به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 اسفند 96 [ 18:34]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    4,905
    سطح
    44
    Points: 4,905, Level: 44
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteranTagger Second Class
    تشکرها
    149

    تشکرشده 109 در 37 پست

    Rep Power
    0
    Array
    همه ی این حرف هارو قبول دارم ولی از تلاش یک طرفه هم گاهی خسته میشم
    گفتم که همسر من تو خونه بینهایت مهربونه و هوامو داره ولی همه ی این ها فقط زمان هاییه که کنار همیم
    مثلا من بیمار شده بودم و حال جسمیم واقعا بد بود .صبح قبل از رفتن به سرکار با هم بحثمون شد و از صبح تا نه شب حتی یه اس ام اس به من نزد ببینه مردم یا زنده ام
    حتی خودم بهش زنگ زدم گفتم بیمارستانم و گفته شرایطم فلانه ولی فقط پرسید چرا و من هم تو جواب گفتم باشه بعدا دورم شلوغه و دیگه خبری نشد که نشد
    دل آدم میگیره خب
    هر چه قدر هم دعوا کرده باشیم , اون که وضع بیماری منو دیده بود ! اون که دید چه حال بدی داشتم و پای تلفن تو بیمارستان با گریه از دردم باهاش حرف زدم ولی هیچ تماسی باهام نگرفت تا ساعت نه و نیم ده شب که رسیدم خونه
    تازه همون زمان هم پشتشو کرد بهم خوابید و خودم از پشت بغلش کردم و زدم زیر گریه و از بیماریم گفتم !یعنی بازم محلم نذاشت
    همین اواخر با هم خیلی هم خوب و خوش بودیم و زمانی که من رسیدم خونه دیدم یه اتفاق خیلی بد افتاده بود و به شدت ترسیده بودم شاید حدود 20 بار با همسرم تماس گرفتم ولی جواب منو نمیداد !پشت خطش میرفتم یعنی همون زمان تماس های کاریشو میگرفت ولی جواب منو نمیداد ! یعنی دیگه واضح نیست زنی که همه ی اقوامش خارج از ایرانن وتنهاس و گاهی شاید یه تماس در روز بگیره این همه تماس پشت سر همش به چه دلیله؟
    ولی همسر من تو این شرایط هم جوابمو نداد و بعد از نیم ساعت شروع کرد به زنگ زدن که من دیگه تلفنو کشیدم و زنگ زدم از پدرشوهرم اینا کمک خواستم و اون ها اومدن
    یا مثلا رفته بود ماموریت و به دلیل حضور بنا تو خونمون من نمیتونستم برم خونه و هیچ جایی رو هم نداشتم ! تا حدود ساعت 12 شب هیچ جایی نداشتم و چشم به راه اومدن یکی از اقوامم بودم که کلید منزل پدریمو بیاره و برم اونجا اون زمانو ولی همسرم با اینکه از بی جا و مکانی اون شب من خبر داشت و خودش هم نبود هیچ تماسی باهام نگرفت! هیچی !
    من هم تماس گرفتم فقط گفت پروازش تاخیر داشته و قطع کرد
    این همه بی توجهی نسبت به همسر عادیه آخه ؟
    من اگر نتونم روی همسرم هم حساب باز کنم پس به کی تکیه کنم؟
    این حجم تنهاییم تو بحرانی ترین شرایطم طبیعیه؟
    دلم میگیره ازین مسائل
    من دیشب با همسرم دوباره حرف زدم و بهش گفتم رفتارهایی که تو با من داری وقتی از هم دوریم آدم با بی ارزش ترین فرد زندگیش هم نداره و کلی حرف دیگه
    نهایت حرفام مثله همیشه شد اینکه آره راست میگی شرمنده و تمام
    هیچی درست نمیشه و فقط همین سیکل معیوب ادامه داره همش

  2. کاربر روبرو از پست مفید ema1989 تشکرکرده است .

    mercedes62 (پنجشنبه 26 بهمن 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.