به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 31
  1. #11
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 دی 02 [ 13:45]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    1,099
    امتیاز
    18,366
    سطح
    86
    Points: 18,366, Level: 86
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 484
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    269

    تشکرشده 1,106 در 598 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنوم
    خانوم پو
    خوب مثل اینکه من دلم بخواد یه خانه سه میلیاردی بخرم و بهش هی فکر کنم و البته پولی هم نداشته باشم تا بخرم فقط خودمو اذیت کنم
    بعدشم من خودم نتونستم خودمو خوشبخت کنم چجوری یه ادم دیگه این کار برای من بکنه
    ارامش مگر نباید از درون شروع بشود چرا در بیرون دنبال ارامشم
    سون بانو
    بله من فکر میکنم همش از وسواسم هست اتفاقا منم این حالت دارم که منتظرم فقط دارویی باشه حال من بهتر کنه خود ازاری نیست وسواسه
    حتی اینکه دوست دارم ازدواج متعهدانه کنم حس میکنم از وسواسم هست هر چی ندارم دست گذاشتم روش
    خانوم نیاگارا
    بله اینطوری میتونم امیدوار باشم یک روزی شاید از کتاب خوندن خوشم بیاد
    راستی چرا پس من هیچ موقع از کتاب خوندن خوشم نمیمده
    خانوم ارم
    خوب از بعضی چیزها خوشم میاد مثلا به صورت سویپراز همراه خانواده کباب داشته باشیم چون پسرم خیلی دوست داره
    یا از چند تا اتفاق دیگه

  2. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 آبان 00 [ 09:13]
    تاریخ عضویت
    1399-5-06
    نوشته ها
    219
    امتیاز
    5,439
    سطح
    47
    Points: 5,439, Level: 47
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    270

    تشکرشده 423 در 177 پست

    Rep Power
    49
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط خادم رضا نمایش پست ها

    خانوم نیاگارا
    بله اینطوری میتونم امیدوار باشم یک روزی شاید از کتاب خوندن خوشم بیاد
    راستی چرا پس من هیچ موقع از کتاب خوندن خوشم نمیمده
    احتمالا هدفی از کتاب خواندن برای خودت درست نکردی . و یا شاید کتاب های مورد علاقه ات و استعداد مطالعه ات را هم پیدا نکردی خادم رضا .
    اول دنبال مفهوم کتاب خواندن باش خادم رضا عزیز .مفهوم و دلیلش را پیدا کنی از خوندن لذت می بری .اگه پیدا نکنی نمی تونی . زندگی هم اینجوری هست . قبل از اینکه برنامه ریزی کنی برای شادی هات اول مفهوم زندگی را جستجو کن .

  3. کاربر روبرو از پست مفید Niagara تشکرکرده است .

    خادم رضا (یکشنبه 13 مهر 99)

  4. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.
    باز هم توصیه میکنم کتاب زندگی نزیسته ات را زندگی کن رو بخونید.
    اگر حوصله خوندن ندارید، فایل صوتیش هم در اپلیکیشن کتابراه موجود هست. قیمت کتابش هم فکر نکنم زیاد باشه.

    فکر میکنم جواب خیلی سوالهاتون رو اونجا بگیرید.

    - - - Updated - - -

    منظورم با خوندن اون کتابه

  5. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    خادم رضا (دوشنبه 14 مهر 99)

  6. #14
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 دی 02 [ 13:45]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    1,099
    امتیاز
    18,366
    سطح
    86
    Points: 18,366, Level: 86
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 484
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    269

    تشکرشده 1,106 در 598 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم
    مفهومی که فرمودید همان معنی زندگی است یعنی
    میشه بیشتر توضیح بدید
    مفهوم یعنی ارمانگرایی?
    هیچ وقت مطالعه برام جالب نبود نمرات ٢٠ که میگرفتم در دانشگاه بخاطره نمرش بود نه بخاطره دوست داشتن اون مبحث
    الان من که از یک اتفاق خوب خوشم میاد یعنی بخاطره مفهومش که فهمیدم
    مثلا من از ازدواج با فرد مناسب خوشم میاد چون مفهوم ازدواج فهمیدم ?
    ولی من فکر میکنم این خواسته من وقتی خیلی چیزهایی که قبلن دوست داشتم دیگه ندارم عجیبه و علت بالینی داره

  7. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 آبان 00 [ 09:13]
    تاریخ عضویت
    1399-5-06
    نوشته ها
    219
    امتیاز
    5,439
    سطح
    47
    Points: 5,439, Level: 47
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    270

