از زندگی با همسرم راضی و خشنود نبودم اما وقتی عکسهای بقیه رو میبینم میخوام از شدت ناراحتی دیوانه بشم که چراااااااا من؟؟؟!!!! چرا تو انتخابم درست فکر نکردم!!!! چرا نشونه های اوایل نامزدی و عقد رو جدی نگرفتم؟؟!!!!!
چرا بچه ی من باید چنین سرنوشتی داشته باشه؟؟؟؟؟!!!!!
من که آزارم به کسی نمی رسید... چرا عاقلانه انتخاب نکردم با اینکه چندین بار بهم هشدار رسید و جدی نگرفتم!!!!
فکر میکردم با هر شرایطی توان ساختن زندگی رو دارم....فکر میکردم خیلی بلدم زندگی رو مدیریت کنم..... اما فکر نمیکردم مساله کوچک اوایل زندگی این قدر ریشه دار بشه که من رو از پا در بیاره که راضی بشم برای رهایی از استرس ها دخترم رو تنها با چنگ و دندان بزرگ کنم.....
هنوز هم احتیاج به همدردی هاتون دارم...








علاقه مندی ها (Bookmarks)