به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array
    سلام به پرنسای عزیز

    " راجع ب اشپزی و سایر مواردم باید بگم ما با خونواده شوهرم زندگی میکنیم و فقط موقع خواب به خونه خودمون ک طبقه بالایی خونه پدرشوهرمه میریم و بنظر خودم زندگی ما اصلا ریشه ای نیست و شوهرمن اهل زن و زندگی نیست "

    به همین علت بالا از نظر همسرتون و خانواده اش و حتی خود شما هنوز تشکیل خانواده ندادید و انگاری فقط یکی دو نفر به اعضای خانواده همسرتون اضافه شده

    شما ازدواج کردید و تشکیل خانواده دادید و منزل جدا دارید
    درست نیست بیشتر منزل پدر خودتون یا پدر ایشون باشید

    سعی کنید دیگه بیشتر منزل خودتون باشید-آشپزی کنید-خونه رو از وجود خودتون گرم نگه دارید و رفت و آمد رو به منزل پدر و پدرشوهر موکول کنید به آخر هفته ها برای چند ساعت

    " اصلا انگار منو ب رسمیت نمیشناسی و از زندگی مشترک و مسئولیتا و نیازهای یک زن هیچ چیز بلد نیست "

    چون خیالشون راحته شما اگر اون نباشه و بره با دوستاش یا میرید خونه پدر یا پدرشوهر

    منزل خودتون بمونید و خیال کنید خیلی از خانواده هاتون دورید و زود زود نمیتونید برید پیششون

    بذارید متوجه بشه تشکیل خانواده داده و مسولیت داره
    تا وقتی منزل خودتون بیشتر نباشید همین حس رو داره که انگاری یه خواهر داره که به جمع خانوادش زیاد شده و نه یک همسر(بخاطر همینه که توقع نداره که ازش بپرسید کجا بوده مثل انتظاری که از خواهرش داره که ازش نپرسه)

    یا حق


    زندگی زیباست

  2. 3 کاربر از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده اند .

    میس بیوتی (چهارشنبه 28 تیر 96), بارن (دوشنبه 19 تیر 96), جوادیان (دوشنبه 19 تیر 96)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 دی 96 [ 23:12]
    تاریخ عضویت
    1396-4-16
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    58
    سطح
    1
    Points: 58, Level: 1
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نادیا-7777 نمایش پست ها
    سلام به پرنسای عزیز

    " راجع ب اشپزی و سایر مواردم باید بگم ما با خونواده شوهرم زندگی میکنیم و فقط موقع خواب به خونه خودمون ک طبقه بالایی خونه پدرشوهرمه میریم و بنظر خودم زندگی ما اصلا ریشه ای نیست و شوهرمن اهل زن و زندگی نیست "

    به همین علت بالا از نظر همسرتون و خانواده اش و حتی خود شما هنوز تشکیل خانواده ندادید و انگاری فقط یکی دو نفر به اعضای خانواده همسرتون اضافه شده

    شما ازدواج کردید و تشکیل خانواده دادید و منزل جدا دارید
    درست نیست بیشتر منزل پدر خودتون یا پدر ایشون باشید

    سعی کنید دیگه بیشتر منزل خودتون باشید-آشپزی کنید-خونه رو از وجود خودتون گرم نگه دارید و رفت و آمد رو به منزل پدر و پدرشوهر موکول کنید به آخر هفته ها برای چند ساعت

    " اصلا انگار منو ب رسمیت نمیشناسی و از زندگی مشترک و مسئولیتا و نیازهای یک زن هیچ چیز بلد نیست "

    چون خیالشون راحته شما اگر اون نباشه و بره با دوستاش یا میرید خونه پدر یا پدرشوهر

    منزل خودتون بمونید و خیال کنید خیلی از خانواده هاتون دورید و زود زود نمیتونید برید پیششون

    بذارید متوجه بشه تشکیل خانواده داده و مسولیت داره
    تا وقتی منزل خودتون بیشتر نباشید همین حس رو داره که انگاری یه خواهر داره که به جمع خانوادش زیاد شده و نه یک همسر(بخاطر همینه که توقع نداره که ازش بپرسید کجا بوده مثل انتظاری که از خواهرش داره که ازش نپرسه)