    تشکرشده 423 در 177 پست

    Rep Power
    49
    Array
    نه عزیز منظور آرمانگرایت نبود .باید ببینی برای چی باید کتاب بخونی . هدف از کتاب خوندن را پیدا کن . یه کاغذ بردار مثلا 10 تا دلیل بنویس .اگه نتونی بنویسی هیچ وقت برات جذاب نمیشه خوندن .
    بعضی کارها استعداد و علاقه های بالینی هست در افراد ، هر چند تا حد زیادی و بیشترش اکتسابی و تمرینی در فرده . از دوران کودکی شروع میشه تا بزرگسالی .الان تو کشور های پیشرفته به بچه ها هدف از خوندن و عادت به مطالعه را یاد می دیدن . 20 سال بعد جامعه ای با سواد و با انگیزه ای دارنند . به اجبار نمی خونند که نمره بگیرنند . با عشق و علاقه می خونند اون بچه ها . چون یاد گرفتند مطالعه یه نیاز هست مثل آب در بدنشون. من و شما هم اگه یاد بگیریم مطالعه مثل نیاز آب می مونه به بدن ،مطالعه می کنیم . اگه هدف براش پیدا نکنیم نمی خونیم . ببین فرق میکنه فردی که یه درس را با عشق می خونه و 20 میگیره و فرد دیگری فقط برای نمره می خونه و 20 میگیره . هر دو 20 گرفتن .ولی در لایه های پایینی ذهنی با هم متفاوت میشن .مثل یه مهندسی که درس هاش را با عشق و مفهومی خونده و دیگری فقط برا ی نمره . اینها در بازار کار و جامعه و حتی حل مشکلات در زندگیشون متفاوت هستند و میشن .در مورد مفهوم زندگی عزیز بگم بهت که ، اول لایه های زیرین خودت را قوی کن بعد برنامه ریزی کن برای شادی . یعنی ببین زندگی مفهومش چی هست . در زندگی سختی هست . خوشی هست . غم هست . بیماری هست . فوت عزیزانمون هست . از دست رفتن اهدافمون هست . بدست آوردن اهدافمون هست . شکست هست . پیروزی هست و الی آخر . .وقتی اینو بدونی با مشکلات بهتره کار میکنی و کم تر آسیب می بینی . حالا وقتی این لایه را درست کردی برو برنامه ریزی کن برا ی تفریحات - شادی هات و غیره .
    در مورد ازدوج هم همینه . عزیز می دونی برای چی ازدواج را دوست داری ولی کتاب را نه ؟ چون برای ازدواج و برای رسیدن به ازدواج دلایل قانع کننده برای خودت درست کردی ولی برای مطالعه نه . برای مطالعه هم دلایل قانع کننده
    پیدا کن شروع می کنی . اگه نتونی نمی تونی . دوست ندارم بگم استعداد عشق مطالعه را نداری .چون این حرف اشتباه هست . همه چیز اکتسابی هست . شاید در فردی بیشتر و در فردی کم تر . ولی همه می تون . البته تربیت و محیط هم مهمه . اگه دوستان و نزدیکانی داشته باشی که اهل مطالعه باشن اهل مطالعه میشی . اگه دوستانی داشته باشی که دونبال این چیزها نباشن و بیشتر وقت خودت را با اونتها بگذرونی شبیه اونها میشی دیگه .
    دلیل بالینی داره .تا مقداریش را بهت گفتم . مشاور حضوری بری بیشتر کمکت می کنه .

