سحر بهاری عزیز خیلی ممنون از اینکه وقتتون رو دراختیارم گذاشتین.راستش الویت اولم دخترمه که ممنون میشم روش صحیح برخورد بااون و آگاه کردنش از مسائل مختلف واینکه ذهنش رو نسبت به پدرش چجور درست کنم که اون افکار بدی که اون دختر بچه تو کلش فرو کرده رو بیرون کنم.دخترم بیماری قلبی داره فکر اینکه اون لحظات چه استرسی بهش وارد شده دیوونم کرده.
اگر خیانتی از جانب همسرم باشه خیلی بعید میدونم بخاطر مسائل عاطفی یا جنسی باشی چون ایشون بارها گفته توی سن کم ازدواج کرده وهیجان زندگی رو درک نکرده وبقولی از راه شرعی وقانونی نیازهاشو برطرف کرده.
در مورد اون خانم آشنام خیلی موقره بعید میدونم هرچند این دوره از هیچ کس هیچ چیز بعید نیست وسابقا همسرم خیلی توجه بیجا به اون خانم میکرد وچندساله مسئله ای که من ازش اطلاع ندارم باعث شد همسراون خانم کلا رابطشون رو با ما قطع کنه.فقط مدت کوتاهیه که من ارتباط تلفنی بااین خانم دارم یا پسرم اگه مشاوره ای بخواد از آقا میگیره.

الان ذهن من پر شده از افکاری که چند سال پیش داشتم.شکهایی که چندسال پیش داشتم که با قطع ارتباط خیالم راحت شده بود دوباره جولان پیدا کردند.همش باخودم میگم از بین این همه آدم چرا دخترم باید شبیه یا درست مثل پروفایل همون خانم رو ببینه!!!!
ممنون میشم راه درست گفتگو با همسرم که فرد مغرور ولجبازیه رو بهم بگین.رسیدم به نقطه ای از زندگی که فکر میکنم بعد بیست سال اصلا نشناختمش.