سلام بر پاییزه
سلام بر شجاع ترین شجاع
سلام بر پرچم دار بانوان همدردی
سلام بر بانوی صادق
سلام گیسو جان،ممنونم ازاین همه لطفی که به من داری امامن مثل خودت جنبه تعریف وتمجید ندارم هاا
بریم سراغ سوالات ،
بریم
چون تو دوست خودمی و شجاع هم هستی و منظور منو میدونی پس من خیییلی راحتتر سوال میپرسم
خواهش میکنم عزیزم
به بزرگواریت ببخش .
چیزی نیست که ببخشم
1 - پاییزه شده دیگران رو اینطور خطاب کنی ؟
نه واقعا کسی رواینجورتاحالا خطاب نکردم
" خاله زنک "
" تازه به دوران رسیده "
" بی سواد "
" ندید بدید "
" بی فرهنگ "
و...
الف - چقدر از آدمهای اطرافت رو اینطور میبینی یعنی هر کسی یه چشمه نشون داد میشه خاله زنک ؟ پاسخ هر چی هست ، توضیح بده .
نه راستش زیاد برچس نمیزنم به بقیه.یکی هست از اطرافیانم که خیلی اخلاقش خاله زنکی هستش اماتاحالا اصلا به زبون نیاوردم یه چشمه هم نشون نداده همیشه درحال نشون دادنه
ب - چی میشه آدم ، دیگران رو با یه لکه سیاه ننگین میبینه ؟
آدمی که بقیه روبالکه سیاه ببینه حتما خودش این سیاهی روتجربه کرده،حالانه لینکه من خاله زنکم!!اون قضیه اش فرق میکنه چون مرد هستش وتوی کارهای زنونه دخالت میکنه واسه این فکرمسکنم که اگه مردانه تربود بهتربود
شاید هم توی تاپیکهام قبلا صفتی رونسبت میدادم که الان پشیمونم چون پذیرفتم که هرکسی اخلاق خودش روداره
2 - نوشته بودی " رابطه باغریبه واسه خودمم سخته چون روحیه ام چیزدیگه ای هست!
اماخب همون رابطه های سطحی روبیشترمیپسندم. "
منظورت این بود دیرجوشی یا منظورت این بود هر کسی رو به حریم خصوصیت راه نمیدی ؟، یا .. منظور دیگه ای؟
فک کنم همونجا نوشتم واسه چی؛واسه محدودیتهایی که دارم وهمسرم اجازه دوستی رونمیده درواقع اونه که نمیجوشه وخب به من هم زیاداجازه نمیده،اما خب خودمم هرکسی روبه حریم خصوصی راه نمیدم مگه اینکه خیلی بهش اعتمادداشته باشم
رابطه سطحی که بیشتر میپسندی چه شکلیه ؟ چرا بیشتر میپسندی ؟
رابطه سطحی یعنی درحد یه آشنایی مختصر ویک سلام واحوالپرسی وبعدشم راجع به مسائل کلی حرف زدن...میپسندم چون شرایطم ایجاب میکنه وبدون دردسره
دوست داشتی 2تا دوست صمیمی داشتی هر از گاهی میدیدیشون و چند ساعت همصحبت میشدین ؟ چرا ؟
بله زیاااااد
این یعنی اوج لذت وخوشبختی واسه من.ازاین کارواقعا لذت میبرم.
