به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 34

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 خرداد 97 [ 11:33]
    تاریخ عضویت
    1397-2-10
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    141
    سطح
    2
    Points: 141, Level: 2
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    2
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sahar.66 نمایش پست ها
    سلام
    میتونی توضیح بدی سر چه چیزی. و چه حرف هایی بینتون رد و بدل شد؟
    سلام
    قرار بودش واسه یه پروژه بریم از روز قبل هماهنگ کرده بودم و شوهرم اطلاع داشت.صبح منشی اول زنگ زد اتاق ما و من جواب دادم قطع کرد. بعد با برگه اومدش توی اتاق و برگه رو دست شوهرم داد و گفتش این پروژه رو ساعت ۱۱ برو بازدید کن . گفتم ساعت ۱۱ جای دیگه قرار داریم. منشی گفت من از دیروز هماهنگ کردم.گفتم منم از دیروز هماهنگ کردم و این کار مهمتره چونکه نظارت میخواد اون کار رو بعدا هم میشه انجام داد،شوهرم گفت از دیشب این رو هماهنگ کردیم.منظورش حرف منشی بود.منم گفتم من از دیروز صبح هماهنگ کردم و تو هم در جریان بودی و حتی امروز صبح زنگ زد دیدی که قرار رو فیکس کردیم.
    یه حالت لج و لجبازی با من درآورد و گفت من میخوام برم اینجا تو اون پروژه رو برو.گفتم پس تو هم از این به بعد برو با اون خانم کار کن .به منشی چه ربطی داره تو کار مهندس ناظر دخالت میکنه. بیاد حرفشو بزنه و بره چرا تعیین تکلیف میکنه.
    خلاصه بحثمون بالا گرفت من برگه رو پاره کردم و شوهرم صندلی منو هل داد نزدیک بود از روی صندلی بیفتم.حرکتش خیلی بد بود. مدیر از دوربین دید کلی با اون دعوا کرد که چرا این کار رو کردی اگر صندلی میفتاد چیزیش میشد تو چه جوابی میدادی. با منشی هم دعوا کرد که به تو ربطی نداره بخوای تاکید کنی فقط باید برگه رو میدادی و اطلاع رسانی میکردی.
    الان من و شوهرم با هم خوبیم ده دقیقه بعد آشتی کردیم ولی هنوز اثرش باقی مونده.امروز هم گفتش هرجا خواستی بازدید بری بگو منم همراهت بیام قربونت برم.
    نمیدونم چرا همش دعوا میکتیم خیلی دلم گرفته ناراحتم

  2. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 مرداد 05 [ 19:43]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    849
    امتیاز
    28,473
    سطح
    99
    Points: 28,473, Level: 99
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 1,527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,355 در 760 پست

    Rep Power
    211
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط لیا نمایش پست ها
    نمیدونم چرا همش دعوا میکتیم خیلی دلم گرفته ناراحتم


    همه دعوتتون نمیدونم
    ولی تو این دعوای آخرتون
    خیلی راحت ی مسئله ساده رو به دعوا تبدیل کردید


    جلوی غریبه ها حرفاتونو زدن.....جرو بحث کردن

    موقع بروز اختلاف نظر.....واکنش شدید داشتن...هل دادن یاپاره کردن کاغذ
    زود قضاوت کردن.....می خواد بامن لج کنه!!!!!
    ّ.....................................

    چقدر درباره روحیات زن و مرد مطالعه کردید؟

    چقدرمهارت های زندگی متاهلی رو یادگرفتید؟
    هرچند اینها مهارت های ارتباط اجتماعی....با دوستتون این کارو نمی کنید درسته؟ چرا با همسرمون ک باید با اخلاق تر و مودب تر از همه باهاش رفتار کنیم...این باشه واکنشمون!
    همه باید تلاش کنیم تا یاد بگیریم

    موفق باشید
    .


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.