چ خوب گرچه. تونستم ی کم مرحمت باشم
راستش از دل دوس داشتم برات بنویسم.
چ خوبه ک این حرفا رو ب همسرت گفتی آفرین...تو شادی ی بار دیگه هم بگو و چ خوبتر ک. ب مادر شوهرتم تو ی موقعیت مناسب و خوب بگی.....
آره این قانون نانوشته ها تو زندگی ها زیاد دیده میشه.....مثه اینکه خرج مادی با همسره.... کم کسر مادی....یا اینکه پرداخت قبض برق یا قسطها با همسره ....و اگرم دیرکرد بخوره یا اینکه. پول کم بیاد پرداخت نشه نا خود آگاه انگار ب چشم همسر میبینی....
من خودمم مم از الان میفهمم اگه ده تا بچه داشته باشم وظیفه آموزش مدرسش با خودمه گرچه الان بچم کوچیکه ولی میدونم اگه ضعیف باشه یا قوی انگار ی جورایی مسولیتش با منه.......زیاد از این قضیه خوشحال نیستم ولی میدونم ک همسرم واقعا نمیتونه حتی اگه وقت داشته باشه و ی خرده هم کمکم کنه ولی مسولیتش با منه
مث من ک نا خود آگاه تامین مالی خونه رو از شوهرم انتظار دارم و انتظار مدیریت ازش دارم ک هر وقت پول دکتر خواستم یا در حد توان نه نگه بهم
اینا رو نگفتم ک فک کنی درکت نکردم نه گفتم گ بدونی بعضی قانون نانوشته ها تو زندگی هست ک اگه بخوایم بر خلافش انجام بدیم ممکنه بدتر انرژیمونم بگیره و داغونترمون کنه ک اگه محقق بشه هم دیگه ارزشی برامون نداره.........
آخه دختر خوب ب خاطر رفتار مادر شوهرت یادت بیاد گریه کنی حق بهت میدم ولی تو ک مادرته بذار هر وقت رفتی بهش بگو مامان راستش اون روز دلم خیلی میخواست بمونم سرد بام برخورد کرد ک دلمم شکست حتی بگو تو خونه یادم ک اومدم بلند بلند گریه کردم......بذار خالی بشی آخه تو چرا اینقدر مواظبی کسی ازت ناراحت نشه......حتی میگی گریم گرفت خوب ک کسی خونه نبود.....بابا مگه چ اشکال داره شوهرت باشه صدا گریه بی اخیارت بشنوه حداقل کاری ک اون روز برات میکنه آینه ک رعایتت میکنه تا آرامتر بشی........
حتی اگه بیاد سر سری بپرسه چ شده بهش بگی خطایی از تو سر نزده از بی مهری خونوادم یا دوستم دلم گرفته.....میفهمه ک زنش دلش پره.....
میدونم مردا گاهی توجه چندانی نمیکنن یا بلد نیستن دلداری بدن..... یا اعصابت خرده بدتر خردترش میکنن....... ولی همین مردا هم دلشون لک میزنه برا تعریف شنیدن برا تایید شدن برا ب چش اومدن.... براش همین حرفا بزن ولی بگو وقتی تو زبونی محبتم نمیکنی بی رمق میشم گرچه عملیت میبینم و مثال بزن براش اینکه کار میکنی. پول خرج لباسمون میکنی..... مارا فلان جا میبری ب مادرم احترام میذاری
بعد ک اینا گفتی تمام خواسته هات بگو....بگو ک چ رفتاریت ارومم میکنه.....گلایه نکن.... شکایت نکن مچش نگیر ک بد بودی بد کردی...،..
برعکس تشویقش کن بگو ک من احساس میکنم بهم توجه نمیکنی.....نگو تو بهم بی توجهی..... بگو احساس میکنم بچه ها اینقدر زحمت میکشیم. براشون ولی قدر دان نیستن....نگو بچه های گستاخی داریم....،،
با این جور حرف زدن همه حرفات و بزن چرا میگی چون اون گوش نمیده پس حرف نمیزنی؟ نمیزنی به چ قیمتی؟ب قیمت خرد شدن خودت.....؟مطمین باش اگه بیماری اعصاب بگیری همه فقط خودت و مقصر میدونن....... قبل از رابطه تون ی رابطه عاشقانه بهش بگو حتی اشکت اومد بذار بیاد ولی سعی کن احساس نکنه به خاطر کارای او اشک میریزی
بذار احساس کنه اشکات ب خاطر احساس درون خودته.....
تو رعایت میکنی ک ازت دلگیر نشن ب خاطر همین انباشتش میکنی و......حالت میشه بد.....
هیچ وقت بی ادبی نکن.... گستاخی نکن ولی حرفتم بزن قورتش نده ک بشه بغض بشه درد....بشه غم.....
جاری ها زیر ابت میزنن.... خوب بزنن....تو یادت باشه ی کلام دلخوری ت رو با جاریات نگی...درمورد مادر شوهرت یا جاری دیگه ات حرف چندانی نزنی.....و خیالت راحت باشه ک نمیتونن ترو بیارن پایین بدتر خودشون له میشن....
خودت ی آدمی ک بده این میگه بد اون میگه شاید یکی دو بار حرفش باور کنی ولی در کل بعد ی مدت متوجه میشی ک خودش ذات خوبی نداشته....
و ی چیز دیگه هم اینکه اصلا کاری نداشته باش ک کی پشت سرت چی گفته برعکس همیشه رو در رو حرف بزن و تکه کلامت این باشه ک مهم نیس پشت سرم چی میگن...مهم آینه من بهترین کاری ک فک میکنم انجام بدم.
میدونم سخته ولی زن خوب تو ب خودت ببال خدا دو تا بچه بهم داده ک هم دختره هم پسر شوهرم سر کاره و خدا راشکر بد کار نیس......با کمک هم زندگیمان در جریانه..،،،همیشه خوابی همسرت و نشون بده و بدیهایش و کتمان کن....بذار همه فک کنن خوشبخترینی.....
رو خودت کار کن و ب معنی واقعی چیزای که ناراحتت میکنه رو از خودت دور کن. ب خودت اعتماد داشته باش و خوشحال باش خدا توانی بهت داده ک این مسئولیتها رو انجام دادی و میدی از همسرت بخواه ک بیشتر برات وقت بذاره بگو نوازش تو منو پر انرژی میکنه تا چندین روز بگو فقط بغل تو آرامش کامل دارم و عز دغدغه ها خلاصم......باور کن حرف زدن معجزه میکنه..... ک








علاقه مندی ها (Bookmarks)