به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 40
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آبان 92 [ 23:37]
    تاریخ عضویت
    1392-4-10
    نوشته ها
    101
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 101 در 50 پست

    Rep Power
    24
    Array
    سلام دوستان
    شیدا جان به ادمی که خودش می دونه علیله هی نمیان بگن علیل علیل علیل! اینکه شما راهنمایی می کنید خیلی خوبه اما به اینم فکر کنید که کارتون خطرناک می تونه باشه. من که اینجا دارم با شماها صحبت می کنم یک آدم آزرده هستم مستاصلم ناراحتم شاید یک زمان کارم بکشه به جایی که این بار بیش از تحملم باشه و بکشم سمت اعتیاد بکشم سمت خودکشی! تازه به نظر من وضع یک نفر که اومده آنلاین مشاوره بگیره خیلی بحرانی تر از اونیه که در مکان امن یک کلینیک درمانی کنار مشاوری هست که می بینه با چشمش که این آدم دردمنده! ناراحته! می بینه این ادم چطور نشسته چطور حرف میزنه حرفش را با چه تون صدایی می زنه چی پوشیده وضع و حال عمومیش چطوره تازه همون زمان همان هم حرف نمی زنه می ذاره اون بنده خدا خودش به یه نتیجه ای برسه. متهمش نمی کنه قضاوت نمی کنه. و اینم بگم عزیزم اینکه ماجراهای ماها به هم شبیه است و شما بر اساس تجربیات خودت به مشکل من واکنش بدی اینم خودش یک حور ایراده دوست من. حتی دو تا خواهر توی یک خونه برداشتهای یکسانی از ماجراهای زندگیشون ندارن عزیزم. مشاوره علم تخصصی هست. هیچ مشاوری به کسی که بهش مراجعه می کنه نمیگه زیاد حرف نزن. چون همین حرفا و احساسات ابزار تشخیصی کار اون آدمه. ولی مرسی این پستت که نوشتی خیلی دوستانه بود ازت ممنونم عزیزم. و از بقیه دوستان هم متشکرم.
    دختر ناشناس عزیز... بله دوست من... من و نامزدم هر دو مذهبی هستیم. توی ساختار ذهنمون نمی گنجید که بخوایم رابطه غیر شرعی داشته باشیم برای همین هم چون نمی تونستیم توی اون شرایط ازدواج رسمی کنیم تصمیم گرفتیم ازدواج موقت داشته باشیم. و بله ما در صورتی که کار به جدایی بکشه ایشون منو عقد می کنه طلاق میده و مهریه منو هم پرداخت می کنه.
    آقا توجیه برادر من شما مطمئن باش خیلی از خانم های توی این اتاق شما مرد مناسب زندگیشون نیستی مطمئنا. برای شما یک همسری هم کلاس و هم شأن و هم اندیشه خودت خدا آفریده که کنار هم به ارامش برسید. من هم متناسب با همین افکار و نوع تفکر و شیوه زندگیم مورد توجه این ادم قرار گرفتم و همراهم شده. مطمئنا اونم نمی تونست با یکی مثل همسری که شما انتخاب کردی یا می کنی همراه بشه. ولی امیدوارم شما هم خوشبخت باشی

