
نوشته اصلی توسط
میس بیوتی
تنهایی عزیز بچه ها حرفای خیلی خوبی زدن و توصیه های مفیدی کردن خواهش میکنم به دقت بخون و خیلی بهشون فکر کن.مخصوصا پست اخر خانم شیدا. همسر شما از یه طرف میخواد سریع عروسی بگیره که اگه خدای نکرده فامیلشون فوت کرد مادرش از عروسی لذت نمیبره و واسش عزا میشه! از طرف دیگه حاضر نیست عروسی نگیره چون ارزوی مادرشه که عروسی تک پسرشو ببینه!پس این وسط خود تو کجای معادله قرار داری؟؟؟ این عروسی تویه!! تو بیشتر از مادرشوهر یا مادر خودت حق داری ازین جریان لذت ببری! اصلا اولویت اول این قضیه تویی نه مادرشوهرت!! ایشون اگه میخواد زودتر عروسی پسرشو ببینه میتونه یه مقدار کمک مالی بهش بکنه ( مثلا بصورت قرض) تا بتونه به ارزوش برسه! نه اینکه از تو توقع داشته باشن به همچین شرایطی تن بدی! عزیز من حتی برای اونایی که مستقل هم هستن شروع زندگی بازم یه سری سوتفاهمات و دلخوریا و کدورتا بین عروس و خانواده شوهر پیش میاد چه برسه به شرایطی که شما میخواین شروع کنین!! ( مخصوصا که ایشون تک پسرم هستن و خانواده همسرت تجربه عروسدازی ندارن) الان چیزی که من میبینم زیاده خواهی از طرف همسرته نه تو! توقعش غیر منطقیه و داره تورو واسه خاطر خودش و خانوادش تحت فشار میذاره!
به نظرم نهایت همکاری تو اینه که قبول کني که یه جای کوچیک اجاره کنین و زندگیتونو شروع کنین خونه خودتون هم یه مدت دیرتر اماده شد اشکالی نداره.به هرحال خیلیا هستن که سالای اول زندگیشونو اجاره نشینی میکنن.
درباره سختگیریای خانوادت تا اونجایی که واست امکان داره با همسرت راه بیا و باهاش گرم و صمیمی برخورد کن و راحت باش ولی بیشتر از اونو همسرتم باید بدونه که به هرحال خانواده دختر تو دوران عقد یه سری حساسیتا دارن و یه دختر نمیتونه خیلیم با خانوادش کل کل کنه و جلوشون در بیاد!!
راه درست هم اینه که یا صبر کنین سر تاریخی که از همون اول توافق کردین عروسی بگیرین ویا حاضر بشی که یه عروسی ساده تر بگیرین و یه خونه کوچیک اجاره کنین و زندگیتونو شروع کنین( خونه خودتونم به مرور که پول دستتون اومد میسازین و هروقت اماده شد میرین داخلش.اینجوری هم همسرت و هم مادرش به ارزوشونم میرسن!
علاقه مندی ها (Bookmarks)