یه رفیق صمیمی داشتی که چندین سال دوستای خوبی برای هم بودید ، هنوزم هست ؟
بله هنوزهم هست.البته خیلی رابطه مون کمترازقبل شده چون خیلی مشکلات واسش پیش اومده ومن غصه اینومیخورم که چرانمیتونم مثل قبل کنارش باشم خیلی هم حالش خوب نیست
دوست خوب یعنی چی ؟
دوست خوب یعنی اینکه تاصداشوشنیدی بری توی یه دنیای دیگه واقعا نمیدونم یعنی چی باید تجربه اش کنه آدم.گیسو کمند به هدفت رسیدی بغض کردم ازیادآوری اون روزها
3 - الف - پاییزه دوست داشتی توی یه روستا یه مزرعه کوچیک بود برای تو و همسرت ، معلم بودید ؟
بله دوست دارم.خیلی هم تجربه خوبی میشه اما خب من کارمزرعه نمیکردم چون خیلی سخته.تجربه این کارودارم وخیلی ازنزدیک زحمت هاشو دیدم وقتی که مجردبودم ومیرفتم پیش پدربزرگم اینا
چند تا هم جوجه داشتید ؟ ( منظورم مرغ و خروس نیستا ، بچه منظورمه )
بله خیلی هم خوبه.بزرگ کردن بچه ها توی اون فضا راحتتره وحداقل بچه بالذت بزرگ میشه
رویای شیرینیه برات ؟
خیلی ممنونم ازت
ب - پاییزه چرا این بچه ها توی روستا اصلا بزرگ کردنشون سخت نیست ولی توی شهر انقدر سخته ؟
اِ سوال بعدی این بود؟؟ خب فضای بزرگتری هست،اعتمادهست،هم بازی زیادهست بعدشم یه دفعه بچه ات خاکی وکثیف ازکوچه میاد سرفرصت تمیزش میکنی اینجا چی باید بغلش کرد بردش زیرآب بعدمیبینی خودتم باهاش رفتی زیرآب!!ازبس جانیست والا...کمرآدم میبره
( آقام همیشه بهمون میگه ما (اونها ) توی روستا ، خودمون میرفتیم از پای مامانمون میگرفتیم برامون لقمه درست کنه ، ولی شما ها ... یکی باید میدوید دنبالتون و ادای گربه و روباه مکار در میاورد تا دهان مبارکو باز کنید یه قاشق غذا بخورید )
واقعااااا
بخاطر این نیست که آدم از طبیعته ، توی طبیعت اشتهاش باز میشه :)
مثل خوردن نون و پنیر توی کوه ، با توی خونه طعمش فرق داره .
چرایه دلیلش اینه،میتونه این هم باشه که ازبس فعالیتشون توی اون فضای بزرگ زیادبوده خودشون گرسنه میشدن اماالان بچه هاانرژی شون روکجا خالی کنن
ج - تصویر پروفایلمو نگاه کن.. خوب حالا اولین چیزایی که به ذهنت میرسه بنویس .
آخی...چقدردوست داشتنی ان چقدرخوشبختن
د - پاییزه ، گیسو کمند میتونه واسه اینا( قسمت ج ) معلم خوبی باشه ؟
پاییزه چهطور ؟
ازاونجایی که میدونم حس مسولیت پذیریت بالاست حتما میتونی وحتما هم موفق میشی کلی هم لذت میبری ازبودن باهاشون
منم که میدونی عاشق معلمی ام شاید من هم به خاطر اون حال خوبی که ازاین شغل بهم دست میده میتونم معلم خوبی واسشون باشم
4- با توجه به سوال 2 و مثال گربه و روباه مکار
چگونه به فرزندت غذا میدهی ؟ چگونه بزرگش کردی ؟
بچه منم ازاین قاعده مستثنی نیست اتفاقا بزرگترین دغدغه الانمه!! شده حتی یک روزهم کاری به کارش نداشته باشم نمیادبگه غذا میخوام باید خودم بهش بدم
واسه تربیتش خیلی تلاش میکنم وکلابزرگترین دغدغه ومسئله زندگیمه خیلی دوست دارم کتابخون بشه واهل یادگیری باشه چون خودم اینجوری ام تشنه یادگیری ام که خداروشکراین مورد روتونستم درست انجام بدم چون دیگران نمیتونستن دخالت کنن اماخب بقیه موارد واقعا سخته
اونطور که باید ازش لذت بردی ؟
بله زیاد لذت میبرم ازش.آدم بابچه اش دوباره بچگی میکنه.خداهمیشه سلامت نگهش داره واسم.قربونش بشم
چند تا دیگه بچه میخوای ؟ چرا ؟
یکی دیگه فعلا اگه ازپسشون براومدم شاید بعدا یکی دیگه هم بخوام.
