سلام
پوه جان با اونچه گفتی موافقم . می دونم منافاتی با عقایدم نداره . اگه بشینیم یه صبح تا شب باهم صحبت کنیم قطعا تو هم حرفای منو میپذیری .
آنه ماری عزیزم ، آره ما با هم یه مشاوره ی پیش از ازدواج داشتیم که شامل 5 تا تست هم بود و هنوز ادامه داره .
و من جدا با همون مشاور ، مشاورۀ فردی دارم .
مرکز معتبری به نظر میاد .
درباره میزان شناخت که تعجب کردید ؛
** من معتقدم ، دو نفر که روی یه پروژه کار میکنن و با هم همکارن همدیگرو از پدر و مادر و خواهر و برادر و دوست و رفیق چند ساله بیشتر میشناسن
نیاز نیست باهم بحث ازدواج کنن .
توی کار ، اختلاف نظر پیش میاد : نیاز به مدارا ، صبر ، مدیریت و قدرت حل مسئله و حتی گذشت داره . و میزان این ویژگی ها رو میشه فهمید .
توی کار ، مسئولیت پذیری کاملا مشخص میشه .
توی کار ، اخلاق ، وجدان ، صداقت کاملا مشخص میشه حتی ارزش ها تا حد زیادی مشخص میشه .
اینکه یه نفر وقتی مریضه و حالش بده مرخصی نمیگیره هر طور شده کارو جلو میبره ولی وقتی خانواده اش بهش نیاز دارن در اختیار اونهاست و خیلی مصداقهای دیگه .
توی کار پیش میاد که پیشنهادهای وسوسه کننده میشه که منطقی به نظر میاد ، اینکه کی با این پیشنهادها به چه دلیلی موافقه و به چه دلیلی مخالفه خیلی چیزها رو مشخص میکنه .
اصلا دو تا همکار که روی یه پروژه کار کنن . میتونن همدیگرو از خواهر و مادر و رفیق 10 ساله بیشتر بشناسن .
تنها چیزی که نمیتونن بشناسن یه سری اخلاقهای خصوصیه . اونم بخاطر رعایت شئونات اجتماعی .
مثلا همکارام نمیدونن من آدم شوخ طبعی ام یا توی جمع دوستام چهطوریم . فکر میکنن من یه آدم آروم و کم حرفم .
اینا شاید مشخص نشه . اما اون مواردی که بهشون امتیاز دادم ، تقریبا همه رو قبل از اینکه ایشون پیشنهادی بدن ، و توی این یک سال میدونستم .
** الان مساله ام اونچه بهش امتیاز دادم نیست چون ازینا مطمئنم ، مساله ، اونچه که باور نکردم و امتیاز ندادم هست .
اون 6 مورد .
ازین 6 مورد ، اون قسمتایی که اعتقادیه ، مشاور خیلی کمک نمیکنه .
البته مساله ی من توی این تاپیک ، " سن" و "ترس از خیانت" بود که حل شد .
بعدا به مسائل دیگه هم پرداختیم که بهتر شد .
به هر حال من ازین تاپیک نتایج خوبی گرفتم ، توی بحث سن و ترس از خیانت . اینا رو برای خودم حل کردم که خیلی مهم بود .
البته مشاور هم یکسری تکلیف و فایل صوتی داده برای وسواس
( گفت این وسواس ناشی از کمالگرایی هست . و الان تبدیل به وسواس شده و اگه جلوشو نگیرم تبدیل به نشخوار ذهنی میشه ، تبدیل به گیر دادن ، حساسیت بی مورد و حتی بدبینی )
به نظرم بقیه اش با مشاوره و توکل باید حل بشه . چون عقلم بیشتر ازین قد نمیده .
از همراهیتون یه دنیا ممنونم
خدا حفظتون کنه .
ان شاالله که زندگیتون پر از نور ایمان و عشق باشه .![]()
التماس دعا .










علاقه مندی ها (Bookmarks)