به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 44

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 22 آبان 94 [ 21:48]
    تاریخ عضویت
    1393-8-06
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    14,528
    سطح
    78
    Points: 14,528, Level: 78
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 322
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocial10000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    775

    تشکرشده 2,481 در 570 پست

    Rep Power
    168
    Array
    م کامران جان

    من خیلی وقت دارم تاپیکت میبینم نمیدونم الان گفتم بیام و برات چند خط بنویسم.
    پسر خوب این چه جو و حال و هواییه برای خودت راه انداختی؟؟؟؟؟؟؟؟دعا و خدا و را و چاه و.....!!!!!!!!نمی دونم دکترت بهت مشاوره داده! .....ms شکلی از بیماری خود ایمنی؛یعنی دفاع بدن انسان بر علیه خودش(غشاس میلین سلول های عصبی دستگاه مرکزی) فعالیت میکنه.معمولا خانوم ها می گیرن؛کلا بیماریهای خود ایمنی در خانوم ها بیشتر؛اگه مردی بگیره شدتش در حد مال خانوم ها نیست.

    خوب ! حتما میدونی چقدر این روزا داروهاش عالی شدن و پیشرفت کردن مخصوصا برای تو که مردی و کلا طبیعیت بیماری تو بدنت خفیف تره، حتما میدونی ms طیف وسیعی از شدت هارو داره...که اصلا خیلی خیلی به ندرت تو اقایون شکل تهاجمیش نشون میده که باز اونم با دارودرمانی کنترل میکنند..

    یه حس بدی به تاپیکت دارم!!!!انگار یه چاه سیاه و غمگین درست کردی خودت و بقیه رو هول میدی توش!!!!!

    دوستم این فلسفه ها و ایا و اگها ول کن تورو خدا...اسمون ریسمان به هم نباف.
    برو زمان و انرژیت بزار برای کارهای مفید تر....قابل درمان ؛هیچ مشکلی هم نیست خیالت راحت

    مثل اینکه من تاپیک بزن سرما خوردم چی کنم!!!!!تو اینترنت سرچ کنی کلی بیماران ms هستن که تا فتح اورست و برنده انواع و اقسام مسابقات ورزش و علمی شدن رفتن...به جای گشتن دنبال فلسفه بیماریت اونارو بخون و یه انجمن بیمارانms ی هست که کیفیت زندگیشون از کسایی که از خوندن تاپیکت ابراز غم و اندوه کردن و متاسف شدن و بهت امید دادن بهتره اون بیماران ms یا باید بیان به حال زندگی کپک زده ی! ماها تاسف بخورن.برو عضوش شو.
    دیگه نبینم کسی به این دوستمون دلداری بده یا براش متاسف بشهههههه؛جدی میگم.
    موفق باشی
    ویرایش توسط کیت کت : دوشنبه 24 آذر 93 در ساعت 10:54

  2. 8 کاربر از پست مفید کیت کت تشکرکرده اند .

    love less (دوشنبه 24 آذر 93), کامران (دوشنبه 24 آذر 93), واحد (دوشنبه 24 آذر 93), هم آوا (سه شنبه 25 آذر 93), میشل (دوشنبه 24 آذر 93), zolal (دوشنبه 24 آذر 93), اثر راشومون (دوشنبه 24 آذر 93), دخترآفتاب (چهارشنبه 26 آذر 93)

  3. #2
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط کیت کت نمایش پست ها
    م کامران جان

    من خیلی وقت دارم تاپیکت میبینم نمیدونم الان گفتم بیام و برات چند خط بنویسم.
    پسر خوب این چه جو و حال و هواییه برای خودت راه انداختی؟؟؟؟؟؟؟؟دعا و خدا و را و چاه و.....!!!!!!!!نمی دونم دکترت بهت مشاوره داده! .....ms شکلی از بیماری خود ایمنی؛یعنی دفاع بدن انسان بر علیه خودش(غشاس میلین سلول های عصبی دستگاه مرکزی) فعالیت میکنه.معمولا خانوم ها می گیرن؛کلا بیماریهای خود ایمنی در خانوم ها بیشتر؛اگه مردی بگیره شدتش در حد مال خانوم ها نیست.

    خوب ! حتما میدونی چقدر این روزا داروهاش عالی شدن و پیشرفت کردن مخصوصا برای تو که مردی و کلا طبیعیت بیماری تو بدنت خفیف تره، حتما میدونی ms طیف وسیعی از شدت هارو داره...که اصلا خیلی خیلی به ندرت تو اقایون شکل تهاجمیش نشون میده که باز اونم با دارودرمانی کنترل میکنند..

