
نوشته اصلی توسط
yarmehrban
سلام عزیزم اگر تونستی غذا نخوری، آب نخوری، نفس نکشی میتونی عشق و احساس رو هم پاک کنی و دور بریزی. ما وجودمون با عشق و محبت پروردگار بوجود اومده نه با بی احساسی و سردی...قلبمون عشق و احساس رو با خون پمپاژ میکنه به تمام رگ هامون و به تک تک سلول ها میرسونه. مسی که عاری از اخساس و عاطفست در واقع خودشو از نعمات پروردگار محروم کرده.
گفت به مجنون صنمی در دمشق ... کای شده مستغرق دریای عشق
عشق چه و مرتبه ی عشق چیست؟ عاشق و معشوق در این پرده کیست؟
عاشق یکرنگ و حقیقت شناس ... گفت که ای محو امید و هراس
نیست در این پرده بجز عشق کس...اول و آخر همه عشق است و بس
عزیزم تنها کاری که در جایگاه یک دختر میتونی بکنی این هست که شوقت رو از ایشون پنهون کنی و در عین حال با محبت ومهربان رفتار کنی. در این مدت این شخصو از همه نظر بررسی کن که بفهمی عشقت بهش ارزش داره با نه. بعدش اینه در پیش چشمش باشی مثل دانشگاه با محل کار یا مهمانی خانوادگی... بهیچ وجه هیچی نگو تا اونهم هم عاشق تو بشه و برات اقدام کنه و مؤقر و سنگین باش. اگر عشقی بهت داشته باشه کم کم بطرفت میاد و تو هم با عقل بطرفش میری اگر نه ازش فاصله بگیر و زندگی خو ت رو به چاش و اضطراب دعوت نکن. شاد باشی
علاقه مندی ها (Bookmarks)