
نوشته اصلی توسط
mehdij61
با سلام
بنده با توجه به مصیبت زجر های که در این دنیا کشیدم و شنیدم برای من محرز شد که این دنیا پوچ تر از اون چیز فکر شو میکردم روحیاتم از قانون جنگل به شدت متنفرم پایه اساسی که بنیان ش خشونت هست مثل خوردن جانواران از یکدیگر تا برای اینکه زنده بمانند روحیاتم نمیتونه قبول کنه که یک جاندار که اونم احساس داره درد حس میکنه سر شو زبح کنند که چون من گوشت نیاز دارم، از خون خون ریزی متنفرم به خودم میگم حدف از خلقت انسان چی بوده که مقصود چی هست که دوره کودکی نوجوانی جوانی میانسالی پیری بعدش مرگ خوب چی بشه مثلا؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)