بهار عزیزم تو فوق العاده باهوشی:* مرسی یعنی هیچی نمی تونست اندازه اون مطالب مربوط به سکوت که برام فرستاده بودی الان آرومم کنه. راست میگی من ممکنه مکالمه با کسی نداشته باشم اما توی ذهنم غوغا هست. واسه همینم نه با خودم خلوت دارم نه سکوت باطنی!
اما... یه خبر جدید... بهم زنگ زد! خیلی عادی انگار نه انگار که چیا گفتیم و شنیدیم! و گفت آحر هفته میاد خونه... من اون روز که این حرفا رو می زد و لباساشو پوشید که بره حسابی ازش ترسیده بودم... اما الان باز همون آدم قبلی شده... من واقعا نمی خوام از دستش بدم... دوست دارم که اندازه خودم حداقل عیب و ایرادامو رفع کنم... اصلا فکر نمی کردم تماس بگیره دوباره... مرسی خدا جون








علاقه مندی ها (Bookmarks)