بی نهایت عزیز، بزرگوار من میگم منو بکش ولی بهم راستشو بگو ، یکی رو راست بهم بگه چی میبینه از من در قلب من جا داره. ممنون میشم از صراحت گفتار. آفت مشاوره به نظرم برای
ماهایی که واقعی واقعی هستیم و به دنبال تغییر، نیست. ماها دریای مشکل نیستیم یکی دو تا که از عیبامون برطرف بشه در وضعیت نرمال خواهیم بود. من و شما و خیلی ها در طیف
سلامت قرار داریم نهایت ناراحتی من میشه چند ساعت فکر کردن بعدشم حرف طرف درست بود با گوش جان میپذیرم نبود فراموشی و تمام.
مشاوره دادن و کمک به کسی که تو دنیای خودشه نه دنیای واقعی خیلی سخته و تشخیصش خیلی سخت تر. دنیای مشترکی اگه نباشه.... کلمات مشترک اگه نباشه.....
من هم مثل شما در نزدیکانم چنین فرد که نه افرادی هستن. به شدت هم آدم رو آزار میدن. باورم نمیشه که به چنین افرادی توصیف بشم.!!!! واااااای چقدر بد شدم من!!!!
میشل عزیز، شما همیشه خیلی خوب صحبت میکنی.
در زندگی شخصی من چیزی نیست جز بن بست و بن بست و بن بست.
دوستانم همه اولویت هاشون با من فرق داره.
خانواده ام اولویت هاشون با من فرق داره.
کارم اولویت هاش با من فرق داره.
کلا دنیا اولویت هاش با من فرق داره.
خسته شدم از این همه فرق!!!! فرق!!!! فرق!!! جنگ!!! جنگ!!!! جنگ!!! نه با کسی. من با همه سازگارم جز خودم. فقط و فقط با خودم. سر چی؟ مقاومت در مقابل انجام کار.
میشل جان از هر دوستی بخوای من رو توصیف کنه میگه اهل خنده و احترام.ساده و بی غل و غش. چون دوست دارم این طوری باشم.دلم نمیخواد پیچیده باشم.همین بلدم ولی نمیخوام.
کسی نفس بکشه میفهمم چی تو سرشه. خیلی خوب بلدم تا ته فکر آدما رو بخونم. خیلی حرفه ای و خوب ولی خودم رو میزنم به اون کوچه. دلم میخواد همه من رو ساده ببینن.
دوستی بسیار بسیار باسواد بهم گفت مشکل از اعتماد به نفسه. من گفتم نه.مشکل از آرزوهامه. دنیا رو این طوری میخوام از خودم شروع کردم.
من به احترام یک خسو خاشاک بلند میشم از جام و به خاطر پژمردگی گل گریه میکنم.
عصبانیت و من چندان همخوانی نداریم در دنیای واقعی.
در مورد دیگران و زندگیشون برام مهم نیستن. سرم به زندگی خودمه.
همین دیشب به یکی پست زدم نخوابی مغزت کار نمیکنه در حالی که خودم اصلا نمیخوابم!!!
من برنامه ی امروزم این بود. دانلود نرم افزار برنامه ریزی، نوشتن کامل برنامه هامو در آخر اجرا نکردن.
تعویق انداختن کارام.
من همه ی کارهامو انجام میدم اما بعد از گذشت DeadLine.
بی انگیزه و .. هم نیستم. دنیای انگیزه ام.
بی استعداد نیستم. خدای استعداد.
هوشم معمولی.
تخصص در چند رشته.
اما نمیدونم شاید به قول یک زن مغازه دار چشمم زدن. جادوم کردن!!!
برم پیش دعا نویس بگم من دیوااااانه شدم.
چیکار کنم با نظم تو زندگی شخصیم؟ نظم ندارم.
یه مشکل دیگه هم دارم.
یه چیزی شبیه خودآزری.
مریض میشم. ناراحت میشم، عصبی میشم ولی آدم نمیشم. نمیتونم سر موقع کارامو انجام بدم!!!
چیکار کنم از دست خودم.
این چیزیه که منو داره ذره ذره نابود میکنه. با قرص و دارو هم حل نمیشه. فقط با برنامه زندگی کردن که من متاسفانه ....
ممنون که حرفامو خوندید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)