سلام
1- شما اهداف شخصی خودتون را دنبال کنید و به زندگی خودتون توجه کنید.
حالا اگه کسی همراه شما یا به واسطه شما بتونه به هدف یا تغییر مثبتی توی زندگیش برسه، چه اشکالی داره؟
چرا اینقدر بخیلانه فکر می کنید؟
2- شما گفتید یه بار رفتید و نتونستید بمونید و برگشتید.
پس اگر این بار برید و بتونید بمونید، همسرتون بی تاثیر در این شرایط نیست.
حالا همسرتون باید فکر کنه مریم از من سواستفاده کرد؟ چون اگه خودش می تونست که دفعه قبل برنمی گشت.
من بودم که مریم را کمک کردم بتونه دوام بیاره و ......
3- حالا کو تا شما برید و اقامت بگیرید و زندگیتون رو به راه بشه و بعد بتونید خانواده همسرت را ببرید.
یه سیب را که به هوا بندازی هزار چرخ می خوره تا پایین بیاد.
4- زندگی شما نوپاست. هنوز همسرتون به فکر خانواده و زندگی قبلیش هست.
هر چی بیشتر از عمر زندگی شما بگذره، رابطه شما عمیق تر می شه و همسرتون بیشتر به فکر زندگی و خانواده جدیدش خواهد بود.
5- اگه همسر شما بتونه یه بیزنس خوب شروع کنه و زندگیتون را رونق بده
چه اشکالی داره
حالا پدرش هم اگه سرمایه یا تجربه یا ... به اشتراک گذاشت سهمش را می بره.
چرا اینقدر به روابطش با خانواده اش گیر دادی؟ کاری که اصلا هیچیش هنوز معلوم نیست.
6- همیشه و با بقیه آدمها هم این تفکر را داری؟ که مورد سواستفاده واقع شدی یا پله ترقی شدی یا ؟
چرا این حست اینقدر اینجا شدیده؟
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)