    - - - Updated - - -

    سلام دوستان
    شیدا جان به ادمی که خودش می دونه علیله هی نمیان بگن علیل علیل علیل! اینکه شما راهنمایی می کنید خیلی خوبه اما به اینم فکر کنید که کارتون خطرناک می تونه باشه. من که اینجا دارم با شماها صحبت می کنم یک آدم آزرده هستم مستاصلم ناراحتم شاید یک زمان کارم بکشه به جایی که این بار بیش از تحملم باشه و بکشم سمت اعتیاد بکشم سمت خودکشی! تازه به نظر من وضع یک نفر که اومده آنلاین مشاوره بگیره خیلی بحرانی تر از اونیه که در مکان امن یک کلینیک درمانی کنار مشاوری هست که می بینه با چشمش که این آدم دردمنده! ناراحته! می بینه این ادم چطور نشسته چطور حرف میزنه حرفش را با چه تون صدایی می زنه چی پوشیده وضع و حال عمومیش چطوره تازه همون زمان همان هم حرف نمی زنه می ذاره اون بنده خدا خودش به یه نتیجه ای برسه. متهمش نمی کنه قضاوت نمی کنه. و اینم بگم عزیزم اینکه ماجراهای ماها به هم شبیه است و شما بر اساس تجربیات خودت به مشکل من واکنش بدی اینم خودش یک حور ایراده دوست من. حتی دو تا خواهر توی یک خونه برداشتهای یکسانی از ماجراهای زندگیشون ندارن عزیزم. مشاوره علم تخصصی هست. هیچ مشاوری به کسی که بهش مراجعه می کنه نمیگه زیاد حرف نزن. چون همین حرفا و احساسات ابزار تشخیصی کار اون آدمه. ولی مرسی این پستت که نوشتی خیلی دوستانه بود ازت ممنونم عزیزم. و از بقیه دوستان هم متشکرم.
    دختر ناشناس عزیز... بله دوست من... من و نامزدم هر دو مذهبی هستیم. توی ساختار ذهنمون نمی گنجید که بخوایم رابطه غیر شرعی داشته باشیم برای همین هم چون نمی تونستیم توی اون شرایط ازدواج رسمی کنیم تصمیم گرفتیم ازدواج موقت داشته باشیم. و بله ما در صورتی که کار به جدایی بکشه ایشون منو عقد می کنه طلاق میده و مهریه منو هم پرداخت می کنه.
    آقا توجیه برادر من شما مطمئن باش خیلی از خانم های توی این اتاق شما مرد مناسب زندگیشون نیستی مطمئنا. برای شما یک همسری هم کلاس و هم شأن و هم اندیشه خودت خدا آفریده که کنار هم به ارامش برسید. من هم متناسب با همین افکار و نوع تفکر و شیوه زندگیم مورد توجه این ادم قرار گرفتم و همراهم شده. مطمئنا اونم نمی تونست با یکی مثل همسری که شما انتخاب کردی یا می کنی همراه بشه. ولی امیدوارم شما هم خوشبخت باشی

  2. کاربر روبرو از پست مفید مهرانا9 تشکرکرده است .

    شیدا. (پنجشنبه 13 تیر 92)

  3. #22
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرانا9 نمایش پست ها
    من هم متناسب با همین افکار و نوع تفکر و شیوه زندگیم مورد توجه این ادم قرار گرفتم و همراهم شده.
    البته صحیح تر اینه که بگیم قبل از آشنایی دقیق مورد توجه قرار گرفته بودید. اینکه حتی حاضره شما رو عقد کنه بعد طلاق بده که بهتون مهریه بده ولی حاضر نیست شما در آینده زندگیش داشته باشه، نمیدونم اینرو شما چطور تفسیر میکنید.
    بهرحال واقعا از صمیم قلبم براتون آرزوی خوشبختی میکنم
    ویرایش توسط toojih : پنجشنبه 13 تیر 92 در ساعت 14:04

  4. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آبان 92 [ 23:37]
    تاریخ عضویت
    1392-4-10
    نوشته ها
    101
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 101 در 50 پست

    Rep Power
    24
    Array
    خوب اقا توجیه به نکته خوبی اشاره کردی.
    حالا به عنوان یک مرد توصیه تو به من چیه؟ اون الان به توجه من نیاز داره یا باید بذارمش به حال خودش تا دلش برای موقعیت خودش تنگ بشه؟
    ببین اقا توجیه من زنم خوب میدونم چطور می تونم اونو بر گردونم پیش خودم. اما مسئله اینجاست که اون درسته که تحملش تمام شده اما داره در حق من کم لطفی می کنه. فکر نمی کنی بهتر باشه بذارم یک کم به حال خودش باشه تا توی خاطراتش بگرده دنبال خاطرات خوب و دلش تنگ بشه؟! من اینجا هیچ در مرود مشکلاتی که باعث این غر زدنها شده بود براتون گفتم؟ نه!!!!! ولی مطمئن باشید ماجرا دو طرفه است.
    شما مرد هستی. میشه به من بگی برای اینکه شما را به عنوان یک همسر و داماد یک خانواده توی یک زندگی بپذیرن چه مراحلی را باید طی کنی؟ حالا فرض کن شما هیچ کدوم اون مراحل را طی نکنی و شأن شما در اون خانواده شأن دامادشون باشه و دخترشونو همسر شما بدونن شما خیلی محترمانه بری و بیای همراهشون عروسی بری همراهشون مهمونی بری درست عین اینکه عضو خانواده هستی. به نظرت این اتفاقات خود به خودی می افته؟ یا اینکه این وسط یکی هوای تو رو داشته دیگه... اونم سه سال!
    بعد توی یک خانواده سنتی که چندتا داماد و عروس دیگه هم دارن! تو برادر یک خواهری هم هستی دیگه، اگر من خواهرت بودم حد تحملت توی این ماجرا چقدر بود؟ چه فاکتوری را اگر در خواهرت می دیدی بهش اجازه می دادی ادامه بده؟ غیر از اینه که باید از حسن نیت و علاقه این دو نفر به هم مطمئن می شدی؟ میذاشتی 3 سال نامزد باشن؟ باباتون اجازه می دادن این اتفاق بیافته؟ مادر حاضر بودن به چشم پسرش بپذیره؟! خوب حالا اگر می پذیرن این لطف اوناست و حتما تلاش یکی این وسط بوده که این زندگی سه سال از هم نپاشیده... می دونی چقدر از آدم انرژی می گیره این کار؟ صرفا به خاطر خودش بوده همه اینا چون اون توی این سه سال خودش بوده و پیراهن تنش... خوب منم آدمم کم میارم دیگه...

