((منم در نهایت گفتم هرکاری دلت میخواد بکن اما به من نگو ...))
از موضع ضعف برخورد نکن عزیزم
ناراحتم نباش این آقا شوهرت که نیست
_______
من حتی صبرمم شد مایه دردسرم ... صبر کردم ومنتظر موندم درکم کنه نکرد ...به روش آوردم درکم نکرد
تنها با زور و رفتن و ترک کردن درست شد که دیگه خیلی زود بود:))
نذار بااین کار هاش و حرفای بعدش اذیتت کنه حیفه واقعا حیفه
حتی بااین توجیها ...اگه بداخلاقی میکنه ...اگه کلافه میشه اگه کارشو موجه میدونه و ازخودش دفاع میکنه یارفتارهایی به جز درک کردن احساس طرف مقابلش دیگه به روش نیار
چون از خودش متنفر میشی و کاری که با زور باشه ارزش نداره
اصلا به روش نیار که به رفتارش جهت بدی یاازت پنهان کنه فقط بزار بشناسیش
________
زود اعتماد نکن اینکه یکی حلقه خرید یا گفت دوستت دارم دلیل نمیشه قصدش عین خودت پاک باشه یا اصلا قصدش درست باشه مسیر درست رو بخواد بره
به خاطر همین زود اعتماد کردن احتمال شکست خوردن زیاد میشه
الانم این آقا فقط حلقه خریده و فقط خانواده اش در جریان هستن
خیلی ازخانواده ها هستن که وقتی پسرشون دوست میشه بایه نفر ازش حمایت میکنن متاسفانه دلشون میخواد پسرشون خوش باشه
اصلا مسئولیتی نمیپذیرن شمام تا اون خانواده نیومدن خواستگاری و حسن نیتشونو ثابت نکردن نمیتونی روشون حساب کنی عزیزم
اون آقا اگه قصدش ازدواج باشه مخصوصا اینکه از یه شهر دیگه هم هست فورا شروع میکنه به تحقیق راجع بهت و رابطشو جدی و درست پیش میبره (یکی دوتا جای اشتباه داره هر آدمی ...نه اینکه بعد یه مدت کلی اشتباه و سوتفاهم ! برات ردیف بشه
....اینجوری دیگه اشتباه نیست)
میتونی تاپیک منو بخونی فکر میکنم کمکت کنه
من ازاولم متوجه شدم که راهو اشتباه اومدم و کسی که دارم میشناسمش (نمیگم اصلا) به اندازه یه همدم درکم نمیکنه اما چون تجربه اولم بود همش فکر میکردم حتما باید به نتیجه برسه و تحمل اینکه بخوام بپذیرم جدایی رو واسم خیلی سخت بود جوری که استرس میگرفتم و نمیتونستم بپذیرم اما تاپیکمو بخونی متوجه میشی همه چیزایی که تحمل کردم واصلا مطرح نکردم به کنار
دوتا مشکل برام حل نشد تو این رابطه اگه رابطه سالمی بود این ها اصلا به عنوان مشکل وجود نداشت و آخرهم چیزی که باید اول اتفاق می افتاد افتاد....








علاقه مندی ها (Bookmarks)