سلام
با این قسمت صحبت شما موافقم.
با کلیت اخلاقی نبودن ذبح حیوانات در بقیه صبحت شما موافقم. اما با جزییات و استننتاج شما موافق نیستم. (منظورم تعهد به نخوردن گوشت توسط شما نیست این یه تصمیمیه که شما گرفتید وقابل احترامه)
فقط ذبح حیوانات نیست که از نظر اخلاقی جای سوال و تردید داره.تمام هستی شعور داره حتی گیاهان و درختان هم شعور دارند و آسیب رساندن به آنها غیر اخلاقیه. اما عقل جزئی بین ما، فقط ذبح حیوان را غیر اخلاقی میداند چون میتونه تصور کنه که اگه کسی با چاقو بخواد همین کار با خودش بکنه چقدر میتونه ناراحت کننده و وحشتناک باشه. اما شاید نتواند آنچنان که باید و شاید احساس یک گیاه یا درخت رو حس کنه.البته فقط این نیست، سواری گرفتن از حیوانات و استفاده باربری از اونها هم عملی غیر اخلاقیه. استفاده از موش و سایر حیوانات برای مقاصد آزمایشگاهی هم غیر اخلاقیست. راه رفتن روی گیاهان که زیر پای ما له میشوند هم غیر اخلاقیست. چون گیاهان زنده و نامی و در حال رشد هستند و احساس و شعور دارندهمانطور که ما نامی و درحال رشدیم.
این بستر اخلاقی در جهان وجود داره و غیر قابل انکاره. حالا عقل جزئی نگر ما که ابتدا به امر ذبح حیوان رو عملی غیر اخلاقی میداند و درست هم هست ، باید بتونه مشکل این کارهای غیر اخلاقی بشر رو حل کند؟ این عقل چه پیشنهادی داره؟ آیا میتونه با اختراع ماشین ادعا کنه سواری گرفتن از حیوانات تمام شده؟ اختراع ماشین علاوه بر فوایدش باعث آسیبهای دیگه ای به محیط زیست شد که بشر ابتدایی چنین تبعاتی رو نمیتونست پیش بینی کنه. به همان شکل هواپیما و جت و هلی کوپتر و کشتی های جدید این آسیبها رو دارند. حتی بعضی از لامپهای داخل خیابانها باعث عصبی شدن پشه ها میشن.
براین اساس عقل اخلاق گرای جزئی بین باید برای حل مسائل اخلاقی هم خوردن گوشت حیوانات رو منع کنه هم راه رفتن روی گیاهان. اگه خیابانها آسفالت نبود احتمالا خیلی جاهایی که قدم میذاشتیم گیاهی بود و زیر پای ما له میشد.عقل جزئی نگر اگه بتواند مشکل رو با گیاهان و درختان حل کند و یه جوری از سوال اخلاقی از آنها جان سالم به در ببرد باید جواب قانع کننده ای در برابر استفاده باربری از حیوانات داشته باشد؟ یعنی در برابر کل تاریخ یشر که رتق و فتق امورش با استفاده از حیوانات انجام میشده ، مسئوله . همانطور که از اینکه با چاقو کشته بشیم از اینکه کسی سوارمون بشه یا باری سنگین روی ما بذاره ویه مسیر طولانی ببره متنفریم. پس اینم غیر اخلاقیه. اگه رادیاتور ماشین خودت یا ماشینهای که بخشی از مسیرشون رو به خاطر شما از محلی به محلی رفتن رو نگاه کنی میبنی تعداد زیادی حشره و پروانه داخل تورهای رادیات گیر کرده و کشته شدند، همه اینها به خاطر خودخواهی انسان اتفاق افتاده و کاملا غیر اخلاقیه.
عقل جزئی نگر هیچ جوابی قانع کننده ای برای غیر اخلاقی عمل کردن بشر توی موارد ذکر شده تا حالا ندارد. هیچ راه حل جامع و قابل اجرایی هم برای اینکه از این به بعد غیر اخلاقی عمل نکنه ندارد.
به خاطر همین پای عقل کلی میاد وسط(میتونید برای تفاوت این دو به آرا فیلسوفان یا عرفا و یا تفاوت این دو در نظریات مولانا مراجعه کنید)
وقتی پای عقل کلی میاد وسط این عقل دنبال یه منشا دیگه برای جواب سوالات میگرده و اینجا پای دین و وحی میاد وسط. اثبات اینها هم کلی مقدمه و موخره میخاد نمیشه همه رو اینجا گفت و خود فرد باید بسیار جستجو گر و منصف باشه.