    - - - Updated - - -

    اینکه اون منو عقد کنه و طلاق بده قرارداد خودمون بود وقتی می خواستیم وارد رابطه موقت بشیم. درست مثل همین شرایط ضمن عقد. با هم قرار گذاشتیم اگر احیانا نتونستیم با هم بمونیم این کار را انجام بدیم. اینکه اون حاضر نیست ادامه بده واسه اینه که خودش خوب میدونه چکارا کرده توی این سه سال. می دونه من همه حرفام تهمت نبوده و یک رنگ و بویی از واقعیت توی اون غر زدنها و تهمتها بوده.

    - - - Updated - - -

    بگذریم... معمولا می گن مردها ظرفیت محبت بیش از اندازه رو ندارن... من خواستم خلافشو ثابت کنم و نشد متأسفانه.

    - - - Updated - - -

    بعضی مردها به خاطر خیانت شریکشونو ترک می کنن.
    بعضی مردها چون طرف صداقت نداشته شریکشونو ترک می کنن.
    بعضی مردها خودشون مشکل دارن و همسرشونو ترک می کنن.
    بعضی مردها تنوع طلب هستن و به این دلیل ترک می کنن همسرشونو.
    بعضی مردها بیمار می شن و فوت می کنن.
    بعضی مردها چون شرکشون خانواده اشو به اونا ترجیح میده ترکش می کنن.
    بعضی ها هم به دلایلی که ایشون داره این کار را انجام میدن.
    اما واقعیت اینه که زنها وقتی تصمیم بگیرن مردشونو را ترک کنن حتما دلشون شکسته.

    - - - Updated - - -

    ساحل جان مرسی عزیزم از راهنماییت. چشم با خودم اگر کنار بیام که برای منم ثابت بشه بهش هیچ محبتی نکردم.

  5. #24
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    سلام مهرانا جان

    اگه نوشتم جوری بود که به نظر اومد دارم مسخرت میکنم متاسفم.بذار به حساب اینکه نوشته نمیتونه لحن ادمو درست منتقل کنه.

    اما واقعیت اینه که زنها وقتی تصمیم بگیرن مردشونو را ترک کنن حتما دلشون شکسته.
    میدونم ازرده ای.تو دختر احساساتی هستی.منم مثه تو ام.الان بهترین کار اینه که حواست به دلت باشه.نمیدونم چیا ارومت میکنه.اما میتونی همین حرفایی که تو دلت مونده رو تو خلوتت به خدا بگی.اون صبورتر از همه ماهاست.و مشتاقانه به حرفات گوش میده.
    میتونی حرفاتو بنویسی.من لینک تاپیک خودمو برات میذارم.حتما بخون و انجام بده.حتماً.

    http://www.hamdardi.net/thread-26620.html


    من تجربه ای تقریبا مشابه تو داشتم و ازردگیتو کاملا درک میکنم.یه مدت فکر نامزدتو بذار کنارو به خودت برس تا بعداً فول انرژی بتونی به این موضوع فکر کنی.

    من اصلا درمورد هنجار و غیرهنجار چیزی نگفتم.
    و ببین اینکه یه نفر از نظر عاطفی وابسته باشه خیلی مشکل درست میکنه.هم خودش رو عذاب میده هم طرف مقابلش حس میکنه تو تنگنا قرار گرفته.

