نسیم جانم ببخشید من حالم خوب نبود و نتونستم سر بزنم
ببین عزیزم...من طرفداری همسرتو نمیکنم..فقط نگرانم تو وضعیت رو وخیم تر از اینی که هست بکنی
چون سر خودم دقیقا اومده:
من یکبار توی دادگاه به همسر سابقم گفتم شما مشروب خورید ( که واقعا هم میخوردن) در حد همین یک جمله و تمام شد و رفت.
چند روز بعدش دیدم از من شکایت کرده بابت تهمت به شرابخواری و از کسانی هم که توی اون دادگاه بودن ، استشهاد گرفته بود و امضا کرده بودن...خدا میدونه چقدر منو اذیت کرد سر این موضوع....
وتی مسئله دزدی رو گفتی کار ندارم واقعا کار همسرت بوده یا نه...اما هر حرفی رو هر جایی نباید زد.کار رو خراب تر میکنه.
طلا مهم نیست.مهم سلامتی و ارامش توئه.حالا مثلا 100 میلیونم طلا داشته باشی که بعید میدونم انقدر باشه.چه فایده وقتی تو این همه بخاطرش خودخوری کنی و حر ص بخوری؟
ببین نسیم جان
تو یه کاری رو شروع کردی و باید باید باید به نهایت برسونیش.وگرنه دو سر باخت خواهی شد.
اگر سر تمکین کنارش حضور پیدا نکنی و داخل منزل مشترک نری اون خیلی راحت بدون اینکه طلاقت بده میتونه ازدواج مجدد کنه....میتونی تحمل کنی؟!
از طرفی اگر بری تو خونه پیشش و اتفاقی برات بیفته میتونی علیه اش از اون استفاده کنی....
بعدش هم اسمش تمکینه.مگر که نیست.برو تو خونه اگر داشت ازارت میداد به وکیلت یا 110 زنگ میزنی که برات گزارش بنویسن و بعدش میری از خونه..حالا دوباره همسرت باید بره تقاضای تمکین بده و دوباره همه مراحل رو انجام بده ....انقدر نترس
این ترس های توئه که دائم کار دستت میده
وکیل تو قانونی داره پیش میره اما با استفاده از کوتاهترین راهها...و راههایی که مثل این میمونه پل های پشت سرتو خراب کنی.و حس لجاجت و خشم رو در طرفت زیاد میکنه...
نسیم راه شروع شده رو تموم کن
ضعف و ناتوانی رو بذار کنار
این زندگیه توئه و تو باید تصمیم بگیری نه وکیلت به هر نحوی که دلش میخواد
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)