به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مهر 01 [ 02:09]
    تاریخ عضویت
    1395-4-23
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    8,211
    سطح
    61
    Points: 8,211, Level: 61
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 239
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    255

    تشکرشده 417 در 195 پست

    Rep Power
    53
    Array
    زن ایرانی‌ جان
    هر تاپیکی باز میکنی، انگار داری گذشته من رو مینویسی. من دقیقا وضعیتم مثل تو بود، برای سالگرد که رفتم، اولش اکی بود ولی بعدش دوباره مادرهمسرم شروع کرد به رفتارهای توهین آمیز و ...
    الان با خیال راحت یکسال هست که حتی تلفنی هم باهاش صحبت نکردم و خیلی خیلی از تصمیمم راضی هستم.
    افرادی مثل مادرشوهرهای ما شخصیت های خودشیفته هستن. در مورد این شخصیت ها مطالعه کن. خیلی بهتر میتونی متوجه رفتارهاش بشی...
    این که گفتی بخاطر فشار روحی این رفتارها رو میکرده برای من اصلا قابل قبول نیست... هیچوقت در مقابل توهینی که بهت شده، این توجیه های توخالی رو قبول نکن. برای خودت و شخصیتت احترام قائل باش. اگه حالش بد بود، فشار روانی رو به دختر و پسرش وارد می‌کرد نه به عروسش... مشکل این آدم ها اینه که فکر می‌کنن عروسشون زیردستشونه و هرچی عقده دارن باید سر زیردستشون خالی کنن...
    هرچی بیشتر جلوشون خم بشی، بیشتر سوارت میشن... وقتی به گذشته خودم نگاه می‌کنم، تنها جایی که نمیتونم خودم رو ببخشم همین جاها هست، جاهایی که خودم رو نادیده گرفتم و برای مصلحت زندگیم به این آدم ها سواری دادم...
    من اگه جای تو بودم، تو همون مراسم اصلی میرفتم سر خاک و بعد برمیگشتم خونه ... هرکدوم از فامیل هم که ازم می پرسید، توهین های مادرشوهرم رو براش تعریف میکردم.
    البته باز بستگی به خودت داره، ببین تو چه حالتی حس و حالت بهتره، همون کار رو بکن... ببین نه مادرشوهرت، نه حتی شوهرت حاضر نیستن مطابق با میل تو رفتار کنن. اونا هرکاری خودشون راحتن انجام میدن. تو هم ببین چه کاری برات راحت تره، همون رو انجام بده...

  2. کاربر روبرو از پست مفید بهاره جون تشکرکرده است .

    زن ایرانی (شنبه 15 شهریور 99)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 دی 00 [ 02:26]
    تاریخ عضویت
    1395-8-02
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    8,559
    سطح
    62
    Points: 8,559, Level: 62
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 191
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    878

    تشکرشده 238 در 114 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بهاره جون نمایش پست ها
    زن ایرانی‌ جان
    هر تاپیکی باز میکنی، انگار داری گذشته من رو مینویسی. من دقیقا وضعیتم مثل تو بود، برای سالگرد که رفتم، اولش اکی بود ولی بعدش دوباره مادرهمسرم شروع کرد به رفتارهای توهین آمیز و ...
    الان با خیال راحت یکسال هست که حتی تلفنی هم باهاش صحبت نکردم و خیلی خیلی از تصمیمم راضی هستم.
    افرادی مثل مادرشوهرهای ما شخصیت های خودشیفته هستن. در مورد این شخصیت ها مطالعه کن. خیلی بهتر میتونی متوجه رفتارهاش بشی...
    این که گفتی بخاطر فشار روحی این رفتارها رو میکرده برای من اصلا قابل قبول نیست... هیچوقت در مقابل توهینی که بهت شده، این توجیه های توخالی رو قبول نکن. برای خودت و شخصیتت احترام قائل باش. اگه حالش بد بود، فشار روانی رو به دختر و پسرش وارد می‌کرد نه به عروسش... مشکل این آدم ها اینه که فکر می‌کنن عروسشون زیردستشونه و هرچی عقده دارن باید سر زیردستشون خالی کنن...
    هرچی بیشتر جلوشون خم بشی، بیشتر سوارت میشن... وقتی به گذشته خودم نگاه می‌کنم، تنها جایی که نمیتونم خودم رو ببخشم همین جاها هست، جاهایی که خودم رو نادیده گرفتم و برای مصلحت زندگیم به این آدم ها سواری دادم...
    من اگه جای تو بودم، تو همون مراسم اصلی میرفتم سر خاک و بعد برمیگشتم خونه ... هرکدوم از فامیل هم که ازم می پرسید، توهین های مادرشوهرم رو براش تعریف میکردم.
    البته باز بستگی به خودت داره، ببین تو چه حالتی حس و حالت بهتره، همون کار رو بکن... ببین نه مادرشوهرت، نه حتی شوهرت حاضر نیستن مطابق با میل تو رفتار کنن. اونا هرکاری خودشون راحتن انجام میدن. تو هم ببین چه کاری برات راحت تره، همون رو انجام بده...
    ممنون بهاره عزیز از حضور و راهنماییت. یکی از اصلی ترین دلایلم برای تاپیک مجدد راهنمایی شما دوست عزیز بود که شرایطم رو بخوبی درک میکنی و تجربیاتت رو در اختیارم میذاری. منم در طول این یه سال بیشترین فکری که آزارم میداد بدی های اونها نبود بلکه خوبی هایی بود که برای خانواده همسر انجام دادم و خیلی ناعادلانه با من و خانواده م برخورد کردن. بهرحال گذشته و سال خیلی خیلی سختی رو پشت سر گذاشتم، خیلی تلاش کردم کاملا از هر خبری از سمت خانواده همسر فاصله بگیرم. تمام عکسهای قدیمی رو به هارد منتقل کردم که با عکسهاشون روبرو نشم. فشار خیلی زیادی روی من بود هروقت میرفتم خونه مادرم و میدیدم مامانم با استرس و ناراحتی نگران آینده زندگی من و همسرمه. خیلی روزهای سختی بود ولی تمام تلاشم رو کردم با یوگا، مدیتیشن تمرکزم رو از افکار منفی بردارم و الان خداروشکر خیلی بهترم و برای آرامش خودم فراموش کردم و مدتی هست به فکر مادرشدن افتادم و در حال آماده سازی شرایط هستم.
    ولی در مورد مراسم سالگرد خیلی دو دل بودم که تصمیم درست چی هست که الان با مشورت با شما دوستان تقریبا مطمئنم تصمیم درستی گرفتم. ممنون


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.