    معمولا می گن مردها ظرفیت محبت بیش از اندازه رو ندارن... من خواستم خلافشو ثابت کنم و نشد متأسفانه.
    خودت میدونی همه چی در حد اعتدالش خوبه.به مزرعه هم که میخوان آب بدن اول نگاه میکنن گیاهش چطوریه؟خشکی پسنده؟ابدوسته؟چقد باید بهش اب داد؟کی باید بهش اب داد؟
    زن و شوهر هم همینطورن.باید همو بشناسن.ببینن طرف مقابل چه شخصیتی داره.چطور محبتی میپسنده؟چقد و کی و چطور باید محبت کرد؟اینا خساست نیست.فقط داری محبتتو به زبونی که همسرت متوجه میشه بهش میدی.

    و اینکه چرا همسرت تو ذهنش خصوصیات مثبت تو به اون 3مورد محدود شده رو باید تو خودت جستجو کنی.ببینی چرا خصلتهای خوب دیگت پنهان شده؟چرا جنبه های دیگه شخصیتت اجازه عرضه اندام پیدا نکردن؟

    اولین و مهمترین کاری که باید بکنی التیام ازردگیت و اروم کردن ذهنته.تاپیکی که گذاشتم رو بخون.و حتما از خدا بخواه ارومت کنه.اون تنها کسیه که حقیقتا زخمت رو التیام میده.

    http://www.hamdardi.net/thread-10908.html



    موفق باشی

    - - - Updated - - -

    اینم یه نوشته از فرشته مهربان برام.درمورد مرهمی که خدا روی ازردگیمون میذاره .به فرشته مهربان هم گفتم بیاد سراغ تاپیکت.

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    سلام بهار خانم


    ببین عزیزم



    اگر هم الهی نگاه کنی یعنی جهان بینی تو مادی نباشد که تازه اوضاعت بهتر هم میشه . چون وقتی خدایی که به بخشندگی شناختی را ببینی . می دانی که

    آغوش بازی دارد برای کسانی که به

    آغوشش پناه آورده اند .
    او نه می راند ، نه تهدید می کندنه سرزنش می کند ............ ، بلکه میگه من برای همین کارت دوستت دارم ، برای این برگشتت ( ان الله

    یحب التوابین ) ، برای این فهمت که دریافتی به خودت آسیب زدی .
    بیا در آغوش من . بیا که پناهت منم ، بیا که مرهم دردت پیش منه ، اما قول بده دیگه این راه

    رو نری و اینجوری به خودت آسیب نزنی . که
    من سلامتی تو را می خواهم و همه قوانین و قواعد من هم برای همینه که تو راه زندگی را در سلامت طی کنی.

    تو از دردهات بهش میگی
    . از ترسهات ، ..... و او به تو میگه به من اعتماد داری ؟ منو به عنوان

    قادر قبول داری ؟ می دانی که هرچه اراده کنم می شود ؟

    و اگر تو این باورها را داشته باشی و لبیک بگی ، میگه پس به من بسپار و نگران نباش ،
    تو فقط مواظب باش از این به بعد راه را درست بری . آگاهی و

    شناختت را برای شناخت درست بالا ببر تا بدانی درست کدام هست . من کمکت می کنم . وسیله سر راهت قرار میدهم تا تو راه درست را بری و
    بقیه را

    بسپار به من و نگران نباش .




    رها شو و خودت را بسپار به دستان توانای خدا و مدتی از هرچه دغدغه هست

    آزاد شو . به خدا اعتماد کن و فقط به یک چیز فکر کن . بهار در جاده صحت و سلامت .... یعنی فقط به اینکه از این روز به بعد مراقب خودت باشی که درست فکر کنی .

    درست حرف بزنی ، درست رفتار کنی . درست ببینی و ... مصمم باشی که هیچ چیز ترا در این راه متزلزل نکند .


    چیزی نمی گذرد که خواهی دید در درون و برون گره ها باز می شود و راه روشن می شود و آنچه باورت نمیشه و از جایی که انظار نداری به سویت روانه می شود .

    بها باور کن و برای آنکه باور کنی عمیق ببین اما ساده و روان و با معنا و محتوا

    همه خشم تو که به اطراف بخصوص خانواده ات برون فکنی می شود ، خشم تو نسبت به خودت هست ............