    یه حس بدی به تاپیکت دارم!!!!انگار یه چاه سیاه و غمگین درست کردی خودت و بقیه رو هول میدی توش!!!!!

    دوستم این فلسفه ها و ایا و اگها ول کن تورو خدا...اسمون ریسمان به هم نباف.
    برو زمان و انرژیت بزار برای کارهای مفید تر....قابل درمان ؛هیچ مشکلی هم نیست خیالت راحت

    مثل اینکه من تاپیک بزن سرما خوردم چی کنم!!!!!تو اینترنت سرچ کنی کلی بیماران ms هستن که تا فتح اورست و برنده انواع و اقسام مسابقات ورزش و علمی شدن رفتن...به جای گشتن دنبال فلسفه بیماریت اونارو بخون و یه انجمن بیمارانms ی هست که کیفیت زندگیشون از کسایی که از خوندن تاپیکت ابراز غم و اندوه کردن و متاسف شدن و بهت امید دادن بهتره اون بیماران ms یا باید بیان به حال زندگی کپک زده ی! ماها تاسف بخورن.برو عضوش شو.
    دیگه نبینم کسی به این دوستمون دلداری بده یا براش متاسف بشهههههه؛جدی میگم.
    موفق باشی

    سلام کیت کت عزیز
    من از دو زاویه به پست شما نگاه میکنم که یکیش جای بسی تقدیر و دیگری کمی منتقدانه میباشد.

    یک نگاه اینه که شما بیماری را مختص خانومها دونستید و برای آقایون نوع خفیفی را متصور شدید و دیگر با سرما خوردگی مقایسه کردید:

    باید عرض کنم این بیماری خدارا شکر در من در حال حاضر شدید نیست و من هم نیامدم بگم بیایید ته به قول شما چاه و منو بیارید بالا. کلا بدونید بیماری در خانومها از نظر تعداد ابتلا بیشتره ولی از نظر شدت و ادامه روند در آقایون بدتره. اینو با ی سرچ چند دقیقه ای تو همین اینترنت میتونید خودتون هم پیداش کنید. و باز شما تا خودتون موقع راه رفتن یک مرتبه پاتون سنگین نشه یا موقع خوندن و نوشتن ناگهان تار نبینید یا هر یک شب درمیان به خودتون آمپول نزنید (و فرداش همش تب داشته باشید و بی حال باشید) البته که میتونید تصور ی سرماخوردگی از این بیماری داشته باشید و فکر کنید کساییکه ام اس دارن، در حالی که خیلی راحت و ساده میتونن ی زندگی کاملا نرمال و شاد داشته باشن، خودشونو بیخود لوس میکنن و سنگ چه کنم به سینه میزنن و بی دلیل لحظات را به خودشون و اطرافیانشون زهر میکنن. منی که قبلا ساعتها فوتبال بازی میکردم الان 20 متر بدوم دیگه حفظ تعادل ندارم و زمین میخورم! پس لطفا لطفا برای قضاوت در مورد شرایط افراد ابتدا خودتون را کاملا در شرایط اونها قرار بدید و بعد به قضاوت بکشیدشون.

    و اما رویکرد قابل تقدیر تو پست شما که من هم برای همین لایک کردمش، این بود که همیشه با حساسیت زدایی میشه مشکل را کوچیک کرد (حداقل واسه خودمون کوچیک جلوه کنه) و راحت تر برش فائق بیایم که من حتما این کار را خواهم کرد.

    و مساله سوم ابنه که تقریبا این تایپیک از پست میشل رفت به سمت مسایل عقلی و فلسفی (که همیشه برای من سوال بودن، چه قبل از بیماریم چه بعدش؟) در مورد دلایل سختی های بشر و حکمت بیماریها و .... که اگه دقت کرده باشید من به دنبال یافتن سوالاتم بودم و از این فضا استفاده کردم و در همون راستا تایپیک را ادامه دادم. به هیچ وجه فضای اون چاه و هول دادن خودم و دیگران به داخلش نیست و شما بر اساس پستهای اول تایپیک قضاوت کردید در اینجا. از پست 32 که love lest ارسال کرده هم میتونید به این موضوع پی ببرید. حالا شاید برای مسایلم بهتر بود ی تایپیک جدید میزدم و بحث مجزایی را باز میکردم.

    به هر صورت ممنونم از توجهتون و توصیه هاتون را حتما به کار خواهم بست
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  4. 4 کاربر از پست مفید کامران تشکرکرده اند .

