ممنون دوست عزیز از راهنماییت. همسرم خوشبختانه کاملا به نیت مادرشون در طی این مدت و خصوصا این یکسال آگاه شدن که چقدر مادرشون تلاش کرد که زندگی مارو بهم بریزه و با دخترشون مدتها در تلاش برای تحریک همسرم برای طلاق بودن، در شرایطی که حتی زمانی که ایشون با من و مادرم پرخاشگرانه صحبت میکردن من کاملا سکوت کردم و حتی حاضر به دفاع از خودم نشدم چون بازی ایشون رو کاملا میشناختم. بهرحال همسرم هم اصراری برای رفتن من به خونه مادرشون ندارن چون میدونن مادرشون تغییر نکرده و الان از فرصت مراسم سالگرد استفاده کرده که بدون هیچ هزینه ای اوضاع مثل قبل بشه که امکان پذیر نیست.
در مورد مشاوری که پارسال باهاشون صحبت کردم. ایشون گفتن دو سالی هست که دیگه مشاوره نمیدن و من چون اون تایم حالم خوب نبود ازشون خواهش کردم که راهنماییم کنن چون قبلا مادرهمسر چند باری پیششون رفته بودن و ایشون به من گفتن که مادرهمسرتون خیلی تحت فشار هستن و این فشار رو روی شما خالی میکنن.









علاقه مندی ها (Bookmarks)