سلام آبی،
خوشحالم که از اون آشفتگی و کلافگی تاپیک قبلی بیرون اومدی.
به نظر من کاری که باید بکنی این هست که
1- رابطه ی دوستانه و محترمانه ات را ادامه بدی.
2- به شدت و با جدیت روی آرامش درونی آبی بیکران کار کنی. باید کاملا به خودت مسلط باشی. آروم باشی. به احساساتت آگاه باشی و بتونی کنترلشون کنی.
یادمه تو تاپیک قبلیت با خدا هم قهر کردی و یه چیزی گفتی ... باید به مرحله ای برسی که با این فشارها و ناکامی ها، سریع به مرحله ی قهر با خدا نرسی
وقتی آروم و مطمئن باشی، انرژی های مثبت و آرامش به اطرافیانت منتقل می کنی ... خود اون آدم از این که از حضورت آرامش و انرژی می گیره، جرات پیدا می کنه که قدمهای بعدیش را برداره. به ایشون کاری نداشته باش. خودت را تا می تونی تقویت کن.
( در این مورد مطالب زیادی توی اینترنت هست ....... اگه پیدا نکردی بگو برات چند تا لینک و کانال بذارم)
3- مواردی که خودت فکر می کنی دافعه داره یا نگران کننده هست، دیگه مطرحشون نکن یا کمرنگش کن.
آبی عزیزم، برای کسانی که تحصیلات دانشگاهی کم دارند یا ندارند، استفاده از کلمه ی استاد ! خیلی سنگینه. شما به ایشون گفتی من مدتی استاد دانشگاه بودم، همه ی اعتماد به نفسش را گرفتی کهاکثر کسانی که فوق لیسانس دارند، مدتی هم حق التدریس در دانشگاه تدریس کردند، استفاده از کلمه استاد برای تدریس موقت در دانشگاه درست نیست.
سعی کن مواردی که ایشون ممکنه بهش حساس باشه را زیاد مطرح نکنی.
4- به جای تلاش برای این که ایشون را جذب کنی، بیشتر دقت کن ببین واقعا فرد مناسبی برای شماست؟ مطمئنی؟ ارزیابیهای مقدماتیت را کردی؟
*********************
ناهید جان، من با حرف شما موافقم که مهارت طرفین در کنترل و پیش بردن یک رابطه چقدر مهمه.
ولی موضوع اینجاست که آبی این آموزش را ندیده، این مهارت را نداره، الان اگه بخواد کاری بکنه ( به قول شما مث اون دخترهایی که خودشون اقدام می کنن و طرف را حذب می کنند)، بدتر خراب می کنه. به خودش آسیب می زنه. ممکنه رابطه را هم از مسیر درستش خارج کنه.









اکثر کسانی که فوق لیسانس دارند، مدتی هم حق التدریس در دانشگاه تدریس کردند، استفاده از کلمه استاد برای تدریس موقت در دانشگاه درست نیست.


علاقه مندی ها (Bookmarks)