سلام
دوست عزیز این مشکلتون با حرف زدن با شوهرتون حل میشه..
شما یه مسئله کوچیکو تو ذهنتون دارین پرورش میدین و هر روز بزرگترش میکنید و با انرژی منفی که به اون میدین مضطربتر و پریشان ترش میکنید تا جائیکه مغزتون هنگ میکنه و نفرت به سراغتون میاد در حالیکه اگه با شوهرتون راجبه ش
حرف بزنید بعد چن روز از یادتون میره و حل میشه.. الان شما تو ذهن خودتون براساس حرفای شوهرتون خودتونو کوچیک و بی ارزش میکنید در حالیکه شاید اصلا تو ذهن شوهرتون یخاطر این گذشت و فداکاریتون خیلی هم عزیز هستید
و ایشون اون حرفارو برای این میزنن که خانمی شما رو در مقایسه خرجهائی که به همسر سابقش کردن و بی فایده بوده برسونند..
قدر شوهرتونو بدونید و هر وقت از این مدل حرفا زدن یه جوری رفتار کنید که بفهمند ناراحت میشید..
البته یه نفر هم باید باشه که به شوهرتون بفهمونه این مدل حرف زدن و یا بازگوئی خاطرات همسر قبلی به نفع زندگیش نیست و گذشته رو فراموش کنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)