منم وقتی بچه بودم همه بهم میگفتن زشتی
1.دوتا همکلاسی داشتم کلاس اول دبستان بهم گفتن تو اونقده زشتی که کسی حاضر نیست باهات ازدواج کنه
خیلی از این حرفشون بدم اومد
2. اقوام مادری و پدریم همیشه بهم می گفتم سیاهی و... خیلی غصه میخوردم و حتی خواستگاری همه خواهرم هرکدوم چندبار اومدن ولی من نه
3. مادرشوهرم هی بقیه رو به رخ من میکشه و میگه فلانی خوششششششششششششششششششششکله
اصلا مهم نیست چند روز پیش برادرم یه حرفی زد که خیلی به دلم نشست هرکسی از زاویه ای آدمها رو می بینه و از اون منظر براش زیبا و دوست داشتنی جلوه می کنه
حالا توضیح سه شماره
1.اون همکلاسیم 14 سالگی ازدواج کرد و رفت تو یه ده خیلی کوچیک و الان کشاورزی میکنه و چهره اش کاملا آفتاب سوخته شده ( قصد توهین ندارم آخه خیلی ادعا میکرد)و اون یکی هم با 33 سال سن هنوز مجرده و تا حالا خواستگار نداشته (خدا براش جور کنه)
2. بین دخترهای فامیل هم همسر بهتری از نظر ظاهر و اخلاق و وضعیت اجتماعی و رفتاری و مالی دارم و هم خودم از نظر تحصیلات و کاری مستقل تر از همشون هستم
3. به نظر من مادرشوهر با وجود زیبایی نسبی یه حالت احمقانه ای تو چهره داره حتی نتونسته کلاس اول رو تموم کنه
میدونم الان همه میریزین که اینا چیه میگی عقده ای شدی و...
اما بدون خدا هرچی از آدم بگیره بهترشو میده .....شک نکن









علاقه مندی ها (Bookmarks)