اتفاقا من خودم رفتم پیشه یه مشاور خانم دو جلسه یکساعت شرایطمون براشون توضیح دادم و ایشان هم به نکات خیلی کلیدی برام باز کرد و تاکید دارن همسرم باید بیان ولی ایشون متاسفانه قبول نمیکنن بیان و همش میگن مشاوره کسی میاد که میخواد زندگی کنه من که نمیخوام زندگی کنم نمیام من قبلا مشاورهامو رفتم . همش میگه ت. نمیخوای تغییر کنی منم واقعا هیچ تمایلی به زندگی با شمارو به هیچ عنوان ندارم فقط خواهشن با آرامش تمومش کن.منهم همش میگم شما بگو چه انتظاری از من داری من انتقاد پذیر هستم ولی ایشون به هیچ عنوان نمیتونن انتقاد از بکنم و همیشه من را به عنوان مقصر میدونن در صورتی که به هرحال هر دومون خیلی از کم کاریهارا داشتیم ولی همسرم فقط ایران ات منو میبینه و راجب خودش هیچ انتقادی قبول نمیکنن. تو این ۱۰ سال زندگی مشترکمان باور کنید اگر مشکلی برامون پیش میآمد این من بودم که همیشه آخرش پا پیش میزاشتم تا قضیه خاتمه پیدا کنه و بعدها به من گفتن ببین همیشه خودت مقصر بودی که خودت میامدی جلو در صورتی که من فکر میکردم بین زن و شوهر این حرفا وجود نداره و بزار من خودم میرم جلو و میگم من مثلا اشتباه فلان جا بوده بدونه و الی اگر همسرم مقصر میکردم به مشکل میخوردیم