سلام .
برام این موضوع خیلی جالب بود
بخاطر قدم تو انتخاب خیلی محدودم .چون پسرهای قدبلند نمیدونم کجان .مجبورم رو ادمی فکر کنم که ازم کوتاه تره و نتونم بپذیرمش نهایتا .
بعضی وقت ها میگم واقعا شاید من باید تنها باشم انقدر اذیت شدم سنگ شدم و اگر برگردم به عقب قطعا دختر پاکی نخواهم موند و قطعا وارد رابطه سالم خواهم شد و قطعا به سادگی الانم نخواهم بود .گرچه شاید دیگه در جایگاه الانم نباشم و اینارو مدیون همینم که سرم تو کار خودم بوده
خیلی سخته یک دختر پرشور بخاطر اینهمه فشار روانی با وجود پیشرفت ظاهری توی کار و تحصیل و ...در درون جای خالی یک نفرو حس کنه و نتونه بگه بابا منم ادمم و نیاز به حنس مخالف دارم و بخدا این بخاطر ضعف شخصیت من نیست طبیعت انسان اینه ...
شدیدا درکتون میکنم فقط همین .






من هم مثل شما اهل تلاش بودم و درسخون. خلاصه اینکه برای ارشد توی یک دانشگاه خوب در تهران قبول شدم. اونجا دختری رو دیدم و بهش علاقه مند شدم که این معیارهای ظاهری رو نداشت. ولی آدم خوبی بود و قابل احترام. برای خودمم جالب بود این قضیه. میخوام بگم که شاید شما دختری رو ببینید که ارزشهایی داشته باشه و این موضوع قد یکمی فرعی تر بشه. چون توی 32 سالگی اولین معیارتون قد باشه، شاید نتیجه خوبی نگیرید. به نظرم یک خلوتی با خودتون بکنید ببینید به جز قد، چه معیارهای مهم دیگه ای دارید. مخصوصا معیارهای غیرظاهری. با اونها برید جلو، خدا رو چه دیدید شاید کسی که مقابلتون قرار گرفت، قدش هم براتون مناسب بود.

علاقه مندی ها (Bookmarks)