سلام اسکارفیس ( چقدر درونت برخلاف چهرته، صورته زخمی و سیرت دوست داشتنی) .
در مورد شهید کشوری تو شهدای گلگون کفن و هم ترازشون شهید شیرودی یه چیرایی مینویسم.
یه زمانی عاشق استاد زندی بودم، بعدا فهمیدم چون عاشق تامکتم عاشق اونم :)))))) حالا حالا ها رهگیرها باید جلو تامکت لنگ بندازن مگه نه ( تابلو بود تعصبم؟ ) بعد تر فهمیدم عاشق تامکتم چون F14 با هنرنمایی های اساطیر هوانوردی ایران رهگیر شد. در حقیقت عاشق دلباختگان خاک پاک ایران بودم. درود به شرافت همه حافظان وطن.
بگذریم الان داعش فک میکنه اتاق جنگه اینجا. میاد وسط صندلی داغ مدیر غلام یه انتحاری میزنه.
1. اسکارفیس اگر یه روز کریستوفر نولان بیاد بهت بگه چه قصه ای دوست داری برات فیلم نامه کنم و با هنرنمایی تو بسازمش، چه داستانی رو بهش میگی؟
زیر پنج صفحه A3 هم داستان قبول نمیکنه :)) ( راستی چرا اینسپشن رو نگفتی تو فیلمای مورد علاقه ات ، هاااا)
2. میتونی فرایند مارتنزیت شدن فولاد کربنی رو به زندگی یه فرد
تشبیه کنی؟
3. خیلی ها میگن ما دوست داشتیم شهید شیم، حیف که الان جنگ نیست. چه توصیه براشون داری تا راه اونها رو برند؟
4. در مورد تصویر زیر چند خط بنویس:
![]()







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)