نقل قول نوشته اصلی توسط homan74 نمایش پست ها
اصلا خانواده مبادای ادابی نبودن
پدرش بعد از یک هفته از گذشت اشناییمون زنگ زده پول قرض بگیره و یه سری کارای دیگه در ضمن 13 سال اختلاف سنی داشتیم

من 32 سال حسن نیت نشون دادم از این به بعدش هر چی پیش اومد دیگه خدا هم نمیتونه گلایه کنه
من از کل زندگیم راضیم به غیر از این قسمتش بعضی مواقع کلا بیخیال ازدواج میشم میرم دنبال رابطه بیرون اون عذاب وجدان نمیزاره انسانیت نمیزاره خب من اگه به یه دختر بگم قصدم ازدواج نیست همون اول ول میکنه میره راهش اینه که وابستش کنم که برام مثل اب خوردنه که اینکارم ازم بر نمیاد
ما که خیری از پاک بودنمون ندیدیم
مشگل من راه حل نداره خودم میدونم
فقط خواستم یه جا حرف زده باشم
بازم سپاس
نقل قول نوشته اصلی توسط sia518 نمایش پست ها
سلام
تاپيكت خوندم گفتم بد نيست منم چند خط از تجربياتم بنويسم.
من قبلا ي زندگي ناموفق داشتم ك تو دوران عقد تموم شد الان فكر كنم 3 سالي گذشته باشه ... خدايي از بس گرفتاري ها بيخود برا خودم درست كردم يادم نيست اصلا قضيه چي بود و چي شدو....
به اصرار خانواده و... چند بار تا الان اقدام كردم براي ازدواج مجدد كه بعضي هاش را اينجا مينويسم شما هم يكم بخندي...
دختر خانمي بود ميگفت بايد براش ماشين شاسي بلند بخرم و حاضر نيست با خانوادم رابطه داشته باشه

دختر خانم ديگه اي بود ميگفت تا الان با 3 نفر تو دانشگاه دوست بوده
... و ميگفت آشپزي بلد نيست

دختر خانم ديگه اي بود ميگفت بايد خونت بندازي پشت قبالم و مسافرت خارج از كشور و....

دختر خانم ديگه اي بود ميگفت زندگي من بايد از زندگي خواهرم سرتر باشه!!!! و حق طلاق بدي به من!!!!!!

مواردي كه ديدم فكر ميكردن من قول چراغ جادو هسم و آرزو هاشون بايد برآورده كنم!!!

جالبيش اينجاس كه خانواده هايي كه باشون صحبت كردم همگي از خانواده هاي سر شناس و با موقعيت اجتماعي عالي بودن.
چند هفته قبل به يكي از كشورهاي همسايه شمالي رفتم ... دختر قد بلند و ترگل ور گل ميخاي فقط اونجا حيف مسلمان نيستن اگه نه من خودم همون جا ميموندم و تشكيل زندگي ميدادم ....
دخترهايي با توقعات آنچناني اينجا بمونن تا شوهر رويايي شون پيدا كنن .
دوست عزيز مطالب فوق را گفتم كه فكر نكني فقط شما خودت تو پيدا كردن همسر مشكل داري ...البته من كلا بيخيال شدم نسبت به ازدواج ....
با آرزوي خوشبختي براي شما


سلام
دوست عزیز منم از اینجور افراد کم به پستم نخورده
دوستم یه خواهر زاده داشت وضع مالی خوبی نداشتن تو یه سویت کوچیک پایین شهر زندگی میکردن
من چندبار دیدمش بدم نمیومد
به دوستم گفتم بهش بگه وقتی نتیجه رو از دوستم پرسیدم گفت اره بهش گفتم قبل از اینکه اسم منو بیاره خواهرزادش اول پرسده پولداره یا نه
تا اینو گفت گفتم دیگه نمیخاد من منصرف شدم
دیگه هرچی اصرار کردن قبول نکردم
اخه فقط تو فیلما هست یه پسر پولدار میره سمت یه دختر فقیر
کلا تو رویا هستن

نقل قول نوشته اصلی توسط فکور نمایش پست ها
سلام
خطاب به صاحب تاپیک
شما در بین جوانهای مجرد کمترین مشکل رو دارید
پس بقیه چی بگن و چی کار کنن
شما که مرد هستید و موقعیت اجتماعی هم دارید خیلی کارتون راحت تره که