    اگر این راهکار و دوا را توجه نکنی . به جرأت میگم هیچ دوای دیگری درد و دغدغه های ترا درمان نخواهد کرد و در دور تسلسل باطل درمی مانی ....


    سلامت ، شادکامی و موفقیتت را آرزومندم


    .
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها

    بهار عزیزم

    به اینکه چقدر راه در پیش داری تا پیش او ، چقدر طول می کشد تا بهش نزدیک بشی و .... فکر نکن . این را یقین بدان او سراغ تو می آید .

    البته باید بگم آمده . یعنی او همیشه به ما نزدیک است و حال ما را می نگرد و مرتب هم ما رامیخواند به سوی خودش .

    ما غافلیم . ما حواسمان پرت شده ،

    یا پرت آنچه داریم یا پرت آنچه نداریم ، آن یکی به خرکیفی و این یکی به حسرت .....

    یا مشغول سرخوشیهایمان هستیم یا مغموم ناخوشیها و البته اغلب ناخوشیهای خود ساخته ،

    یا حسرت دیروز از دست رفته را داریم یا ترس فردای نامده را .....

    خلاصه حواسمان به خیلی چیزها پرت و مشغول است و او را نمی بینیم که مرتب می گوید :


    « بنده من ، همه چیز را برای تو خلق کردم و تو را برای خودم »


    و افسوس که این اشتغالات از این اوج ندای عاشقانه غافلمان می کند .

    دقت کن چه می گوید :
    همه را برای تو خلق کردم و تو را برای خودم . خداوکیلی پسری به دختری ، شوهری به همسری بگوید تو مال منی ،

    مال خودمی ، چه حالی می شود ؟؟؟؟؟

    و این کلام عین کلام خودش هست یعنی
    « حدیث قدسی» هست و حرف من نیست . او که هستی مطلق است و همه هستی در یدقدرت

    اوست وقتی بگوید تومال منی ، باید چه حالی بشویم خوبه ؟؟؟

    وقتی شوهری به زنی یا پسری به دختری چنین بگوید ، (تازه آنها که داشته هاشون هم محدود هست ) ،اون زن و دختر دوست دارند هرکاری

    از دستشون بربیاد برای خشنودی طرفشون بکنند ، حالا اگر خدا را باور کنیم و یقین داشته باشیم این کلام عین حقیقت از سوی اوست ،

    چه ها که نخواهیم کرد :



    آن کس که ترا شناخت جان را چه کند

    فرزند و عیال و خان و مان را چه کند


    دیوانه اش کنی هردو جهانش بخشی

    دیوانه تو هـــردو جهـــان راچـــه کند




    فقط باور می خواهد و اعتماد . بهارم عمق این کلامش را به تحربه در زندگی دریافته ام . وقتی دیدم فقط کافیه در راهی که ترسیم کرده ،

    باشیم و مراقب باشیم که از خط خارج نشویم ، چون همه طبیعت و هرچه در عالم هست کمر به خدمت بسته اند تا کارها روبراه شود و دیرو زود دارد و سوخت و سوز ندارد و اگر در مسیرش باشیم از این سرویس دهی برخوردار می شویم ، گاه با جلوه هایی معجزه وار ، حتی در روند

    و تأخیرش هم حکمتهاست و فقط صبری از روی باور و اعتماد می طلبد که در واقع همان توکل می شود

    بهار گلم !

    اگر همه وجود ما شهود مهربانیهایش کند بازهم عمق و وسعت مهربانی و لطف خدا به درک ما نمی رسد اما از خودش میخواهم که در همین

    محدوده درک چنان کام دلت را شیرین به چشیدن شهد مهر و لطفت کند که متحیر شوی و سر از پا نشناسی

    بیت زیر که گویای همین حال است مصرعی از غزلی برای او است ، وقتی که در دشواریها چنان مهر او را می دیدم که دیگر دشواری معنی نداشت

    و اکنون تقدیم تو می کنم :


    مستی عشقم چو آید درد نشناســم
    همنشین با گل و بی باک از غم خارم




  6. 3 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    taraneh89 (پنجشنبه 13 تیر 92), toojih (پنجشنبه 13 تیر 92), شیدا. (پنجشنبه 13 تیر 92)

  7. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آبان 92 [ 23:37]
    تاریخ عضویت
    1392-4-10
    نوشته ها
    101
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 101 در 50 پست

    Rep Power
    24
    Array
    بهار عزیزم تو فوق العاده باهوشی:* مرسی یعنی هیچی نمی تونست اندازه اون مطالب مربوط به سکوت که برام فرستاده بودی الان آرومم کنه. راست میگی من ممکنه مکالمه با کسی نداشته باشم اما توی ذهنم غوغا هست. واسه همینم نه با خودم خلوت دارم نه سکوت باطنی!

