قبلا هم یکبار این رو به من گفته بودید. نمیتونم انجام بدم انگیزه ندارم دیگه برای بحث کردن فکر کردن خسته ام. همش دنبال راه میانبر هستم. احساس میکنم خرج شده ام مصرف شده ام.
حتی با خوندن مطلب شما ذره ای انگیزه در من ایجاد نشد. جملاتش رو بارها و بارها شنیدم حتی در مقابل دیگران انجام میدم.ولی برای همسرم نمیتونم.همین الانم فقط مستاصل شدم. حتی اگه بدونم راه درست چیه توانشو ندارم و نمیخام. نمیدونم چرا. انگار مجبور نیستم. با خودم میگم چرا من تلاش کنم اون تلاش کنه سختی بکشه تغییر کنه.









علاقه مندی ها (Bookmarks)