شما فرض کنید یه خانم تحصیلکرده با موقعیت شغلی عالی با ظاهری متوسط اگر دلش بخواد ازدواج کنه باید چی کار کنه حالا شما بازم به چهار نفر می سپاری اون چی کار کنه باید ببینه کی می پسنددش بعدا بین اون دو سه نفر یا فوقش ده نفر باید انتخاب کنه
خوب دقت کنید فقط بین 10 نفر
ممکن هست 50 درصد معیارهاشم هم برآورده نشه شاید اون قد و هیکلی که مورد پسندش هست اصلا بین اون ده نفر نباشه شاید هیچکدوم موقعیت اجتماعی یا سطح خانوادگی مورد نظرشو نداشته باشن
راه چاره اش چیه باید بره به بیراهه و بگه خدا نمیذاره من به اون چیزی که میخوام برسم پس من هم هر کاری کردم اشکال نداره

بیشتر خانمها در چنین شرایطی از خیلی از معیارهاشون ممکنه چشم پوشی بکنن و فردی رو انتخاب و باهاش سازگار بشن

شما بین صدها نفر می تونید انتخاب کنید و اینکه پتانسیل اون وجود داره که مثلا 80 درصد معیارهاتون هم برآورده بشه

پس خدا رو شکر کنید

اگر ازدواج سنتی دوست دارید باید مادر و خواهرتون پیگیری کنن
به جاهای مختلف برن و سر بزنن و تحقیق کنن و بعدشم در صورتی که نظر شما مثبت بود باب خواستگاری رو باز کنن

مثلا کلاسهای آموزشی هنری، مربیان مهد کودک، معلمان مدرسه و ...

یک عالمه محیط وجود داره که خانمهای زیادی توش رفت و آمد می کنن

خیلی از خانمها هستن که شاید شما براشون ایده آل باشی و اونا هم معیارهای شما رو داشته باشن ولی توسط شما دیده نمیشن

البته کمی هم معیارهاتون رو تعدیل کنید
درست میفرمایید پسرها دستشون باز تره
همه فکر میکنن من سیندرلا میخام
در صورتی که اینجور نیست اینور اونور که با خانواده بودیم امکانش بود که یه دختر خانم ببینم از ظاهرش خوشم بیاد تو 98 درصد مواقع دختر مورد نظر یا ازدواج کرده بود یا نامزد داشت
ازدواج مدرن هم باید با دوستی شروع بشه که قبلا توضیح دادم
یه دوست دارم قدش 165 رفته یه زن گرفته فکر کنم ده سانت ازش بلندتره
اینارو که میبینم واقعا میریزم به هم
میگم این همه میگردیم همه زیر 160 هستن شانس من
من تنها خودم نمیگم کل خانوادم دگه اعتراف میکنن که بد شانسم
باورتون میشه من از مرکز استان به روستا هم راضی شدم برم دختر ببینم به امید اینکه خوب باشه
گفتم فقیرم باشن مشکلی نیست خودم همه ی جهازو میخرم
خودم همه ی مخارجو متقبل میشم
بر عکس تنها چیزی که واسم مهم نیست پول و ثروته اون پدر دختر هم اگه گذاشته بود حداقل یک ماه گذشته بود ناراحت نمیشدم
اگر اولین بار وارد مهمانی خانوادگیشون شدم یکیشون بلند میشد ودست میداد و به صورت لم داده دست نداده بودن ناراحت نمیشدم
به نظرتون اینا سختگیریه؟


نقل قول نوشته اصلی توسط minno نمایش پست ها
سلام. امیدوارم ازم ناراحت نشید ولی شما خیلی مغرورید اینقدر خودتون را کامل و بی نقص می بینید که هیچ دختری به چشمتون نمیاد اینکه آدم چهار سال خواستگاری بره ولی یه دختر قدبلند و سفید با خانواده نرمال پیدا نکنه عجیبه .

عاشق شدن کم موهبتی نیست اینکه با دیدن یه نفر ضربان قلبت بالا بره و دلت بلرزه یه تجربه ی فوق العاده است . یه کم غرورتون را کنار بذارید . یه کم از سخت گیری در ظاهر طرفتون کم کنید شاید شما هم بتونید عاشق بشید.
نه دوست عزیز ناراحت نمیشم بر عکس من اصلا ادم مغروری نیستم
دقیقا اون چیزی که واسه شما عجیبه واسه منم عجیبه
در کل اصل سوال منم همین بود
که تایپیک زدم

نقل قول نوشته اصلی توسط sahar.66 نمایش پست ها
مطمئنین خیری ندیدین؟
مطمئنین با دیدن چهار تا کیس ازدواج آدم سریع مورد دلخواهشو پیدا میکنه؟
مطمئنین اونی که دنبال رفع نیاز و عاطفه از بی راهه میره الان اوکی هست؟
مطمئنین تمام درها رو زدین؟
مطمئنین یه جاهایی سخت گیری نکردین؟
و....
راستشو بخاین اره خوب بوده اگه الان چیزی دارم به خاطر همون سلامت اجتماعی بود که داشتم
ولی تمام درها رو زدم
به غیر از دوجا هیچ جا الکی سختگیری نکردم