    اما... یه خبر جدید... بهم زنگ زد! خیلی عادی انگار نه انگار که چیا گفتیم و شنیدیم! و گفت آحر هفته میاد خونه... من اون روز که این حرفا رو می زد و لباساشو پوشید که بره حسابی ازش ترسیده بودم... اما الان باز همون آدم قبلی شده... من واقعا نمی خوام از دستش بدم... دوست دارم که اندازه خودم حداقل عیب و ایرادامو رفع کنم... اصلا فکر نمی کردم تماس بگیره دوباره... مرسی خدا جون

  8. 3 کاربر از پست مفید مهرانا9 تشکرکرده اند .

    majid_k (پنجشنبه 13 تیر 92), shabe niloofari (پنجشنبه 13 تیر 92), toojih (پنجشنبه 13 تیر 92)

  9. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 تیر 94 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1392-1-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    455
    امتیاز
    3,873
    سطح
    39
    Points: 3,873, Level: 39
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    873

    تشکرشده 1,282 در 361 پست

    Rep Power
    60
    Array
    سلام مهرانا ، وقتی نوشته هات رو میخونم پی به هوش و درک بالای تو میبرم. مطمئن هستم که این هنر رو داری آینده رو به سمتی هدایت کنی که مایلی. قطعا اگر رابطه جدی با همسرت نداشتی خودت هم انقدر براش مایه نمیذاشتی. اما اگر می بینی هنوز به عنوان یک دوست در کنارت احساسش میکنی. هنوز از نظر شخصیتی براش احترام قائلی. هنوز پلهای احترام و اعتماد بین شما استواره. هنوز با شنیدن صدای تلفنت ضربان قلبت تندتر میشه و مایلی نامش رو روی صفحه موبایلت بخونی. برای ساختن کلبه آرزوهات تلاش کن. موفق باشی .

  10. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آبان 92 [ 23:37]
    تاریخ عضویت
    1392-4-10
    نوشته ها
    101
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 101 در 50 پست

