به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 30

Threaded View

  1. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 شهریور 97 [ 01:22]
    تاریخ عضویت
    1396-7-23
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    894
    سطح
    15
    Points: 894, Level: 15
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    متاسفانه اون ملك تو برج هست و با وجود شرايطى كه داره نميشه فهميد كه همسرم چه اوقاتى به اونجا رفت و آمد مى كنه، راستش اين خونه مال يكى از دوستان همسرم بوده كه به همراه خانومش رفتند آمريكا و همسرم اسباب و اثاثيه اضافى اون خونه رو از دوستشون ميخرن و اجاره اونجا رو هم پرداخت مى كنند، من تا مدتى خبر نداشتم تا اين كه يكى از اقوام همسرم از شهرستان اومد و همسرم براى اسكانشون اونجا رو در اختيارشون گذاشت، حتى همون موقع هم گفت اينجا خونه دوستمه، بعدها فهميدم همسرم ماهى چهار ميليون براى اجاره اونجا داره پول ميده يك بار گفت علتش اينه كه دوستم گفته شما خونه رو با اسباب اثاثيه براى ما امانت نگهدار شايد ما برگرديم و نتونيم اينجا بمونيم و بعدا با شما تسويه كنيم، يك بار گفت قرارهاى خيلى شخصى و خصوصى مو كه معمولا ميخوام مسكوت بمونه اونجا برگذار مى كنم، خلاصه هر بار چيزى گفت و من چون دوست داشتم باور كنم باور كردم. و واقعا نميخواستم كنكاش كنم، اما الان برام كاملا واضح شده كه اونجا انگار خونه مجرديه همسرمه.
    در مورد كتك زدن، همسرم از ابتدا به من گفته بود كه من دست بزن دارم ولى به شوخى گفته بود، و منم به شوخى گرفته بودم اما ذاتا مرد خشنى هست و از زور گفتن خوشش مياد، خيلى دوست داره حرف حرف اون باشه و من بگم چشم، حتى اگه بدونه داره اشتباه مى كنه، اوايل به عنوان بازى و شوخى زور مى گفت و منم چون مى ديدم حس مردانه اش با اين كار قوى تر ميشه سعى مى كردم تا جاى ممكن همه چى مطابق ميلش باشه، اما الان واقعا خسته شدم، مثلا فقط كافيه يه روز من از دستم در بره و يك گوشه خونه به هم ريخته يا شلخته باشه، همين كافيه تا به بدترين شكل ممكن با من رفتار كنه و تو هر شرايطى باشم مجبورم كنه همه جا رو تميز و مرتب كنم، از مساله ديگه اى كه خيلى بدش مياد همين كنكاش من راجع به ساعت كارش و رفت و آمدش و ملاقات هاش هست، خودش اگه دوست داشته باشه همه چى رو از سير تا پياز براى من تعريف مى كنه و راهنمايى هم ازم ميخواد، اما اگه من خودم سوال كنم جواب سر بالا ميده، جديدا هم نقطه ضعف از من گرفته و مثلا بهم ميگه رقيب دارى يا با دوست دخترم بودم، بعد كه حسابى شوخى بيجا كرد و واقعا حال من خراب شد مياد نازمو مى كشه و از دلم در مياره. از حق نگذريم هم واقعا وقتى محبت مى كنه از محبت سيراب ميشم و انگار بهترين مرد دنيا نصيبم شده، اما سبك و سنگين كه بكنى ايراداتش خيلى خيلى بيشتر از محاسنش هست و من اينو الان دارم مى فهمم

  2. کاربر روبرو از پست مفید شبنم بانو تشکرکرده است .

    yyousefi1981 (سه شنبه 03 بهمن 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.