    - - - Updated - - -

    نه عزیز منظور آرمانگرایت نبود .باید ببینی برای چی باید کتاب بخونی . هدف از کتاب خوندن را پیدا کن . یه کاغذ بردار مثلا 10 تا دلیل بنویس .اگه نتونی بنویسی هیچ وقت برات جذاب نمیشه خوندن .
    بعضی کارها استعداد و علاقه های بالینی هست در افراد ، هر چند تا حد زیادی و بیشترش اکتسابی و تمرینی در فرده . از دوران کودکی شروع میشه تا بزرگسالی .الان تو کشور های پیشرفته به بچه ها هدف از خوندن و عادت به مطالعه را یاد می دن . 20 سال بعد جامعه ای با سواد و با انگیزه ای دارنند . به اجبار نمی خونند که نمره بگیرنند . با عشق و علاقه می خونند اون بچه ها . چون یاد گرفتند مطالعه یه نیاز هست مثل آب در بدنشون. من و شما هم اگه یاد بگیریم مطالعه مثل نیاز آب می مونه به بدن ،مطالعه می کنیم . اگه هدف براش پیدا نکنیم نمی خونیم . ببین فرق میکنه فردی که یه درس را با عشق می خونه و 20 میگیره و فرد دیگری فقط برای نمره می خونه و 20 میگیره . هر دو 20 گرفتن .ولی در لایه های پایینی ذهنی با هم متفاوت میشن .مثل یه مهندسی که درس هاش را با عشق و مفهومی خونده و دیگری فقط برا ی نمره . اینها در بازار کار و جامعه و حتی حل مشکلات در زندگیشون متفاوت هستند و میشن .در مورد مفهوم زندگی عزیز بگم بهت که ، اول لایه های زیرین خودت را قوی کن بعد برنامه ریزی کن برای شادی . یعنی ببین زندگی مفهومش چی هست . در زندگی سختی هست . خوشی هست . غم هست . بیماری هست . فوت عزیزانمون هست . از دست رفتن اهدافمون هست . بدست آوردن اهدافمون هست . شکست هست . پیروزی هست و الی آخر . .وقتی اینو بدونی با مشکلات بهتر کار میکنی و کم تر آسیب می بینی . حالا وقتی این لایه را درست کردی برو برنامه ریزی کن برا ی تفریحات - شادی هات و غیره .
    در مورد ازدوج هم همینه . عزیز می دونی برای چی ازدواج را دوست داری ولی کتاب را نه ؟ چون برای ازدواج و برای رسیدن به ازدواج دلایل قانع کننده برای خودت درست کردی ولی برای مطالعه نه . برای مطالعه هم دلایل قانع کننده
    پیدا کن شروع می کنی . اگه نتونی نمی تونی . دوست ندارم بگم استعداد عشق مطالعه را نداری .چون این حرف اشتباه هست . همه چیز اکتسابی هست . شاید در فردی بیشتر و در فردی کم تر . ولی همه می تون . البته تربیت و محیط هم مهمه . اگه دوستان و نزدیکانی داشته باشی که اهل مطالعه باشن اهل مطالعه میشی . اگه دوستانی داشته باشی که دونبال این چیزها نباشن و بیشتر وقت خودت را با اونها بگذرونی شبیه اونها میشی دیگه .
    دلیل بالینی داره .تا مقداریش را بهت گفتم . مشاور حضوری بری بیشتر کمکت می کنه .

  8. کاربر روبرو از پست مفید Niagara تشکرکرده است .

    خادم رضا (دوشنبه 14 مهر 99)

  9. #16
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 دی 02 [ 13:45]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    1,099
    امتیاز
    18,366
    سطح
    86
    Points: 18,366, Level: 86
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 484
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    269

    تشکرشده 1,106 در 598 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم بخاطره پاسخ
    حالا یه سوال
    چجوری میتونم مثلا جای کتاب و ازدواج عوض کنم
    برای بهتر رسیدن به این مطلب ١٠ موردی که سبب علاقم میشه به ازدواج به ترتیب اولویت مینویسم
    ١.حمایت عاطفی
    ٢.همه روم یه حساب دیگه باز کنند و با من یه جور دیگه برخورد کنند
    ٠٣حمایت امنیتی
    ٠٤ حمایت ج....
    ٠٥حمایت مالی
    ٠٦استقلال
    ٠٧بتونیم هر جا بریم و ازادی
    ٠٨بچه اوری
    ٠٩پسرم بهش بیشتر خوش بگزرد
    خوب ٩تا از مهمتریناش گفتم
    ایا میشه بنده از منبع های دیگه این موارد رو دریافت کنم و برام کمرنگ تر بشه این مساله
    یا همچنان جز اولویتهای زندگیم است?
    دوست دارم مثل احساس فیلم دیدن که زمانی برام جذاب بود اون هم بره از اولویتم

  10. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.

    یادمه توی این تاپیک، یعنی کمتر از یک سال پیش میگفتی اصلا نمیخوای فزدواج کنی و دیگران اصرار دارن تو ازدواج کنی.

    http://www.hamdardi.net/showthread.php?t=46522&page=3

    ببین خادم الرضا، تو با سرکوب نیازهات موفق نمیشی کنترلشون کنی و به آرامش برسی.

    ببین منو توی همدردی بیشتر از هر کسی و به بدترین نحوهای ممکن تا به حال محکوم کردن که چرا میگی دلت ازدواج میخواد و از نداشتن عزت نفسته و کسی که خودش رو دوست داشته باشه نیازی به هیچ‌چیزی نداره و یادم هست در جواب یکی از سلسله انتقادات به من بابت این موضوع، دلت هم خیلی خنک شده بود.... ولی واقعیت اینه که توی نوعی اگر احساس نیاز به ازدواج داری، نمیتونی و نباید سرکوبش کنی. اگر مثلا مثل تاپیکی که گذاشتم به کلی سرکوبش کنی، در زمانی دیگر مثل این تاپیکت به شکل میلی با شدتی قویتر سر بر میاره و چیزی که نمیخواستیش، میشه اولویتی که تنها چیز هیجانبخش به زندگیت میشه و این اولویت شدنش آزارت میده.

