نقل قول نوشته اصلی توسط جوادیان نمایش پست ها
سلام

دوست عزیز با ایشون کلا قطع رابطه کن و بقیه کارهارو بسپار به خونواده و مخصوصا پدرتون..

برعکس که میگین نمیخوام عشق کور و کرم کنه, اما در عمل کار دیگه ای میکنین و با هر دروغ ایشون امیدوارتر میشین..

بذارین پدرتون امور و دستش بگیره و خودش بره تحقیق کنه.. آدرس منزلشونو بگیرین و برین تحقیق و ادرس جایی که کار میکنه رو هم بگیرین و از همکاراش دربارش پرس و جو کنین..

اگه دیدین خیلی چیزها دروغه بازم از طریق خونواده جواب منفی بدین .. شما هنوز خواستگاری نشده این همه مشکل پیدا کردین چه برسه به بعد
نقل قول نوشته اصلی توسط zhilaebrahimi نمایش پست ها
الماس صورتی عزیز،من یادم میاد وقتی همسرم به خواستگاریم اومد چیزایی گفت که دروغ بودمثلا درمورد مدرک تحصیلی ودرامد و...ولی بعد که وارد زندگی شدم فهمیدم چیزهای خیلی مهمتری بوده که نگفتن و همینها باعث جدایی و طلاق شده.ادمی که بتونه اولین دروغ رو به هر دلیل بگه میتونه دروغهای بزرگتری هم بگه خصوصا به کسی که قراره اولویت اوله زندگیش باشه،این خیالی خام است که بگی چون دوستم داره دروغ میگه،آدمی که بالغ باشه و کسی رو دوس داشته باشه و بخواهد به دستش بیاره بالغانه رفتار میکنه و صادقانه ترین وجه شخصیتشو به شریک آینده زندگیش نشان میده.من اگر تجربه الان رو میداشتم هرگز اشتباه به این بزرگی که الان کردم رو نمیکردم لطفا به این سرنخها توجه کن،دلیل کافی برای حذف کردن این ادم وجود داره.لطفا عاقلانه قضیه رو ببینید.سنشونم کم نیست که بگیم احساساتی و هیجانی قضیه رو نگاه میکنن و بخاطر به دست آوردنت هرکاری میکنن.اگر میخواهی باهاش ادامه بدی آماده دروغهای بزرگتر باش.

راستش یجورایی مجبورم ازدواج کنم .. به هزار و یک دلیل و تابحال چند مورد دیگم داشتم که بهم خورده و اونا هیچوقت سراغمو نگرفتن.( من هیچ مشکلی نداشتم که بگم به فلان علت... اما اونها تلاشی برای داشتنم نکردن و من اجازه دادم در انتخاب آزاد باشن, گرچه قلبا گاهی بخشیدنشون برام سخته)
من گاهی امیدوار به حرفش میشم و گاهی ناامید... هفته پیش دیدم که گریه میکرد... فکر کنم بخاطر من خیلی چیزاشو ازش گرفتن حتی پول جیبیشو... که منو کنار بگذاره.. نمیخوام زود قضاوت کنم و بقول شما تحقیق حتما میکنیم.
اما اگر گفت دروغ گفتم برای تو رو داشتن چی... میدونم خود دروغ گویی عمل ناشایستی هست ولی شاید بدلیل مشکلات عاطفی فکر میکنه باید با دروغ یکیو بدست بیاره...
ذهن خودمم از بس آشفتس و ضربه دیده که فکر میکنم دروغ میگه یا قضاوت میکنم و اکثر اوغاتم کمی خشنم ...(البته با ایشون مهربان)