این بستر اخلاقی که نباید به هیچ جاندار و گیاه ودرختی آسیب زد واقعا وجود داره، بنابراین پیامبری که به وحی متصل هست موارد مجاز رو از سوی خدایی که خالق جهان و خالق اخلاق و عقل هست بیان کرده. این مسیر از عقل جزیی و سوالاتش شروع به عقل کلی و سپس وحی میرسه.
در مورد درختان علاوه بر مذموم بودن قطع آنها در دین گفته شده حتی اگر شاخ درختی را بشکنید انگار بال فرشته ای را شکسته اید. البته فقط در مورد قربانی یه توضیح میدم چون بقیه موارد باید براش یه کتابخانه توضیح داد.کلمه قربانی همانطور که میدانید به معنای تقرب و تقرب جستن هست. آیه ۳۸ سوره حج میگه نه گوشت آنها و نه خون آنها به خدا نمیرسد بلکه تقوای شما به خدا میرسد.
در آیات سوره حج اشاره شده که از حیواناتی که رزق شما قرار دادیم قربانی کنید. آن زمان حیوان هم استفاده باربری داشته هم شیر و گوشت اون استفاده میشه. به نوعی منبع مهم درآمد بوده. دل کندن از یک حیوانی که رزق و محل درآمد بوده و قربانی کردنش کار سختی بوده. به خاطر همین از قربانی و مراسم حج به عنوان شعائر یاد شده. شعایر یعنی علامت و نشانه و از ماده شعور و معرفت میاد. بر اساس این "علامت" و "نشانه"، قربانی کردن هر آنچه که دل کندن ازش سخته یه تقوا و رشد حساب میشه.مثل مال ، مثل غرور مثل شهوت پرستی، مثل تکبر. معرفت اصلی قربانی کردن اینه. قربانی کردن این صفات نه فقط برای آخرت که باعث میشه دنیا جای بهتری برای زندگی باشه و چرنده و پرنده از دست آزارهای انسان تا حدود زیادی نجات پیدا کنند. همانطور که قناعت و یا مثلا عدم استفاده از وسایل چرمی یا استفاده از قارچ و سویا میتونه باعث بشه آسیب کمتری به حیوانات زده بشه.
بنا بر معرفت قربانی ، اگر حاجی یا کسی با حس بی رحمی ونفسانیات بخواد گوسفند یا شتری رو در راه خدا ذبح کنه ممکنه ازش پذیرفته نشه.مجوز ذبح حیوان چه به عنوان قربانی و چه غیر اون آداب و رسومی داره و اگه اونها رعایت نشه از اون بستر اخلاقی که در بالا گفتم خارج شده. ضمن اینکه توی دین بسیار به قناعت و رعایت حقوق حیوانات هم اشاره شده اما مجوز اخلاقی بودن استفاده باربری و سواری رو انسان دیندار از طریق پیامبری که به وحی و کلام خدا متصل هست دریافت میکنه.
علاوه بر اینکه توی بعضی از موارد انسان میتونه به جای قربانی کردن حیوان، معادل پولش رو به یه فقیر بدهد یا خودش روزه بگیرد.
بنابراین اگر شما بنا بر مسلک و مرام اخلاقی خودتون دوست ندارید حیوانی ذبح بشه اولا این برای ما هم ارزشمنده ولی خودمون رو از خدا یا پیامبر دلسوز تر و دانا تر نمی دانیم. اما برای تکمیل این مسلک باید بتوانید از چیزی که خیلی براش زحمت کشیدید مثل خانه، ماشین یا پس انداز سالیان بگذرید و دل ازش بکنید و پولش رو هزینه کنید مثلا تعداد زیادی پرنده در قفس رو بخرید و اونها رو در طبعیت آزاد کنید. اینگونه حداقل به خودت ثابت کردی که در مسیر اخلاقی خودت صداقت داری.
اگر چه ما هم با اسراف و ذبح بی رویه حیوانات مخالفیم. شاید بعضی از عرفای مسلمان هم در مسیر رشد خودشون از ذبح حیوانات خودداری کنند چون دین و قرآن باطنهایی دارد که ما از آن بی خبریم. چنانچه که این افراد از زیر پا گذشتن یه مورچه هم خوددادی میکنند. اما معتقدیم دین یه دستور العمل جامع هست که تمام شرایط و مسائل پیش بینی نشده رو در نظر گرفته.
پ.ن: امیدوارم بخش اصلی محتوای این پست یه ابهام زدایی ار سوالات آستارتر تایپیک هم کمک کرده یاشه.









علاقه مندی ها (Bookmarks)