در مورد قصد و نیت شوهرشون ، بله به نظر من هم همینه که شما در بالا نوشتید. ولی به نظر من راهکارهای شما چندان کارساز نیست.
اگر ایشون وکیل بگیره ، به نظرتون به هدفش میرسه؟ آیا شوهر ایشون نمیتونه مقابله به مثل بکنه؟ آیا وکلا هدفی بجز سودجویی دارن؟ آیا وکلا چیزی رو تضمین می کنن؟
در خصوص مشاور ، چقدر به سواد اون مشاور اطمینان دارید؟ به فرض با سواد بودن ، چقدر احتمال داره شوهر ایشون در فرایند مشاوره همکاری کنه؟
همچنان بنده اعتقاد دارم که بهترین راهکار چیزی هست که در پست قبلی گفتم. یعنی به صورت مسالمت آمیز جدا شدن و بهره برداری از حس مردانگی طرف مقابل. حداقل در مرحله ی جدایی ممکنه بتونید ایشون رو به رفتارهای معقولانه تری هدایت کنید.
به نظر من بدترین کاری که صاحب تاپیک ممکنه بکنه ، اینه که بخاد با سند خیانت شوهرش رو اثبات کنه. این کار نه تنها فضا رو سمی میکنه بلکه اثباتش در دادگاه سخته و شرایط رو به سمت یک جنگ تمام عیار سوق میده.
توصیه می کنم از این کار اکیداً پرهیز کنید.
در خصوص تصمیم به جایی ، من قبلا معایب احتمالی این کار رو در تاپیک قبلی تون نوشته بودم که توصیه می کنم مرور کنید:
www.hamdardi.net/showthread.php?t=45268&page=4&p=446995&viewfull=1# post446995
ولی در این تاپیک چون گفتید که دیگه تصمیم به جدایی دارید ، من نخواستم که روی این تصمیم تون اثر بزارم. چون قبلا بحثش رو مفصل کرده بودیم و دیگه تصمیم گیری بر عهده ی شما بوده. حالا بعد از گذشت 9 ماه من تلاش می کنم پروسه ی طلاق تون با کمترین خسارت روحی و روانی طی بشه (و احتمالا مالی).









علاقه مندی ها (Bookmarks)