    منظورمو امیدوارم متوجه شده باشی.


    الان هم ناخودآگاه در ذهنت میخوای خودتو مجبور کنی دلت ازدواج نخواد. اینقدر داری درون خودت برای سرکوبش انرژی و حواس میذاری، که این سرکوب کردنه شده دغدغه اصلیت و عملا فضایی در ذهن و روانت آزاد نذاشته ای برای لذت بردن از زیبایی های روزمره.


    من سرزنشت نمیکنم و کاملا درکت میکنم. چون مثل خودت زخم خورده هستم. نمیدونم علت بالینی داره یا نه، و اگر داره عنوانش چیه. ولی «ترست» رو از ازدواج باید رفع کنی تا تمرکزت از سرکوبش کم بشه و در نتیجه اش هم اولویت ذهنی ات شدنش کم بشه.

    اگر زخم درمان نشده ای از زندگی قبل داری، به نظرم اول اونها رو درمان کن. اگر واقعا توانایی مالیش رو داری، ارزشش رو داره که هرچقدر لازمه جلسات مشاوره حضوری رو بری و آروم آروم و پله پله با یه مشاور حاذق پیش بری تا انشالله رفع بشه.

  11. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    خادم رضا (دوشنبه 14 مهر 99)

  12. #18
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 دی 02 [ 13:45]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    1,099
    امتیاز
    18,366
    سطح
    86
    Points: 18,366, Level: 86
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 484
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    269

    تشکرشده 1,106 در 598 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام پو عزیزم
    دیگران اصرار دارند با هر کی شده ازدواج کن با هر شرایطی فقط دیگه جدا نشو
    و من با همچین ازدواجی مخالفم
    بافکر ازدواج کلا مخالفم ولی میاد و دست من نیست الانم مشاوره میگیرم برای این است که دیگه فکرشم نکنم
    عزیزم این وسط حرفهایی میزنی ها
    دل من برای چی باید خنک بشه
    بلخره هر کی نظر خاص خودشو داره
    اینا همش در ذهن منه و خدا رو شکر هنوز به واقعیت نپیوسته عملی فعلا از من دیده نشده
    اگر من قصد ازدواج داشتم نمیمدم اینجا مشاوره بگیرم که این فکر ذهنیو کمتر بکنم
    درسته من میترسم بخاطره اینکه خانواده من اگر شوهر بکنم دیگه نمیزارن جدا بشم حتی شده قرصهای اعصاب من صد برابر بشه
    در فکرم ممکن به هر چی فکر کنم بابا خدا هم از من ایراد نمیگیره بابت فکرم بعد یه سریا نشستن به فکر من گیر دادن در صورتی که بخاطره بیماریم بیشترش غلط و خودم اولین نفرم که اینو میفهمم
    اگر تاپیکهای منو خونده باشید همش راجع به کنترل ذهن تربیت ذهن گفتم
    فکرم الان درگیره
    شایدم بخاطره اینکه بسکه من بی دغدغم فکرهای الکی میاد در ذهنم
    بسکه من همه چی دارم
    نمیدونم شایدم علت بالینی داره
    حتمی به محض پیدا کردن یک روانشناس مجرب درمانم شروع میکنم
    ممنون

  13. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سلام عزیزم

    نیازهایی که لیست کردید بعضی هاش فقط با ازدواج بدست میاد اما خیلی هاش بدون ازدواج هم قابل دستیابی هست ، یعنی میتونید روی این اهداف متمرکز بشید و راه های رسیدن بهش رو پیدا کنید. در ضمن بعضی از این اهداف ممکنه با ازدواج هم بدست نیاد.و احتمال اینکه بعد ازدواج هم بعضی از این نیازها برطرف نشه وجود داره. بنابراین بهتره برای اهدافی که دارید قدم بردارید و خودتون برای رفع نیازهاتون حرکت کنید. و به میزان توانایی خودتون قدم بردارید و با تصور اینکه رفع همه ی این نیازها فقط منوط به ازدواج کردن هست ،نیازهاتون رو نادیده و سرکوب نکنید. در این صورت اگر حتی بعد ازدواج رفع بعضی از نیازهاتون مطابق تصورتون پیش نرفت دچار سرخوردگی نمیشید چون خودتون تا حدی قدم برداشتید و برمی دارید در این جهت.
    اندکی صبر، سحر نزدیک است.

