سلام به مدير محترم و بقيه عزيزان
ضمن قدردانى از لطف و همدردى شما:
خبر جديد اين كه من متوجه شدم اون خانمى كه همسرم باهاش در ارتباطه كى هست! يكى از كارمندان قديمى شوهرم، اگر فقط همين يك نفر باشه، البته همسرم به كل انكار مى كنند و ميگن همچين چيزى نيست، خب من ديدم ايشون براى همسرم استيكر قلب ميفرسته و ديدم كه گاهى بى دليل تماس ميگيره و جوياى همسرم ميشه، وقتى به روى شوهرم آوردم بهم گفت واى نه اون پلنگه و همه جاش عمليه و من چرا بايد برم با اون! و خودش نامزد داره و ...ايشون خيلى پاشو تو رابطه با همسر من فراتر گذاشته و خيلى بى محابا تماس ميگيره و گاهى همسرمو تو خطاب مى كنه! ميگم بيرونش كن ميگه اگه حرفتو گوش كنم بايد هميشه بهت چشم بگم، من به تو وفادارم، اگه قبول دارى كه خب هيچى، ولى اگه شك دارى و ميخواى زندگى رو به جفتمون جهنم كنى برو پشت سرتم نگاه نكن
اون خانم هم واقعا در مقايسه با من يه زن زشت هست، از همونها كه هر لحظه ميترسى بياد زندگيتو جهنم كنه اما لاغر و قدبلنده، و من نميدونم چه رفتارى با شوهرم داشته كه شوهرم حاضر نيست به خاطر من اونو بذاره كنار
ما رابطمون خيلى خراب شده و همسرم اكثر اوقات خيلى بى اعتنا و غمگينه منم براى اين كه به پر و بالش نپيچم اكثرا خودمو مشغول مى كنم و خيلى از هم فاصله گرفتيم، رفتار درست الان چيه؟ من به اطمينانى كه همسرم بهم داده دلخوش بشم و طورى رفتار كنم كه انگار اتفاقى نيفتاده! يا ته توى قضيه رو در بيارم و برم با اون خانوم صحبت كنم؟ شوهرم باز الان كه كارى نداشت و پنجشنبه بود ساعت يازده به بهانه كار بانكى رفته بيرون و هنوز نيومده... منم براى خودم عصر برنامه گذاشتم با دوستان زمان مجرديم برم بيرون، از بس تو خونه نشستم غصه خوردم دارم ميميرم
از مشاور وقت گرفتم و ميخوام برم حتما باهاش صحبت كنم، شايد رفتار من غلطه و همه چيز رو رواله! در مورد اين كه از يكى از اعضاى خانواده يا دوستان هم راهنمايى بگيرم نظر بدين لطفا، صلاحه كه موضوع رو با مادرم مطرح كنم يا خير!