با سلام
بنده شاید عمیقا متوجه اتفاق شما نباشم
اما یه چیزی رو بنا به تجربه خیلی خوب متوجه شده ام
متاسفانه خانم ها تقصیر های خودشونو بیان نمی کنند ، اشتباهاتی که کرده اند رو پیدا نمی کنند،
من دو بار اسیر عشق یک طرفه بوده ام و آسیب دیده ام و نمی گم که شما باید هر جوره بسازید
اما شمایی که فکر می کنید از گل نازک تر به همسرتون نگفتین، تا حالا ازش پرسیده این که لحن
صحبتتون هم باهاش اوکی بوده؟
بشینید رو راست با خودتون، فکر کنید ، ببینید، چ اشتباهاتی کردین که شوهرتون ناگهان حرف طلاق
آورده.
بشینید رو راست ازش بخواین با هم صحبت مهربانانه کنید. مهربونی خار ها رو گل می کنه.
ببینید مشکلش چیه. شاید ازتون تو این مدت زیادی دلگیر شده. شاید اذیت شده و دم نزده و ناگهان
منفجر شده. شما میگید به خاطر حرف خواهرش فلان کرده اما نمی گید خودتون چیکار کرده این
شما فقط برآمد و نتیجه ی رفتار همسرتونو می گید و هیچوقت به دلیلی که پشت اون بوده حتی فکر
هم نکردید.
شما از قفل شدن در می گید اما نمی گید که چ اتفاقی افتاده که شوهرتون رفته سراغ قفل در
شما از رفتن شوهرتون می گید اما نمی گید مشکلات و اختلافات چی بوده
ببینید ، اگه کسی یه کاری رو انجام داد ، سریع نرید تو مخ طرفتون که تو این کاری کردی یا حتی
تو ذهن خودتون فقط ظاهر رو نبینبید. شما باید همیشه دنبال دلیل رفتار باشید.
همیشه هم دلیل رفتار ها ناشی از نامهربونی طرفینه
مثال: به بنده دروغ می گن ، من عصبانی می شم که چرا دروغ گفتی ؟
داد می زنم که تو با من رو راست نیستی
اما طرف مقابل اینو می کنه پیرهن عثمان و میگه تو داد زدی در حالی که دلیل داد زدن دروغ بوده
شما باید بشینید با همسرتون دنبال دلیل باشید
از ته قلبتون فکر کنید که اصلا دوستش دارید ؟
از ته قلبتون ببینید دارید فیلم بازی می کنید یا واقعا تلاش می کنید بسازید.
اگر دیدید که هنوز می خواینش، درخواست طلاق رو پس بگیرید، برید بشینید مثل
دو تا انسان بالغ صحبت کنید. از همسرتون بخواین که غرورشو کنار بذاره و بیاد در مورد
اشتباهاتتون حرف بزنید و دنبال راه حل باشید و نه سرزنش همدیگه که تو اینکارو کردی و فلان و بهمان
ایشالا که درست میشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)