
نوشته اصلی توسط
Ellie2014
یعنی یک تبریک خشک و خالی گفتن انقدر تقاضای غیره منطقی ای هستش به نظره شما ؟ چرا نرفتی تبریک بگی یعنی چی؟ یعنی گلایه کردن از به جا نیاوردن حد اقل شرط ادب !!! البته که نظر هر کسی محترمه ولی من هر بار که نظرات شما رو خوندم همیشه در جهت این بوده که به یه خانوم بگی شما اشتباه میکنی ! شما باید کلید اقتدار مرد رو بخونی. شما باید به مرد اقتدار بدی و ...
تبریک خشک و خالی و ادب را به جا آوردن در یک رابطه سالم و اختیاری معنی داره.
این آقا به نظر خودش لطف کرده که تا خونه ی پدر خانمش رفته و تا همین جاش را هم برای شرط ادب و از روی اجبار انجام داده.
ایشون با خانواده ی همسرش مشکل داره. درست و غلط بودن رفتارش هم از یک مسیر هفت ساله گذشته، نه یک تاپیک.
به گفته ی خود این خانم، همسرشون دو سال اول کادو می خرید، خوب بود و ... چی شد که به تدریج این رابطه بد و بدتر شد.
نمی گم همه اش آبانی مقصره. ولی می گم این یه رابطه ی مشکل داره. همین که پاشده رفته عروسی به نظر خودش زیادی قدم جلو گذاشته.
آبانی نمی گه بعد عقد یا بعد نامزدی یا بعد عروسی بد شد .... می گه بعد از دو سال ...
" چرا نرفتی تبریک بگی یعنی چی؟" ... منظورم این نیست که این سوال از اصل غلطه. منظورم اینه که مطرح کردنش به اون شکل غلطه.
همسر شما بچه ی سه ساله نیست که بهش بگی مامان جون چرا سلام نکردی !!
من می گم اگر هم می بینه همسرش دلخوره و ناراحته و با همه ی ناراحتیهاش اومده تو مراسم، ایشون نره در گوشش بگه وای چرا نرفتی تبریک بگی.
باید با رفتار خوب و درست ... خودش می بردش پیش عروس و داماد و تبریک می گفتن.
اگه با خوشرویی از اومدن شوهرش استقبال می کرد، اگه بهش دو تا جمله ی خوب می گفت و بهش اعتبار می داد، خیلی راحت می تونست همون موقع دست در دست هم برن سمت عروس و داماد و تبریکشون را بگن.
بدون این که آقا اصلا متوجه بشه داره چی می شه.
وقتی خانمی اینجا تاپیک می زنه با شوهرم مشکل دارم، من به شوهرش چی بگم که اینجا نیست و روحش هم از تاپیک خبر نداره.
اگر همسر ایشون اینجا بود اول باید ازش می خواستیم ایشون هم کل ماجرای زندگیشون و دلخوریهاشون را تعریف کنه تا بعد بهش بگیم آقا شما هم اینجا و اونجا و اونجا مقصر بودی.
الان که نیست من بگم آبانی برو امشب مفصل با شوهرت دعوا کن
تو مراسم هم باید همون جا جلوی جمع باهاش دعوا می کردی تا ادب بشه و از این به بعد بلند سلام کنه ....
آبانی با همسرش بجنگه به چه نتیحه ای می رسه؟ با یک بچه که احتمالا این وسط اول وسط این جنگ و دعواها روانی و عصبی و داغون می شه ... و بعد هم مثلا بشه فرزند طلاق.
آبانی که الان درآمدش هزینه رفت و آمد و مهد بچه اش می شه، طلاق بگیره چیکار کنه؟ (هر چند به نظر من زن نباید به خاطر وابستگی اقتصادی توی رابطه بمونه و اصلا دلیل خوبی نیست)
حتی اگه همه ی اینها هم مثلا درست باشه و خوب پیش بره، آبانی طلاق بگیره چه تضمینی هست که همسر بعدیش مشکلات دیگه ای نداشته باشه؟
شما آدم بی مشکل دیدین؟ آدم صددرصد سالم دیدین؟
هر کس یه مشکلاتی داره. مهم اینه که ببینیم این مشکلات چقدر قابل تحملن. چقدر قابل اصلاحن. چقدر ما توش سهم داریم یا تحریکش می کنیم. چقدر غیرقابل تحمل و تغییره و باید واقعا رابطه را ترک کرد.
نمی شه که تا تقی به توقی خورد خونه را بکنی میدون جنگ !
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : سه شنبه 26 بهمن 95 در ساعت 21:42
علاقه مندی ها (Bookmarks)