به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 31

Threaded View

  1. #23
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    سلام
    ممنون از همه دوستانی که وقت گذاشتن وراهنمایی کردن فکر نمکیردم کسی به تایپیک خسته کننده من بیاد ونظر بده شرمنده نمیتونم به همه جواب بدم
    تصمیم قطعیم اینه که واقعا قط ارتباط کامل در این شرایط برام مقدور نیست به خاطر کارم که الان از همچی برام مهمتره
    همینجوری هم من زیاد حضوری نمیرم پیشش الان فکر کنم یه ماهی میشه من ندیدمش فقط ارتباط تلفنی یا تلگرامیه که همش هم از طرف اون بوده
    میدونم مشکل خودم هستم که احساسم نمیتونم کنترل کنم ولی وقتی حضوری نرم حالم بهتره ولی ذهنم درگیر وهمش انتظار میکشم که الان میاد از اینجا رد میشه
    چند روزی سر خودم شلوغتر کردم از نظر کاری که کمتر فکر کنم ولی باز یه غم بزرگی روی دلم سنگینی میکنه حوصله هیچ کس ندارم حتی مادرم هر چند وقت یه بار میاد پیشم چند روز میمونه دوست دارم زود بره تنهاییم دوست دارم
    میخوام از نظر کاری خیلی پیشرفت کنم تو این محیطی که هستم فعلا به گفته دیگران بهترین هستم ولی همش بی حس وحالم اگه روحیه ام بزاره اعتماد به نفس پایینم بزاره
    فکر کنم هر چی میکشم از همین اعتماد به نفس پایینمه خودم دیگه اصلا دوست ندارم جلو اینه میرم به خودم بد بیراه میگم دیگه ظاهرم دوست ندارم همش از خودم ایرادمیگیرم
    از اینکه سنم داره میره بالا وظاهرم شکسته میشه خیلی میترسم همین بدتر افسرده ام کرده ومیگم حتما ظاهرم عیب وایرادی داره که حتی یه نفر هم تا حالا نتونستم جذب خودم کنم
    کاش راهی بود یهو روحیه ام خوب میشد یه قرصی بود میخوردی یهو بیخیال میشدی نسبت به همچی وهمه کس فقط روی چیزی که میخواستی تمرکز میکردی دیگه بقیه مهم نبودن
    من ضعیف شدم هم روحی هم جسمی ونمیتونم زیاد خودم تغییر بدم هر چی به ظاهر خودم میرسم هیچ تغییری تو خودم حس نمیکنم فکر کنم چون از درون خراب شدم
    مرا با حقیقت
    بیازار
    اما،
    هرگز با دروغ
    آرامم نکن.


  2. 4 کاربر از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده اند .

    mohamad.reza164 (سه شنبه 03 مرداد 96), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 02 مرداد 96), نیلوفر:-) (سه شنبه 03 مرداد 96), المای (سه شنبه 03 مرداد 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سوء تفاهم های کوچک اما تاثیر گذار
    توسط majid_k در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 فروردین 94, 19:08
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 شهریور 93, 17:41
  3. سوال از خانم های متاهلللللللل
    توسط amykate در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 شهریور 90, 14:47
  4. سوءظن و بدبینی مرد به همسر و راه حل آن
    توسط گام به گام در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 تیر 90, 11:05
  5. سانسور ...خودسانسوری...بی سانسوریه محض؟؟؟
    توسط NIM-KHAK در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 07 شهریور 87, 10:43

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.