  14. 2 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    Pooh (دوشنبه 14 مهر 99), خادم رضا (دوشنبه 14 مهر 99)

  15. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 شهریور 00 [ 17:32]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    7,864
    سطح
    59
    Points: 7,864, Level: 59
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 325 در 136 پست

    Rep Power
    45
    Array
    عزیزم فکر نمیکنی یه کم خارج از واقعیت داری به ازدواج نگاه میکنی.

    اگر کسی باشه که تا بحال ازدواج نکرده خب شاید طبیعی باشه که برای ازدواج اون دلایل را بیاره ولی شما چرا؟ شما که یکبار ازدواج کردید و دیدید که میتونه کل این دلایل با یک دلیل ساده دیگه از بین بره.

    خادم جان من اکثر پستهات را خوندم احساس میکنم ادم تخیلی و خیال پردازی هستی. در عین حال که میتونی منطقی فکر کنی ولی یه جاهایی احتمالا بدلیل ضعفهای وجودیت وارد خیال و رویا میشی.

    کلا از حرف و صحبت دیگران یا وقایع همون چیزی را میبینی و میفهمی که خودت میخوای که ممکنه خیلی خیلی از خقیقت دور باشه.

    مثلا در جواب خیلی از پستهای بچه ها احساس میکنم یا اصلا نخوندیشون یا فقط اونچیزی که خودت خواستی را ازشون برداشت کردی و بعد هم جواب دادی.

    خادم جان اگر بخوای اینجوری زندگی کنی همین میشه که وارد مرحله ای بشی که کم کم حالت افسردگی بهت دست بده. همین میشه که ادم سن بالا و متاهل بخودش اجازه بده بیاد خواستگاریت. همین میشه که با وجودی که ردیف میکنی که چه توانمندیهایی داری یا چه زندگی خوبی اما همچنان درونت در عذابه و احساس کمبود داری.

    این دلایلی که برای خودت ردیف کردی را من فقط شماره نه را میپرسم از شما؟

    چطور شد که فکر کردی اگه ازدواج کنی پسرت بهش خوش میگذره؟ چطور همچین توهمی داری که یه پسر ده ساله وقتی مادرش را کنار مرد دیگه ای ببینه بهش خوش میگذره چطور به ذهنت اومد که اون مردی که باهاش ازدواج میکنی به پسر تو به چشم موجود اضافی نگاه نمیکنه.
    زندگی که قصه و داستان نیست واقعیه عزیزم.

    میدونی خادم ازدواج تو هر حسنی داشته باشه امکان نداره باعث بشه به پسرت خوش بگذره مخصوصا اینکه ممکنه پدرش هم از سر حسادت یا هر چیز دیگه ای اونو از تو بگیره.

    میتونم درباره چند تا دیگه از اهدافی هم که نوشتی صحبت کنم و اونقدر برات بنویسم تا بهت نشون که ما ازدواج نمیکنیم یه نفر بیاد نیازهامون را برطرف کنه ما ازدواج میکنیم که کامل بشیم. ازدواج میکنیم که روان درست ما در کنار روان درست دیگری کامل بشه و به ارامش برسیم.

    چطور شما که شاغل هستید پیشنهاد کار هم زیاد دارید هنوز منتظرید یه مرد بیاد و استقلال مالی بهتون بده؟ وقتی اینجور فکر میکنید در حقیقت منتظرید یکی بیاد تا شما بهش وابسته مالی بشید.

    نگذار جامعه تو را همونجور که میخواد یه ادم وابسته بکنه در حالی که میتونی مستقل باشی از همه لحاظ.


    توی همین سایت افراد مجردی هستند که با وجود اینکه پشتیبانی ندارند اما دنبال استقلال در هر موضوعی هستند.

    به عقیده من دو چیزه که که با (ازدواج خوب) بدست میاد و با ازدواج بد فنا میره.
    1. مسایل جنسی 2 . مسایل روانی

    حتما برای حالات افسردگیت تراپی بگیر. از عالم تخیل هم بیا بیرون. الان هم اصلا به ازدواج. فکر نکن که احتمالا نمیتونی انتخاب درستی داشته باشی.

    در مورد فشار خانوادت هم سعی کن از خانوادت مستقل بشی. اینجوری استقلال گمشدت هم پیدا میکنی.

  16. 2 کاربر از پست مفید آنه ماری تشکرکرده اند .

    Pooh (دوشنبه 14 مهر 99), خادم رضا (دوشنبه 14 مهر 99)


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.