چون یک بچه واقعا نمیشه ازخیلی لحاظ هم خودبچه هم ما والدین آدم احتیاج داره خانواده بزرگتری داشته باشه تاتجربه های بیشتری روهم به دست بیاره وگرنه که خیلی صاف وساده ازاین دنیامیریم
5 - پاییزه جان خونتون رو دزد زده بود ، گرفتینشون ؟
نه دیگه چیزی که رفته دیگه رفته
انگار گفتی همه سرمایه تون رو بردن یا یه همچین چیزی ؟
نه همه سودیک ماه چون شوهرم شغلش ازاده وکلا اون ماه کلی ضررکردیم
چهطور این اتفاق بد رو پشت سر گذاشتید ؟
اولش که خیلی سخت بود.این که ضرر کردیم واینابه کنارواقعا بعدازیه مدت فراموش شد امااینکه یه غریبه ازخدابی خبر واردحریم خصوصیت بشه خیلی داغ داره،من همش ازابن ناراحت بودم که چرایه غریبه اومدتوی خونه ام اون هم باکفش!!وقتی جای کفشهاشون رودیدم خیلی اذیت شدم.چندوقت که گذشت حالمون بهترشد خودبه خود اماخب ترس روهنوز دارم
اگه اون موقع براش ناراحت بودی ، بگو الان چه حسی به اون اتفاق داری هنوزم ناراحتی ؟
ناراحت بودم ولی خب الان بیشترنگران امنیت خودمونم.کلی هم محافظه کاری کردیم وتقریبا دیگه هیچ دزدی این طرفها پیداش نمیشه انشالله
6 - دوران مدرسه ات رو تعریف کن ،
چگونه دانش آموزی بودی ؟ کلا تعریف کن دیگه .
دوران مدرسه فوق العاده بود.شیرین ترین وبی غم ترین دوران زندگیم. دانش آموزخوبی بودم.زرنگ بودم نمره هام همیشه بالا اماخب واسه کنکورتلاش نکردم چون ازدواج کردم دیگه
اماخب حسرتشو نمیخورم چون بهترین لذت روبردم ازاون دوران.فقط دلتنگ اون روزها میشم
7 - یه تاپیک داشتی خیلی راحت خودت رو نقد کردی و فقط منفی هارو نوشتی ،
بله آخرین تاپیک که چقدر کمکم کرد تابه این حال برسم
الف - این شجاعت از کجا میاد ? شجاعت میخواست ?
نمیدونم چند ماه باخودم کلنجاررفتم تابالاخره اون تاپیک روزدم.شایدهم ترس داشتم شایدهم حوصله نداشتم چون حالم خوب نبودامادیگه خسته شده بودم وبه خودم اومدم دیدم فقط دارم غصه میخورم که درنهایت اون تاپیک روزدم ودوستان عزیز بدون منت چقدر راهنما وراهگشا شدن واسم که انشالله خدابهشون چندبرابرگشایش بده توی مشکلاتشون
ب - چرا ما وقتی یکم از حضور پررنگمون در همدردی میگذره دیگه نمیاییم خودمون رو روی دایره بریزیم و بگیم اینه مشکلمون ?
نمیدونم من اینجورنیستم شاید خجالت میکشن ازاینکه بیان مشکلشون روبگن چون شناخته شده ترن
کاربر نازنین آریایی ، یادمه نوشته بود علت اینکه از یه فرومی اومده بیرون این بوده که همه او رو بی نقص و خوب میدیدن و اومده بود همدردی
تا راحت از خودش حرف بزنه .