    Rep Power
    24
    Array
    سلام دوستان
    از محبتتون متشکرم بابت این چند روز.
    مرسی اقا مجید امیدوارم بتونم از پس این مشکلات بر بیام.
    بهار جان از چه طریق می تونم در این سایت مشاوره تخصصی بگیرم؟ مشاوره تخصصی شما و اقای اس سی آی (چرا اس سی آی؟ یک انرژی منفی داره اینکه آدم اسم یک جور مشکل جسمی را برای خودش انتخاب کنه... نمی دونم شایدم منظورشون حروف اول ساینس بوده) عالی بود. آیا اینجا امکانش هست با پرداخت هزینه از مشاوره تخصصی استفاده کرد؟
    این واژه کانتکست برام خاطره شده دیگه هر وقت به کارش ببرم یاد اینجا می افتم. یکی از کاربردهای کانتکست این هستش که با فشاری که اعمال میکنه ما رو نسبت به عقایدمون و باورهامون سست و بی اعتقاد کنه. انسان وقتی شکست می خوره که باورش را نسبت به درستی اندیشه و تفکرش از دست بده. اما تا وقتی به صحت اندیشه و عملکردش ایمان داشته باشه می جنگه حتی میره جلوی گلوله می ایسته و از باورش دفاع می کنه. ما اگر یک نمودار زنگوله ای برای هوش ترسیم کنیم اکثر آدمها دارای هوش متوسط بخش وسط این نمودار قرار می گیرند یک درصدی از ادمها با هوش بالاتر از متوسط بخش انتهایی و یک درصدی از آدمها با هوش کمتر از متوسط ابتدای این نمودار قرار می گیرند. آدمهای باهوش متوسط که در جامعه تعدادشون خیییییییییییلی زیاد هست یک سری هنجارها و شیوه های رفتاری پذیرفته شده خاص خودشون دارن متناسب با میزان درک، شناخت، توان حل مسئله و .... خودشون. هنجارهای جامعه یا همون بافت اصلی جامعه یا همون کانتکست عزیز خودمونو در واقع هنجارهای این آدمهای با هوش متوسط تعریف می کنه. بنابراین هنجار رایج جامعه می شود هنجارهای افراد دارای هوش متوسط. حالا حرف من اینه... دوستای گل و باهوش من سنجاب، شی، شیدا، بهار، اینکه ما ههمون زخم خورده هستیم الزاما دلیل این نیست که ماها راه را اشتباه رفتیم... دلیل این نیست که ما زنهای خوبی نیستیم یا نمی تونیم همسر یا مادرهای خوبی باشیم... یا دلیل این نیست که ما اشتباه فکر می کنیم یا شیوه زندگیمون غلطه! فوق نهایتش زندگیمون سختتر از دیگرانه اما حداقل باورهامون ارزش جنگیدن داره!!! جامعه به هر کسی که از این هنجارهای افراد دارای هوش متوسط پیروی نکنه برچسب میزنه! نشنیدید میگن هنرمند دیوانه، دانشمند دیوانه و ... چرا؟ چون اون زمانی که همه دارن می گن و می خندن و می خورن و می خوابن و دروغ می گن و سر هم کلاه می ذارن و از این کارشون کیف می کنن یک سری افرادی هستند که دارن فکر می کنن دارن تلاش می کنن دارن بدبختی می کشن تا زخم این برچسبها را بتونن تحمل کنن.... واقعیت اینه که ده درصد افراد جامعه دارن بار اون نود درصد دیگه را به دوش می کشن و اینا همونایی هستن که با شاخصهای هنجاری جامعه به میزان زیادی همخوانی ندارن ولی همه رشد جوامع را مدیون هیمن ادمهای جسور و عجیب و غریبیم که شاید هیچ خیری هم از زندگی خانوادگی و اجتماعیشون هم ندیده باشن... باز هم زیادی ادای روشنفکری در اوردم اما به خدا قسم هر کس از ماها شکست بخوره یک بخش عظیمی از این شکستمونو مدیون اینیم که گذاشتیم این کانتکست عزیز باورمونو ازمون بگیره... نمی دونم سر زندگی من چی بیاد بچه ها اما حتی اگر هم بره از پیشم نمی خوام رفتنش آخر زندگی و باورهای من نسبت به زنانگی خودم باشه... همتونو دوست دارم
    بهار جان میشه از اون تاپیکهای جالبت مثل اون روشهای ریلکسیشن و سکوت و اینا اگر داری بازم برام بذاری لطفا
    ویرایش توسط مهرانا9 : جمعه 14 تیر 92 در ساعت 14:40

  11. #28
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    اسم اقای sci از Scientist گرفته شده.اون تاپیک هم بنا به نظر اقای sci و فرشته مهربان بصورت تخصصی پیش رفت و خداروشکر جوری شد که به درد خیلیا خورد.اینکه اینجوری تخصصی مشاوره انجام بشه رو من دیگه ندیدم.یه مدت مشاوره مستقیم با مدیرهمدردی اقای سنگتراشان بود ولی مثه اینکه فعلا کنسله.

    تو هم دختر باهوشی هستی که اگه بتونی ذهنت رو کنترل کنی هم ارامشت واقعا بیشتر میشه و هم به مسائل عمیقتر نگاه میکنی.

    تمرینهای همون تاپیک رو انجام بده و روی انجامشون مداومت داشته باش.با مرور زمان میتونی ارامش واقعی رو لمس کنی.

    اگه مورد مناسب دیگه ای رو ببینم بهت معرفی میکنم.

    همونطور که تو اون تاپیک خوندی ذهن سطحی اجازه عمیق شدن به ما رو نمیده برای همین ممکنه برداشتهای ما از اتفاقها کاملا سطحی باشه.پس در عین حال که ذهن سطحی رو اروم میکنیم باید سعی کنیم همه مسائل رو عمیق و از همه جوانب بررسی کنیم و به برداشت اولیه ذهنمون اکتفا نکنیم.این در ارتباط با همه چیزه و شامل ارتباطت با نامزدت هم میشه.

