سلام عزیزم. راهنمایی هات خوب بود. ولی خب من این مراحل رو گذروندم. اون قدر بی خیالی طی کردم و همش گفتم قسمت ، قسمت که الان این شد اوضاع . ارتباطات اجتماعیم رو نمی تونم بیشتر از این کنم. نه به علت پیدا کردن کیس ازدواج ، بلکه من کلا آدم اجتماعی ای هستم و همین الانشم خیلی کم خونه هستم.
در مورد دوستی هم دیگه نمی خوام این ریسک "فقط دوستی" رو کنم. چون یکبار بابت این موضوع ضربه بدی خوردم. ضمن اینکه تو سنی نیستم که یه رابطه بی هدف رو شروع کنم و کلی وقت و انرژی براش بذارم که آیا به نتیجه برسه یا نرسه .
ممنونم بابت دلگرمی هایی که دادی .
مصباح جان مرسی که برام وقت گذاشتی و کلی تحلیل برام نوشتی. تحلیل ها خوب بود.
در مورد اون آقا بعد از خوندن حرفات و کلی سبک و سنگین کردن بعد حدود یه هفته تصمیم گرفتم پیامش رو جواب بدم تا شاید این یه نیمچه امیدی که دارم بتونه کاری کنه. هرچند هنوز در مورد شخصیتش شک داشتم
خلاصه بعد کلی فکر کردن رفتم و سلام و علیکی کردم و متوجه شدم حضرت والا دنبال پیدا کردن کار برای اقوامشون بودن که یاد من افتادنکه ممکنه بتونم کمکشون کنم (و البته کمکشون هم کردم) هرچند به دقت قایم کردن که دنبال کار برای چه کسی هستند !! و من حدس می زنم که احتمالا خانم دیگه ای وارد زندگیشون شده
خلاصه اینکه دوستان تو این مدت به این نتیجه رسیدم که ازدواج تو کشور ما و برای پسرهای ایرانی بیشتر از اینکه به شعور و درک و منطق و عقل و تن و بدن سالم و معصومیت و پاکی و نجابت و خانواده ربط داشته باشه، به یه جفت چشم شهلا و چهار تا قر و ادا و اطوار نیاز داره . پسرای امروزی عروسک پسند هستند. والسلام








که ممکنه بتونم کمکشون کنم (و البته کمکشون هم کردم) هرچند به دقت قایم کردن که دنبال کار برای چه کسی هستند !! و من حدس می زنم که احتمالا خانم دیگه ای وارد زندگیشون شده

علاقه مندی ها (Bookmarks)