    یا حق


    سلام عزیزم ممنون کاملاااا حرفای شما درسته و قبولشون دارم تلاشمم کردم شوهرو زندگیمو ب خونه خودم بکشونم چون مطمئنم اونجوری دیگه شوهرم بیشترپایبند زندگیش میشه و مسئولیت پذیرتر میشه ولی ایشون میگن من تازمانی ک پدرومادرم زنده هستن با اونا زندگی میکنم بخاطر بچه اخربودنش و وابستگی ب اونا میگه، بنظر خودمم از هر نظری منو دست خونوادهش سپرده و اوناهم ب بهترین نحوه حمایتم میکنن ولی چ فایده من ازداوج کردم با شوهرم خوش باشم عشق محبت و از اون ببینم هرچند اوناهم دوست دارن ما مستقل بشیم ولی شوهرم قبول نمیکنه الان تو این فکرم اگه شوهرم اومد و خواست برگردم شرط اصلیمو این مورد بزارم ک مستقل بشیم ولی میدونم شوهرم قبول نمیکنه، بنظر شما چطور مطرحش کنم و یا با توجه ب مشکلاتم باهاش چ شروطی بزارم و چطوری باتوجه ب شخصیت خودشیفته و خودخواه شوهرم حرفامو بزنم ک ایشون قبول کنه و زندگیم درست باشه ، من شوهرم میشناسم مطمئنم تا پای طلاقم میاد اینقد ک بی کله و خودمچکره!! ممنون میشم راهنماییم کنید

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1394-2-31
    نوشته ها
    777
    امتیاز
    14,904
    سطح
    79
    Points: 14,904, Level: 79
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 446
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    700

    تشکرشده 1,168 در 528 پست

    Rep Power
    147
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط peransa نمایش پست ها
    ایشون میگن من تازمانی ک پدرومادرم زنده هستن با اونا زندگی میکنم بخاطر بچه اخربودنش و وابستگی ب اونا میگه، بنظر خودمم از هر نظری منو دست خونوادهش سپرده و اوناهم ب بهترین نحوه حمایتم میکنن
    این قسمت از حرفای شوهرتون خیلی خام و به زبان ساده گول زدنه شماست..

    شما طبقه بالا میشینید و همین میشه حمایت و تنها نگذاشتنه پدر و مادر ایشون

    گرچه پدرشون در قید حیات هستند و میتونن خودشون گلیم دو تائیشونو از آب بکشن بیرون.. پس معنی نداره که شما همش پائین باشید ..

    اینکه میگن شمارو دست خونواده شون سپردن , کلا حرف غلطیه و ایشون باید شما رو سرپرستی و حمایت کنن.. باید حتما تو خونه خودتون غذا بخورن و از دستپخت شما

    به قول دوستمون نادیا خانم ایشون الان انگار ازدواج نکردن و از خونوادشون جدا نشدن..

    از این به بعد خودتون غذا درست کنید و منتظر ایشون بمونید تا کم کم عادت کنن بیان طبقه بالا..

    از مادر شوهرتون هم بخواهید بهشون اینو بگن که شما دگ ازدواج کردید و باید همه مسائلتون ازشون جدا بشه ..

    ولی اگه پدر و مادر ایشون کاری داشتن دریغ نکنید ..

  5. 3 کاربر از پست مفید جوادیان تشکرکرده اند .

    نادیا-7777 (سه شنبه 20 تیر 96), میس بیوتی (چهارشنبه 28 تیر 96), بارن (سه شنبه 20 تیر 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا این ازدواج میتونه نتیجه خوبی داشته باشه!؟
    توسط Nima1364 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 آبان 93, 18:03
  2. هنوز دوسش دارم نمیتونم فراموشش کنم
    توسط saram در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 شهریور 93, 09:57
  3. از دست خانواده شوهر خسته شدم و شبها نمیتونم بخوابم
    توسط پری 88 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 06 دی 91, 20:45
  4. دختر سه ساله ام بيش از حد به وسايلش وابسته است.
    توسط مهرو در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 آذر 91, 18:14

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.