نقل قول نوشته اصلی توسط الهه زیبایی ها نمایش پست ها
با سلام


میشد ی کار دیگه هم کرد
فقط میگفتین باید روش فکر کنم....بعد میرفتین سراغ بقیه فاکتورها...
اگر دختر خانم میگفت نه تا مسئله های مادی رو حل نکنیم موضوع دیگه رو باز نکنیم اون وقت نتیحه میگرفتین که مادی بود.
که این خیلی بعید بود
اون وقت مزیتی که این کار داشت علاوه بر اینکه تحربه اشنایی بهتون میداد
این بود که
دیگه اون سوالات و نتیجه گیری های خطرناکی که تو صفحات اول بهش رسیدین اتفاق نمیافتاد . و برای شمایی که بار اولتونه خواستگاری کردین ، ذهنیت بدی ایجاد نمیشد .امیدوارم نتیجه گیری خوبی کنید تا تو خواستگاری بعدی تون اثر نذاره.
اینکه اون خانم مادی بود شاغل بود علاقه نداشت اگه نداشت چرا پس درخواست اولتونو قبول کرد تو رفتارش تناقض داشت و...
سلام
ممنونم ازتون
نه فکر کنم اگه این مدلی پیش میرفتم خیلی بیشتر ناراحت میشدم تهش.
حتی یه حسی میگفت که بیشتر جلو برم تا شاید مثلا اگه بیشتر با شخصیت من آشنا بشه و خوشش بیاد از معیارهای مادی خودش کوتاه بیاد اما منطقم اصلا چنین اجازه رو نداد بهم.
چون میدونستم این خواسته های مادی همیشه هست باهاش. الان رو نکنه ، چند سال بعد رو میکنه

مورد خیلی مهم دیگه این بود که اگه مسائل مادی رو در نظر نمیگیرفتم و میرفتم مرحله بعد مطمئن بودم که وابسته تر میشدم و کار سخت میشد واسم.

اما به قول شما اعتراف می کنم که برای بار اول اصلا تجربه خوبی نبود واسم و رغبتم برای ازدواج رو کمی کاهش داد

نمیدونم گفتن این حرف درست باشه یا نه اما بدون اینکه این خانم خودشون بدونن من تا حدی زیر و بم زندگیشون رو میدونستم.
به ادعای خودشون ، این خواسته های مالی بیشتر از طرف خانواده و پدرمادر مطرح شده بودن و طوری وانمود میکردن که این شرط ها علیرغم میل باطنی خودش قرار داده شده.
اما بعدا فهمیدم که برای یه خواستگار دیگه که از تیپ و قیافه اش خوشش اومده بود همچین شرطی نذاشته بود .

ببینین اگه بخواهم خلاصه بگم یه شخصیت معامله گر و دو دو تا چهار تا کن داشت. یعنی برای همه چی چرتکه مینداخت. مثلا با خودش میگفت این خواستگارم اگه تیپ و قیافه براد پیتی نداره پس کم کمش باید یه خونه و ماشین داشته باشه تا در مقام مقایسه با بقیه باشه و بتونم انتخابش کنم.

یعنی کمیت مهم تر از کیفیت بود واسش