    میشل (سه شنبه 25 آذر 93), zolal (چهارشنبه 26 آذر 93), دخترآفتاب (چهارشنبه 26 آذر 93), رزا (سه شنبه 25 آذر 93)

  5. #3
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 03 خرداد 94 [ 14:19]
    تاریخ عضویت
    1393-7-11
    نوشته ها
    162
    امتیاز
    3,278
    سطح
    35
    Points: 3,278, Level: 35
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 42.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    162

    تشکرشده 593 در 152 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام اقای کامران عزیز

    از این که بیمار شدید بسی ناراحت هستیم.
    امیدوارم که با تلاش و پشتکار بتونید از پسش بر بیاید.

    اما مطلبی در ذهنم بود که بد ندیدم مطرح کنم.یعنی برای خودم ابهامی بود و هست.
    منتظر پاسخ یا توضیحش نیستم اما مطرح میکنم تا در پس اون نظرم رو هم بگم.

    تا حالا شده ، کسی که یه دست نداره ، بره جاییو دعا کنه ، خدا شفاش بده؟ هر جایی؟ میشه لینکشو بدید ببینیم؟
    بیماری بیماریه دیگه. نقص عضو. سوال بود واسم.
    که ایا خدا توانش رو نداشت؟ نخاست؟ داستان چیه؟
    یا احیانا توجیهی به مشابه وجود امکان وضرورت و چه میدونم این چرت و پرت ها ،طبق معمول واسش اوردن؟
    ایا اگه صد سال قبل ، طرف از مثلا سرما خوردگی می مرد ، و اون یکی با کمی مراقبت ، زنده می موند ، به این موضوع نمی گفتن شفا ؟
    چقد احتمال داره که دویست سال دیگه کسی به این شفا های امروزیه ما همین دید رو نداشته باشه؟
    چقد از شفاهای امروزی ، به دلیل نبود توجیه علمی پزشکیه مناسب و درخوره؟

    چی میخام بگم؟

    میخام بگم دوست عزیز ، بچسب به زندگیت ، از این مورد استفاده کن و از لحظه لحظه زندگیت لذت ببر.
    دنبال دوا درمونش هم باش.
    فک میکنم خدا این یه مورد رو جور دیگه ای با ما تا میکنه.
    یعنی اگه بخام بازش کنم میره توی داستان میزان حضور خدا توی این دنیا و ضرورت این که دست ببره توی یه جاهایی و و و ... بحثی طولانی و غیر مرتبط به تالار !

    استثنائا در این یه مورد با خانم کیت کت موافقم.
    من که اینجوری فک میکنم...

    اقای کامران ،شما هوشت و لیاقتت بالاست. می تونی .

    موفق باشی رفیق.

  6. 2 کاربر از پست مفید love less تشکرکرده اند .

    کیت کت (سه شنبه 25 آذر 93), کامران (دوشنبه 24 آذر 93)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 22 آبان 94 [ 21:48]
    تاریخ عضویت
    1393-8-06
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    14,528
    سطح
    78
    Points: 14,528, Level: 78
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 322
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocial10000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    775

    تشکرشده 2,481 در 570 پست

    Rep Power
    168
    Array
    دوست عزیزم.
    سطح پست من اون قدر بالا نبودید که متوجهش نشید.اما از جوابتدن معلومه کلا متوجه نشدید.

    واقعا برای بیماریتون تو نت سرچ کردید!!!!!!!!!!!!!جایی که هر کسی توش نظر درست و غلط میذاره!من رشتم طوریه که تو کتاب در مورد بیماریتون خوندم حتی مریض ام.اسی داشتم و بهمون خدمات و ملاحظات ویژه این بیماران یاد میدادن.....من حرفم اینکه علایم بیماریتون هر چی که هست از صحبت هاتون بوی تسلیم و ناتوانی میاد.و البته بی اطلاعی!.
    نمی دونم شاید منم باید مثل بقیه به ایوای متاسف شدم و خدا شفا بده بسنده میکردم تا بهتون بر نخوره.
    به هر حال بازم میگم برای مساوره و چه کنم و مسایل روحیتون به پزشکتون مراجعه کنید.
    شما حز بیماران خاص محسوب میشید و باید برای داروهاتون هم شده عضو این تشکل بشید اونجا مشاوره مخصوص برای بالا بردن کیفیت زندگیتون دارن.
    شما از بیماریتون هنوز اطلاعات درستی ندارید.....با توجه به صحبتتون در مورد مبتلایان زن و مرد گفتم.این طور فقط خودتون و روحیتون که الان خیلی تو روند بیماریتون حیاتیه تضعیف میکنید.

