سلام خانم ميشل.
مهمترين فرق ما با اونها در نوع نگاه به آينده است.
اونها نميگن مدير عامل بياريم ، سهام به نامش بزنيم ، در آينده چه كنيم؟
اونها ميگن مدير عامل خوب بياريم، اگر هم دستمزدش گران بود، عيب نداره، اون مارو بالا ميكشه و ما هم اون رو.
از طرفي فكر ميكنم ، قراداد هاي اونها به صورت حقيقي و حقوقي هست. مثال: 10 درصد حقوق مديرعامل به صورت سهام داده ميشه. به اين معني كه 10 درصد به نام شخصيت حقوقي مديرعامل ( فارق از اينكه چه شخص حقيقي باشه) ميخوره و اين قابل تغيير هست، ممكنه مدير بهتري بياد و بيشتر بخوره.
ولي براي پاداش ها، از سهام حقيقي استفاده ميكنند. مثال: ميگن خانم ميشل امسال 200 هزار دلار سود بيشتر نصيب ما كرده، اگر برنامه هاي دو سال آينده خانم ميشل رو بريم، احتمالا فلانقدر هم به سودمون اضافه ميشه. خوب بيايم جاي پول بهش يك درصد سهام بديم به نام خودش، مهم هم نيست كه بخواد يه روز بره، چون همين الانش با كار هاي اون، سهام ما در بورس 20 درصد افزايش پيدا كرده. البته اين ترفند به جز افزايش انگيزه براي خانم ميشل، باعث ميشه باقي كاركنان هم به تلاش بيشتر بيافتند، از طرفي جو رواني كه در بازار بورس ايجاد ميكنه، هم با استقبال عموم مواجه ميشه و باز هم پيش بيني افزايش سهام شركت هم به طور خيلي جزئي ميره.
اين بازي، بازي ذهن برنده است. چون به شكست فكر نميكنه، دلش موفقيت مي خواد.
در شركت هاي ايراني معمولا از افزايش درصد اضافه كار از 1.4 به مثلا 1.8 يا افزايش سنوات از يك ماه به 4 ماه و يا اعطاي سفرهاي خارجي و غيره استفاده ميكنند.
----------------------------------------------------









علاقه مندی ها (Bookmarks)