
نوشته اصلی توسط
Banoye sorkh.
ممنون از دوست عزیز skyzare,خیلی خیلی راهکار جالب و عالی در اختیار من گذاشتید،البته که اگه بخواد میتونم همه چی رو در اختیارش قرار بدم، خدای من شاهد بوده که من از اول هم با خودم قصد کردم که واقعیت رو به همسر آینده ام بگم،چون نمیتونم با یه عمر عذاب وجدان سر کنم،حتی مشاورم پیشنهاد ترمیم رو داد، که به شدت مخالفت کردم و گفتم چیزی به جز حقیقت و راستی نمیتونه کار ساز باشه، باز هم مرسی از راهنمایی دوستان عزیزم
فکر میکنم یا شما فکر میکنین این آقا اونقدر به شما علاقمند شده که با هر وضعیت و شرایطی که دارین کنار خواهد اومد و یا اینکه اونقدرها هم این آقا رو مورد تاپ و دندانگیری به حساب نیاوردین و از اینکه از دستشون بدین خیلی نگران نیستین که میخواین چنین چیزی رو بهشون اطلاع بدین.
البته این غیر ممکن نیست که ایشون با این مورد شما کنار بیان و بپذیرنش، اما مطمئن باشید که احتمالش زیاد هم نیست، مگر اینکه خودشون هم گیر و گوری در کارشون باشه و شرایط خاصی داشته باشن ...
پس لگد به بخت خودتون نزنین و به توصیه مشاوری که پیشنهاد ترمیم رو دادن عمل کنین.
برای اینکه پی به صحت و سقم این جملتون هم ببرید که: "به شدت مخالفت کردم و گفتم چیزی به جز حقیقت و راستی نمیتونه کار ساز باشه" ، میتونین به چند تا از تاپیکهای همین تالار که خانمهایی با شرایط شما نوشتن سر بزنین و ببینین که اتفاقا همین کار میتونه کارساز باشه و به راحتی تونستن با این عمل همسر پیدا کنن و بعد از ازدواج هم با مهر و محبت خیلی زیاد و پاک کردن ذهنشون از هر نوع افکار مربوط به شریک جنسی گذشتشون، زندگی خوبی رو برای همسرشون فراهم کنن. با یک سرچ از طریق گوگل میتونین این تاپیکها رو پیدا و مطالعه کنین و ببینین که حتی مشاورین تالار هم اونها رو از این پنهان کاری منع نکردند و گفتند به شرطی که از برملا نشدن این ماجرا کاملا مطمئن هستین و از گذشته خودتون توبه واقعی کردین احتیاجی نیست که همسرتون از این ماجرا خبردار بشن.
خوب این دوشرط در مورد شما هم صدق میکنن پس شما هم همین کار رو بکنین.
اگر بخواهیم بسیار دست پایین آمار بگیریم دهها هزار نفر از خانمهای کشور ما سالانه با این عمل ازدواج میکنن و همسرانشون هم هرگز به ذهنشون خطور نکرده و نخواهد کرد که چه اتفاقی در گذشته براشون افتاده.
آقایونی با این حد از ساده لوحی که لزومی برای گرفتن گواهی پزشکی سلامت از همسران آینده شون نمیبینن در جامعه کم نیستن که بعضا شرایط خیلی خوبی هم برای ازدواج دارن.
دوباره میگم به بخت خودتون لگد نزنین چون قریب به اتفاق همین آقایون ساده لوح که به راحتی در این باره میتونستن فریب بخورن اگر صادقانه بهشون بگین که چه مشکلی دارین پا پس میکشن و از ازدواج با شما منصرف میشن و شما مجبورین بارها و بارها این پروسه صداقت رو پیاده کنین تا در آخر یکی از این آقایونی که خودشون گذشته خوبی نداشتن یا اینکه اصلا شرایط خوبی برای ازدواج ندارن قبولتون کنن و به ازدواج ختم بشه.
گو اینکه (و از همه مهمتر)، همین ازدواج هم در مراحل مختلفش از نیش و کنایه های مرتبط با این موضوع در امان نخواهد بود و در هر دعوا و کشمکش زناشویی که پیش بیاد شما رو با یادآوری این موضوع تحطئه خواهند کرد.
باز هم میگم لگد به بخت خودتون نزنید و به توصیه اون مشاور بیشتر فکر کنید که پشت این توصیه تجارب خیلی زیادی نهفته بوده و الان به شما ارائه شده.
دلتون هم به حال این آقایون ساده لوح نسوزه. اصلا شاید شما بتونین آنچنان زندگی شیرینی برای اونها بسازین که تا آخر عمر از ازدواج با شما احساس خوشبختی کنن و لذت ببرن.
تنها باید حقیقت را بیان کرد، نه دروغی را که حقیقی انگاشتنش خوب است.
"بخشی از پیام برتراند راسل برای آیندگان"
علاقه مندی ها (Bookmarks)