4. از خانمت عیب‌جویی مکن !
    توسط setareh در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 04 فروردین 91, 01:49
  5. آقایان از همسرانتان عیب جویی نکنید
    توسط baran.68 در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 10 فروردین 89, 13:37

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.