سلام دوست عزیز و ممنون که برام وقت گذاشتید. اما ن فقط نیاز دیدم پدر شوهرم که بهش بابا می گفتم و وابلا دوستش داشتم مثل دخترش فقط بیاد و باهام حرف بزنه و از دلم در بیاره ولی متاسفانه خیلی مغروره و تازه دنبال اینه که من برم عذر خواهی بابت این که نرفتم خونشون دیگه. ادما باید اشتباهاتشونو جبران کنند وگرنه سنگ روی سنگ بند نمیشه. ایشون به من خیلی توهین کرد و گفت تو پسرمو دزدیدی و دیدی یک پسره حساب مال و منال منو کردی در صورتی که یک روز که داشت میگفت نصف مالم مال شوهر توه من گفتم باباجون خودتون باید تا زنده اید لذت مالتونو ببرید با مامان برید سفر زیارتی و ... فکر بچه ها را نکنید دیگه . و واقعا از ته دلم گفتم اینو. ایشون منو از دریچه ای ددند که همه خودشونو می بینند. مادشون هم فحشی به من دادند که جزاش هفتاد ضربه شلاقه و عرش خدا میلرزه بازم من چشممو بستم. در صورتی که خانواده من اصلا تا حالا کوچکترین دخالتی نکردند به پدر و مادرم فحش های رکیکی دادند. خواهراشون بعد از خیانت برادرشون به من گفتند که تو زن نبودی که داداشمون این کارو کرد اخه من تو دو ماه بعد عقد چطوری باید زن بودنمو ثابت می کردم؟!خلاصه دوست عزیز حرمت ها را بدجور شکستند و الانم هنوز نفهمیدند و از کوه غرورشون انتظار دارند من بالا برم و اونا پایین نمیان.
- - - Updated - - -
سلام و ممنون عزیزم. من خیلی صبوری کردم و الانم کینه ندارم فقط میخوام تقصیرشونو بپذیرند که تکرار نکنند . زمانی کامل شکستم و نسبت به رفتارهام دگم شدم که خیانت پسرشون را نادیده گرفتند و به جای تقبیح کار اشتباهش پشتش در اومدند. این تمام خطاهای قبلشونم جلوی چشمم بزرگ کرد. ممنون از ارزوی خوبتون
- - - Updated - - -
سلام دوست عزیز و ممنون که برام وقت گذاشتید. اما ن فقط نیاز دیدم پدر شوهرم که بهش بابا می گفتم و وابلا دوستش داشتم مثل دخترش فقط بیاد و باهام حرف بزنه و از دلم در بیاره ولی متاسفانه خیلی مغروره و تازه دنبال اینه که من برم عذر خواهی بابت این که نرفتم خونشون دیگه. ادما باید اشتباهاتشونو جبران کنند وگرنه سنگ روی سنگ بند نمیشه. ایشون به من خیلی توهین کرد و گفت تو پسرمو دزدیدی و دیدی یک پسره حساب مال و منال منو کردی در صورتی که یک روز که داشت میگفت نصف مالم مال شوهر توه من گفتم باباجون خودتون باید تا زنده اید لذت مالتونو ببرید با مامان برید سفر زیارتی و ... فکر بچه ها را نکنید دیگه . و واقعا از ته دلم گفتم اینو. ایشون منو از دریچه ای ددند که همه خودشونو می بینند. مادشون هم فحشی به من دادند که جزاش هفتاد ضربه شلاقه و عرش خدا میلرزه بازم من چشممو بستم. در صورتی که خانواده من اصلا تا حالا کوچکترین دخالتی نکردند به پدر و مادرم فحش های رکیکی دادند. خواهراشون بعد از خیانت برادرشون به من گفتند که تو زن نبودی که داداشمون این کارو کرد اخه من تو دو ماه بعد عقد چطوری باید زن بودنمو ثابت می کردم؟!خلاصه دوست عزیز حرمت ها را بدجور شکستند و الانم هنوز نفهمیدند و از کوه غرورشون انتظار دارند من بالا برم و اونا پایین نمیان.










علاقه مندی ها (Bookmarks)