سلام
احساس ما از نگرش ما نشآت میگیره .ما خارج از نگرشمون با جهان در ارتباط نیستیم.پیچیده دیدن واقعیات دنیای بیرون شایددر ابتدا مقداری عمیق وخاص به نظر برسد اما کم کم اثرات منزوی کننده خودش را نشان میدهداگر این تجزیه وتحلیل واقعیات در جهت دیدن دنیایی عمیق واسرارآمیز باشدبه انگیزه لطمه ای نمیزند ولی این تفسیر از مرگ که حالا چه کاریه ما تلاش کنیم و بسازیم آخرش که مرگه!!پس از حالا هیچ تلاشی نمیکنم ،شاید به جرات بشه گفت آسیب زننده ترین نگرش نسبت به مرگ هست.مرگ بخشش بزرگ خداوندی برای جهان هستی و موجوداتش هست یک مرحله از غایت زیبای هستیه.خود شما اینها رو بهتر میدونید
اگر نظر ما رو نسبت به احوالات خودتون میخواهید بدونید،تجاربی که داشتید و شرایطی که در اون به سر میبرید خود به خود باعث ایجاد سطوحی از افسردگی در شما شده وهمین حالتون روی نگرشهاتون تاثیر داشته از طرف دیگه نگرشتون خودش به افسردگی شما دامن میزنه واین دور به صورت آرام وتدریجی شما رو به سمت کرخت شدن و میل به حس نکردن واقعیتهای روزمره سوق میدهد.شاید لازمه مدتی هم این افکار رو رها کنید وبه درست یاغلط بودن ونبودنش فکر نکنیدهم این حال وهوا رو از خودتون دور کنید.
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)