واسه منم همدردی تنهاجایی که خیلی راحت خودمم باهمه مشکلات ونقص هام
البته یه گروه فرهیخته ای هم در همدردی هستن اینها اصلا نمیتونن تاپیک بزنن از مشکلشون ، چون تا بیان بگن مشکل چیه تاپیک رسیده به صفحه پنج ، بدون نتیجه . و اینکه فقط خودشون به اوضاع و شرایطشون مسلط هستن و واقعا ایجاد تاپیک کمک کننده نیست .
بله اینجوری هم هست.اماخب میشه طرف مقابل هم خودش طوری مدیریت کنه تاپیکش روکه به نتیجه برسه
8 - چرا بعضی مادران ایرانی به یکی از پسراشون وابسته هستند ?
اینو نمیدونم واقعا.امامادرشوهرمنم اینجوریه دقیقا به شوهرمن حسابی وابسته است وبرعکس
خودت برای اینکه وابستگی بین شما و پسرت برای پسرت و خودت مشکل ساز نشه فکری کردی ?
بله فکر کردم ومطالعه میکنم که چطورمستقل تربیت بشه
کلا چقدر وابسته ای ، با توجه به تاپیک معنا و هدف ، تونستی تا حدی پیشگیری کنی ? چه وابستگی به فرزندت چه همسر چه پدر و مادر .
کلا آدم وابسته ای نیستم.بیشتردلبسته میشم.اما خب راستش الان به پسرم وابسته ام وطاقت یک ساعت دوریشوندارم شاید چون هنوزبچه ست،به همسروپدرومادرم کمتر.خیلیی کمتر
9 - چقدر لباس میخری ?
به اندازه نیاز البته الان نیازها خیلی فرق کردن وخب کمی تحت تاثیرمدهم هستم
میگن لباس زیاد داشتن و متنوع پوشیدن اسراف نیست ، درسته ?
(منظور از تنوع این نیست دو سه بار بپوشیم بذاریم کنار )
اگه آدم زیادنیاز داره به تعویض لباس به نظرم میتونه اسراف نباشه اماخب تاجایی که میتونه بایدرعایت کنه
بیشتر برای چی هزینه میکنی ?
وسایل موردنیاز زندگی کلا آدم ولخرجی نیستم.الان درحال حاضرپوشاک بچه
10 - میتونی با هر چند تا جمله که دوست داری ادامه بدی :
پاییزه امروز احساس ارزشمندی می کند زیرا
متوجه شده که چی میخواداززندگی......
پاییزه قبلا خودش را دوست
نداشت ..... زیرا .
خودش رودرک نکرده بودوهمینطورآدمهای اطرافش......
پاییزه عموما برای اینکه خودش را خوشحال کند
کتاب میخونه وازهمسرش تقاضا میکنه ببرش دور دور ....
ترانه های مورد علاقه پاییزه .
انتخاب شادمهرعقیلی،رگ خواب همایون شجریان،وچندترانه ازبهنام بانی......
همسر پاییزه ..
عزیز..... که او در همدردی فعالیت دارد و اگر بداند راضی
نیست .......
پاییزه در دنیای واقعی مثل همدردی شوخ .
هست.............
این شوخی .
اندازه داره وبستگی به جنبه طرف مقابل داره اماهرکس سربه سرم بزاره منم مقابله به مثل میکنم
..........
پاییزه خییلی خوشحالم که شرکت کردی و امیدوارم صندلی ات داغ باشه رفیق جان ،
مراقب پاییزه همدری باش .
ممنون عزیزم خیلی لطف کردی.توروخداتوامتحانها اینقدربه بچه هاسخت نگیری ها،توی یه سوال ده تاسوال جابدی
پایان سوالات پاییزه
اوووووف بالاخره تموم شد
علاقه مندی ها (Bookmarks)