به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 اردیبهشت 97 [ 04:11]
    تاریخ عضویت
    1394-5-12
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    2,458
    سطح
    30
    Points: 2,458, Level: 30
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 142
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 13 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست عزيز
    اتفاقا منم يه خاله دارم وقتي دختر خالم نامزد كرد يه روز برگشت گفت اره فلانی با شوهرش رفتن بیرون و صاف تو چشمای من نگاه میکرد
    یا وقتی همون دختر خالم که دو سال از من کوچیکتره بچه دار شد وقتی بچشو دستم می گرفتم یه جوری بهم نگاه میکرد که ...
    چی بگم منم ناراحت میشدم ازین رفتارش
    واقعا درکت میکنم
    ولی من الان وقتی یاد کارتون میاوفتم خندم میگیره که اصلا چرا فکر میکنم من بهشون حسادت میکنم
    وقتی دختر خالم که با هم بزرگ شده بودیم و از منم کوچیکتره الان میبینم ازدواج کرده چرا باید ناراحت بشم ؟؟؟
    خب شرایطشو داشته ازدواج کرده خب من شرایطشو نداشتم چه ربطی داره چون اون ازدواج کرد منم باید ازدواج کنم !!!!
    اصلا منطقی نیست حرفهای مادر بزرگ و خاله و عمه و..
    اهمیت نده زندگیتو بکن اون جوری که دوست داری

  2. 2 کاربر از پست مفید aftab6 تشکرکرده اند .

    persiangirl (پنجشنبه 16 اردیبهشت 95), آخیش (پنجشنبه 16 اردیبهشت 95)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 بهمن 95 [ 18:24]
    تاریخ عضویت
    1395-2-05
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    1,222
    سطح
    19
    Points: 1,222, Level: 19
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 43 در 33 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط aftab6 نمایش پست ها
    سلام دوست عزيز
    اتفاقا منم يه خاله دارم وقتي دختر خالم نامزد كرد يه روز برگشت گفت اره فلانی با شوهرش رفتن بیرون و صاف تو چشمای من نگاه میکرد
    یا وقتی همون دختر خالم که دو سال از من کوچیکتره بچه دار شد وقتی بچشو دستم می گرفتم یه جوری بهم نگاه میکرد که ...
    چی بگم منم ناراحت میشدم ازین رفتارش
    واقعا درکت میکنم
    ولی من الان وقتی یاد کارتون میاوفتم خندم میگیره که اصلا چرا فکر میکنم من بهشون حسادت میکنم
    وقتی دختر خالم که با هم بزرگ شده بودیم و از منم کوچیکتره الان میبینم ازدواج کرده چرا باید ناراحت بشم ؟؟؟
    خب شرایطشو داشته ازدواج کرده خب من شرایطشو نداشتم چه ربطی داره چون اون ازدواج کرد منم باید ازدواج کنم !!!!
    اصلا منطقی نیست حرفهای مادر بزرگ و خاله و عمه و..
    اهمیت نده زندگیتو بکن اون جوری که دوست داری
    چقدر مثل خودمی! دقیقا اونا فکر میکنن من بهشون حسودی میکنم، مثلا زنه پیش من به دخترش میگه ده تا بچه دیگه بیار تا چش حسودا دربیاد خودم برات بزرگ میکنم، انگار حالا زاییدن چیه که حسودی داشته باشه، سگا هم میزان،
    خیلی به من حسودی میکنن و میخوان منو دق بدن

