سلام عزیزان

نمیدونم همزمانی پاییز با محرم اینطور آدمو دلگیر میکنه یا موضوع چیز دیگست... خیلی با خودم کلنجار رفتم تایپیک بزنم اما یه حس ناامیدی غریبی میگه وقتتو تلف نکن. تو اهل تغییر نیستی

لااقل به درست برس یه فایده داشته باشه!
از حسم میترسم! خیلی سردم خیلی! برای سفرهای همسرم لحظه شماری میکنم... شاید دنبال جرعه ای آزادی و آرامشم... دلم میخواد چشمامو ببندم و بخوابم
خوابی عمیق بدون دغدغه هیچ چیز... وقتی چشمامو باز کنم که همون دختر دبیرستانی شاد و شیطون و درس نخون که همه وقتشو با دوستاشه باشم...
واقعا ادم در هر برحه ای هست بعدا حسرت همون زمانو میخوره... و این منو به خودم میاره که بعدا چه خواهد شد که حسرت این روزها به دلم بمونه
دلم سفر میخواد. یک سفر تنها بدون هیچ کس...
علاقه مندی ها (Bookmarks)