    -----------------------

    نمیدونم الان تصمیمت برای ارتباط با نامزدت چیه؟اما اگه من جای تو بودم سعی میکردم رابطه جنسیمو قطع کنم و ارتباطمونو بندازم تو مسیر صحیح،یعنی راهی که اخرش یا ازدواج باشه یا قطع ارتباط.اما وقتی پای رابطه جنسی و وابستگی روحی میاد وسط برای هیچ کدوم از این دوتا کار نمیشه درست فکر کرد.

    مهم نیست رفتار ما تو عرفه یا نه،مهم اینه که رفتارمون درست هست؟چرا درست هست؟مهم اینه که مسئله رو عمیق بررسی کنیم.اگه تاکید روی قطع ارتباط این شکلیتونه.چرا؟

    و مسئله بعدی اینه که یه سری نیازها تو ادما غریزی و فطریه.نامزد تو هم از این قاعده مستثنی نیست باید اون نیازها رو بشناسی.همه لازم داریم بدونیم.حتی نامزد تو هم باید بدونه یه زن چه نیازهایی داره؟اگه میدونست،میفهمید نیاز داری که حرف بزنی تا اروم بشی.اما اون حرف زدنت رو به حساب تخریب خودش و بی توجهی تو میذاشت.
    از این دست سوءتفاهما تو ارتباطتون زیاده که با یه کم تمرین حل میشه.خصوصا چون ادمای فهمیده ای هستین کارتون راحتتره.

    برای شروع این تاپیک رو بخون.

    http://www.hamdardi.net/thread-10532.html

    روی مکالمه هاتون کار کنید.تا از نق نق،تخریب و غیرشفاف بودن دور بشه.اصل یه مکالمه خوب اینه:من خوبم،تو خوبی.
    و یه مکالمه اشتباه این پیام رو میده:من خوبم،تو بدی.

    موفق باشی
    ویرایش توسط بهار.زندگی : جمعه 14 تیر 92 در ساعت 16:55

  12. کاربر روبرو از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده است .

    ویدا@ (جمعه 14 تیر 92)

  13. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 22 تیر 92 [ 09:31]
    تاریخ عضویت
    1392-3-04
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    190
    سطح
    3
    Points: 190, Level: 3
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 28 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خیلی خوشحال شدم عزیزم.امیدوارم موفق باشی و همیشه به زندگی امیدوار باشی.هیچی قویتر از عشق و محبت نیست

  14. #30
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرانا9 نمایش پست ها

    اما... یه خبر جدید... بهم زنگ زد! خیلی عادی انگار نه انگار که چیا گفتیم و شنیدیم! و گفت آحر هفته میاد خونه... من اون روز که این حرفا رو می زد و لباساشو پوشید که بره حسابی ازش ترسیده بودم... اما الان باز همون آدم قبلی شده... من واقعا نمی خوام از دستش بدم... دوست دارم که اندازه خودم حداقل عیب و ایرادامو رفع کنم... اصلا فکر نمی کردم تماس بگیره دوباره... مرسی خدا جون

    قطع یه رابطه ی جنسی عاطفی سه ساله به این راحتی ها هم که نیست! این که شما توقع نداشتید که او دوباره زنگ بزنه باز هم نشون دهنده ی عدم شناخت و کم مهارتی شماست! معلومه که برمی گرده چون قطع یکباره وابستگی ها به خصوص از نوع جنسی یه دلیل خیلی حادتر از غرو غر های شما احتیاج داره.
    .
    .
    اما آیا او اومده که بمونه؟ آیا نظرش عوض شده؟ ... کاش باهاش ارتباط جنسی نگیری. کاش اون منبع محبت های بی دریغ رو قطع کنی و بتونی اونو نگهداری ... امیدوارم موفق باشی...
    ویرایش توسط she : یکشنبه 16 تیر 92 در ساعت 09:17

  15. 3 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    نازنین آریایی (جمعه 28 تیر 92), بهار.زندگی (دوشنبه 17 تیر 92), شیدا. (دوشنبه 17 تیر 92)


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصمیم به طلاق گرفتم درسته تصمیمم؟
    توسط amir59 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 مهر 95, 22:38
  2. تصمیمم نهایی من ... 6 سال تا تصمیم گرفتن طول کشید
    توسط she در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 مرداد 95, 18:31
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 شهریور 93, 18:36
  4. موندم چه تصمیمی بگیرم؟ کمک کنید...............
    توسط yase sefid در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 شهریور 92, 10:55
  5. چه تصمیمی بگیرم؟
    توسط arah در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 08 تیر 92, 17:52

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.