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط پرنیان یاسی نمایش پست ها
    دوست عزیزم من به خوبی می دانم که چه می گویی. دوست دارم با شما همراه بشوم و همانطور که گفتم تجربه خودم را بهت بگم. اما این کار را اگر اجازه بدی کم کم می کنم. راستش اولین تجربه من برمی گرده به چهارسالگی من. من در بچگی خیلی خوب رشد می کردم و جزو بچه های قد بلند بودم. من مهدکودکی می رفتم که اون زمان خیلی معتبر بود. اما سرنوشت من طور دیگری رقم خورد. مربی ها به خاطر قد بلند فکر کردند پنج ساله هستم. من را در کلاس کودکان پنج ساله گذاشتند. عزیزم خانواده من آدم هایی نبودند که به دنبال اذیت کردن دیگران و سوء استفاده از کسی باشند و بالطبع من هم این کارها را یاد نگرفته بودم. خانواده ام دوست داشتند من مودب و آرام باشم اما متاسفانه کاملا در مقابل پرخاشگری و اذیت دیگران آسیب پذیر شده بودم. من مثل همه بچه های چهارساله رفتار می کردم اما به نظر هم کلاسی هایم کارهایم عجیب و مضحک بود. مثلا وقتی به ما می گفتند نقاشی بکش آنها رنگ آمیزی شکسته بسته ای می کردند اما من چند خطی خطی می کردم و کلی از نقاشی ام حظ می بردم. موقع غذا خوردن کمی برنج روی سفره می ریخت و .... . هم کلاسی های من بچه های ناآرامی بودند و شروع کردن به تمسخر من . حتی اسم کسی که من را بیشتر از همه اذیت می کرد هنوز به خاطر دارم. برایم شعر می ساختند و من را بازی نمی دادند. متاسفانه مربی های من هم فکر می کردند که من بچه ای هستم که دچار اختلال در رشد ذهنی است چون توانایی بچه های پنج ساله را نداشتم. نه ماه به همین منوال گذشت. نه ماه با حس بد تحقیر ، طرد شدن و تمسخر.
    جالب است که بدانی بعدها مربی های مهدکودک متوجه اشتباه خودشان شدند و فهمیدند کسی که فکرش مشکل دارد آنها هستند نه من. سال بعد من تمام کارهایی را که در چهارسالگی انجام نمی دادم مثل همه همسالان پنج ساله ام انجام می دادم.
    علاوه بر همه اینها در کودکی سبزه بودم. نگاه الان نکن که همه خودشان را برنزه می کنند. آن موقع دختربچه های تپل و سفید زیبا تلقی می شدند. البته اطرافیانم دوستم داشتند اما همه به من می گفتند سیاه ، دراز و از این قبیل شوخی ها. حتی یکبار در شهربازی گم شده بودم. با یکی از اقوام رفته بودم شهربازی و اون خانم خیلی مضطرب شده بود. وقتی پیدا شدم یکی از کارکنان اطلاعات گفت : خانم به خاطر این سیاه اینقدر گریه می کردی ؟ !!
    حس کمبود اعتماد به نفس در ذهن من نقش بست. تا سالهای سال هیچگاه نتوانستم توانایی های خودم را باور کنم. باور کنم که من می توانم از خودم و حتی دیگران به خوبی دفاع کنم. قوی باشم و دوست داشتنی و زیبا . همیشه در رویا می دیدم که کسی من را زخمی می کند.

    دوست عزیز این را برایت گفتم که بدانی شرایط خانوادگی و اتفاقات دوران کودکی ات نقش به سزایی در زندگی الان تو دارد. باید ببینی آیا در کودکی ات اتفاقاتی افتاده است که برایت ناگوار بوده است و حس تحقیر و ضعف را در تو شکل داده است ؟ باید نگاهی به حوادث دوران کودکی ات بیندازی.
    منم در دوران بچگی خیلی از این اتفاقات برام افتاده، ولی سعی کردم فراموش کنم. و همه ی اونایی که تو بچگی اذیتم کردن را دقبقا یادمه و ازشون متنفرم.
    ولی مثلا چندروز قبل از اینکه اون زنه اینجوری بگه، یکی خیلی دوس داشتم پسم زد همش حس میکردم عیب و ایرادی دارم اون اینجوری گفت دیگه بدتر شدم،


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.