به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 77

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 خرداد 04 [ 14:16]
    تاریخ عضویت
    1395-9-07
    نوشته ها
    211
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 43.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,536

    تشکرشده 309 در 154 پست

    Rep Power
    46
    Array
    تنهایی عزیز به نظرم داری زیادی بهش فکر میکنی.یه جور وسواس فکری پیدا کردی .بهت حق میدم نگران باشی.ولی باور کن وقتی تو موقعیت قرار بگیری میبینی اوضاع به اون بدی که فکر میکنی نیست.بیش از حد فکر کردن فقط استرس و اضطراب میاره.الان از حرفای دوستان کلی چیزای خوب یاد گرفتی وبعدا که زندگی مشترکتو شروع کردی میتونی به کار بگیری.الان به این فکر نکن که ممکنه بیشتراز قرار تعیین شده اونجا بمونین.این افکارو از خودت دور کن.با همسرت عادی و راحت باش و دیگه هیچیو واسش توضیح نده.اگه موقعیتش پیش اومد غیر مستقیم بهش بگو که خوشحالی خواهرش همسن تویه و میتونین با هم وقت بگذرونین.توصیه های خانم تازه نفس گرفته و زن ایرانی عاااالی بود.حتما به کارشون بگیر.حرمتا رو رعایت کردن به معنی راحت نبودن با ادما نیست.به نظرم تعداد زیادی از کتابایی که دوست داری( حتی مربوط به رشته تحصیلیت) با خودت ببر.به خواهر شوهرتم چندتا خوبشو معرفی کن و بگو هروقت خواستی ازم بگیر و بخون.از در دوستی با دخترشون وارد شو.اینجوری اصلا حس نمیکنن که میخوای خودتو عقب بگیری و صمیمی نشی! میتونی با خداهر شوهرت دوست شی البته هیچ چیزی راجع به خودت همسرت خانوادت دوستات و...باهاش در میون نذاری

  2. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 مهر 03 [ 14:35]
    تاریخ عضویت
    1393-11-10
    نوشته ها
    204
    امتیاز
    9,992
    سطح
    66
    Points: 9,992, Level: 66
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    136

    تشکرشده 130 در 60 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط میس بیوتی نمایش پست ها
    تنهایی عزیز به نظرم داری زیادی بهش فکر میکنی.یه جور وسواس فکری پیدا کردی .بهت حق میدم نگران باشی.ولی باور کن وقتی تو موقعیت قرار بگیری میبینی اوضاع به اون بدی که فکر میکنی نیست.بیش از حد فکر کردن فقط استرس و اضطراب میاره.الان از حرفای دوستان کلی چیزای خوب یاد گرفتی وبعدا که زندگی مشترکتو شروع کردی میتونی به کار بگیری.الان به این فکر نکن که ممکنه بیشتراز قرار تعیین شده اونجا بمونین.این افکارو از خودت دور کن.با همسرت عادی و راحت باش و دیگه هیچیو واسش توضیح نده.اگه موقعیتش پیش اومد غیر مستقیم بهش بگو که خوشحالی خواهرش همسن تویه و میتونین با هم وقت بگذرونین.توصیه های خانم تازه نفس گرفته و زن ایرانی عاااالی بود.حتما به کارشون بگیر.حرمتا رو رعایت کردن به معنی راحت نبودن با ادما نیست.به نظرم تعداد زیادی از کتابایی که دوست داری( حتی مربوط به رشته تحصیلیت) با خودت ببر.به خواهر شوهرتم چندتا خوبشو معرفی کن و بگو هروقت خواستی ازم بگیر و بخون.از در دوستی با دخترشون وارد شو.اینجوری اصلا حس نمیکنن که میخوای خودتو عقب بگیری و صمیمی نشی! میتونی با خداهر شوهرت دوست شی البته هیچ چیزی راجع به خودت همسرت خانوادت دوستات و...باهاش در میون نذاری
    میس بیوتی عزیز سلام
    دقیقا همینطوره که میگی،من هرروز دارم تاپیکای کنترل احساس رو میخونم نکاتشو یادداشت میکنم به کارشون میگیرم یکم خوبم بعددوباره به هم میریزم.
    گاهی اینقد احساس میکنم حرفام تو دلم مونده که دلم میخواد فریاد بزنم.
    نمیدونم بگم متاسفانه یا خوشبختانه شرایطی پیش اومده که خیلی راحت تا یک ماه بعدازعروسی میتونیم مستقل بشیم اما همسرم قبول نمیکنه میگه شرایط مالیم درست نیست و اصلا نمیشه و همونجوری 8ماه باید شریک باشیم اینه که اعتمادم رو به همسرم کم میکنه.
    باخواهرشوهرم خوبم رابطه خوبی داریم من کلا زیاد درددل نمیکنم و درمورد مسائل به همه حرف نمیزنم اما حواسمو حتما جمع میکنم که صمیمیت مخرب ایجادنشه.
    شماخیلی قشنگ منو روحیاتمومیشناسی هربار که پستتو میبینم خیلی آرامش پیدا میکنم که کسی که درکم میکنه بهم میگه شرایط درست میشه.
    همه توصیه ها رو یادداشت کردم تاپیکمو چندبارخوندم این روزا بیشتردارم رو خودم کارمیکنم که کنترل احساس و افکارمو دستم بگیرم،اما گاهی نمیتونم موفق بشم البته چندباری تو شرایطی که ممکن بود بحث پیش بیاد خودمو کنترل کردم و موضوع رو کش ندادم وخداروشکرنتیجه خوب بود امیدوارم بازم بتونم.
    گاهی خیلی سخته باهمسرم مهربون باشم وقتی میبینم اصلا واسه نظرم و زندگیمون ارزشی قائل نیست الان که میتونستیم مستقل بشیم همسرم خودش نذاشت میگه هیچ راهی نداره!گاهی اصلا دلم نمیخواد حتی اسمش بیاد اینقدازش دلخورم
    من اسفند عروسیمه نگرانی جهازم و اینکه همسرم درک نکرد اذیتم میکنه همه چیزو سپردم به خدا میخوام به خودم مرخصی بدم ایشالا درست بشه
    ویرایش توسط tanhaeii : شنبه 16 بهمن 95 در ساعت 20:52


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تاپیک های نیازمند به حضور کارشناسان تالار
    توسط بالهای صداقت در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 285
    آخرين نوشته: جمعه 03 دی 00, 17:47
  2. پاسخ ها: 35
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 92, 02:53
  3. تاثیرات منفی! تاپیک های خیانت!!!!!!!!
    توسط del در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 دی 90, 12:47

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.