دوست عزیز سلام.ممنونم.من دوباره مطالبو خوندم.خیلی نکته هارو هم بنا به شرایط دارم سعی میکنم انجام بدم.مثلا همدلی که خیلی تاثیر گذاره.بیتوجهی به حرفهاش مخصوصا وقتی پای کس دیگه رو وسط میکشه.سکوت که خیلی البته سخته.اما اینکه ایشون افسردگی و وسواس داره شکی درش نیست.متاسفانه خیلی اوقات بحثهای ما نشئت گرفته از همین احوالات درونی ایشونه.که باز هم متاسفانه اقدامی به درمان نمیکنن و هر بار که ازشون خواستم سر باز زدن و با وعده دادن حالا تو برو منم یه فکری واسه خودم میکنم.با این قسمتش نمیدونم چکار کنم.
اینکه ایشون باید افسردگیشو درمان کنه
وسواس فکریشو درمان کنه
کنترل خشم یاد بگیره
من فقط میتونم خودمو کنترل کنم و نهایتا نذارم بحث بالا بگیره.اما ذهن ایشونو نمیتونم تغییر بدم
چطور میشه کسی رو مجاب کرد به رفتن پیش روانشناس و..









علاقه مندی ها (Bookmarks)