وقتی میگی شوهرت به ۸۰ درصد اون تغییراتی که میخواستی رسیده و از طرفی محدودیتی برای تغییر و تحول و یادگیری های تو ایجاد نکرده یه امتیازات مثبتیه. با توجه به برخی صحبتهایی که ازش گفتی احتمالا برای بعضی توانایی ها و راههای جدیدی که بخوای بری حمایتت کنه و شاید همراهیت هم کنه.البته این تایپیک بحث زندگی مشترکت نیست.
مساله مهم خودت هستی، نظر و برداشت من اینه که این تکراری شدن زندگی و خوشحال نشدنت ریشه در افسردگی داره. حالا اینکه جنس این افسردگی چیه و ریشه در چی داره خودش یه سوالیه که شاید با پیدا کردن جوابش بتونی تغییرات جدیدی درست کنی.
یه داستانی از دوست خودم میگم شاید برات الهام بخش باشه. یه دوستی دارم که صاحب یه شرکتیه. میدونم ماهی بین ۵۰۰ تا یک میلیارد درآمد ناخالص ماهانشه.روزی بالای ۲۰۰ هزار تومن فقط هرویین و شیشه مصرف میکرد اگه مهمون داشت این میزان بیشتر میشد. هر وقت میدیمش داشت مصرف میکرد یعنی هر بعد هر دو ساعت تنفس هوای آزاد باید حداقل یک ساعت مینشت و مصرف میکر. با مصرفش و بقیه مخارجش هزینه های ماهانه زندگیش بالای سی میلیون درماه بود.تنها چیزی که باعث شده بود دوستیم کاملا باهاش قطع نکنم این بود که علی رغم اعتیاد شدیدش آدم خوش قلبی بود
تا اینکه متوجه شدم اخیرا خودش رفته کمپ ترک کرده و به جلسات انجمن ها هم وصل شده. خیلی خوب و درست ترک کرده بود. وقتی اتفاقی دیدمش سوار ماشین شد یه انرژی معنوی خاصی ازش حس کردم. از صدای آهنگ ماشین لذت میبرد از نگاه به درختای کنار جاده لذت مبیرد از شوخی کردن بامن لذت میبرد. انگار دنیا و تک تک لحظه هاش براش تبدیل به بهشت شده بود. خودش میگفت ۱۵ و ۲۰ سالی که مصرف کردم از دنیا لذتی نبردم نمیدونم چطوری گذشته. حالا فکر کن این آدمی که به اندازه کافی ثروت داره که هر جای دنیا بره ، با شنیدن یه آهنگ هم لذت میبرد از درست کردن املت کیف میکرد.حضور خدا رو توی تک تک لحظاتش حس میکرد واینو منم از انرژی هاش متوجه میشدم. وجالب اینکه به خاطر دخالت دیگران و مصرف قبلیش خانمش با چنتا بچه در حال طلاق گرفتن بود و چنتا رقیب هم پیدا شدن که اراذل و اوباشی رو جمع کردن که شرکت از دستش در بیارن یعنی همزمان به خاطر دو تا مشکل بزرگ باید میرفت دادگاه!!
ببخشید که حرفام طولانی شد منظورم این بود شاید این راکد شدن زندگیت شاید این افسردگی هات داره بهت میگه راه تعالی خودتو پیدا کن، یکی با نماز احساس تعالی میکنه یکی با کمک به دیگران یکی با نواختن موسیقی یکی با مسافرت و ... یه آدمی مثلا با دیدن معماری مسجد شیخ لطف ا...اصفهان و شبیه اون مست و متعالی میشه. نمیدونم راه تعالی تو چیه. برای حال خوبت تلاش کن بخواه عمیقا بخواه وتلاش کن میدونم که نکته های خوب شدن حال رو میدونی وقتی تو مسیرش بیفتی همونا رو رعایت میکنی. وقتی مسیر معنویت رو پیدا کنی دیگه نگران نیستی هر سوال و چالشی داشته باشی خیالت راحته به زودی جوابش برات پیدا میشه، ایمان داری که هر اتفاقی برات بیفته خیر و صلاحت در اونه، ترسها و نگرانی هات کنار میرن، صبحا که بیدار بشی نا خودآگاه خدا رو شکر میکنی دیگه نه از بیماری میترسی نه از پیری نه از مرگ میدونی توی مسیر درست قرار داری.








علاقه مندی ها (Bookmarks)