  8. 3 کاربر از پست مفید کیت کت تشکرکرده اند .

    کامران (چهارشنبه 26 آذر 93), هم آوا (سه شنبه 25 آذر 93), دخترآفتاب (چهارشنبه 26 آذر 93)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    کامران جان پست کیت کت یه تذکر به جا به من بود. حالا شاید مخاطب دیگری هم داشت، اما به هرحال قبل از پست من به این اندازه نیاز به نوشتن رو احساس نکرده بود.

    البته من هم نمیخواستم بحث عقلی و فلسفی و اینا کنم. این خودِ منه که اینجوریه. برای من "خدا" و "انسان" و "زندگی" شدیدا هم پوشانی دارن. اما بهتره موقع حرف زدن یه حدی بینشون قائل بشم که مسائل رو برای دیگران پیچیده نکنم.

    یه چیزی هم که دیروز بهش فکر کردم اینه که استفاده کردن من از جملات قرآن یه کار اشتباهه. چون حتی اگه حواسم رو حسابی جمع کنم و کلمات حساس رو ترجمه نکنم و تعبیر نکنم، و خلاصه موفق بشم از قشون کشی لشکر اسلام پیشگیری کنم، بازم اثری که روی مخاطبم میذارم در کنترلم نیست. چون این چیزیکه من ازش بعنوان یک ابزار (برای بیان فصیح چیزیکه در ذهنمه) استفاده می کنم، برای یه مسلمان مقدسه. و هر جمله ایش یه سری احساسات مثبت و منفی رو همراه خودش داره.

    بنابراین به این نتیجه رسیدم که غیر از موارد استثنایی، بهتره دیگه اینکارو نکنم. و به جاش یکم بیشتر فسفر بسوزونم و خودم ذهنیاتم رو به کلمه تبدیل کنم.

    خلاصه که ساری. نمیخواستم تاپیک تغییر مسیر بده. یا به هر شکلی مسئله ای رو ایجاد کنم.

    وقتی پست کیت کت رو دیدم، خوشحال شدم که بهم تذکر داد و جو تاپیک رو به شکلی که درست می دونست عوض کرد. فکر نمی کردم شما ازش چنین برداشت هایی رو داشته باشی.

    متاسفم که باعث ناراحتیت شدم.

    فراموشش کن پلیز.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...


    ویرایش توسط میشل : سه شنبه 25 آذر 93 در ساعت 20:32

  10. 2 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    کامران (چهارشنبه 26 آذر 93), هم آوا (سه شنبه 25 آذر 93)

  11. #6
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از تمام دوستان عزیز که پاسخاتون بسیار عالی و مفید بود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط میشل نمایش پست ها
    کامران جان پست کیت کت یه تذکر به جا به من بود. حالا شاید مخاطب دیگری هم داشت، اما به هرحال قبل از پست من به این اندازه نیاز به نوشتن رو احساس نکرده بود.

    ایشون به دلیل رشته تخصصی تحصیلی و کاریشون ی مشاوره تخصصی و صحیح به من دادن که به دلیل برخورد زیادشو نبا این نوع بیماران بود. نه شما مخاطبشون بودید نه سایرین
    .

    البته من هم نمیخواستم بحث عقلی و فلسفی و اینا کنم. این خودِ منه که اینجوریه. برای من "خدا" و "انسان" و "زندگی" شدیدا هم پوشانی دارن. اما بهتره موقع حرف زدن یه حدی بینشون قائل بشم که مسائل رو برای دیگران پیچیده نکنم.

    اتفاقا من خیلی از این موضوع خوشحال شدم و میخواستم که بحث به این سمت کشیده بشه. چون الان برای سوالاتم خیلی بیشتر به توجیه نیاز دارم تا بیماریم. و شما تایپیک را دقیقا به سمتی هدایت کردی که خواسته من بود.


    یه چیزی هم که دیروز بهش فکر کردم اینه که استفاده کردن من از جملات قرآن یه کار اشتباهه. چون حتی اگه حواسم رو حسابی جمع کنم و کلمات حساس رو ترجمه نکنم و تعبیر نکنم، و خلاصه موفق بشم از قشون کشی لشکر اسلام پیشگیری کنم، بازم اثری که روی مخاطبم میذارم در کنترلم نیست. چون این چیزیکه من ازش بعنوان یک ابزار (برای بیان فصیح چیزیکه در ذهنمه) استفاده می کنم، برای یه مسلمان مقدسه. و هر جمله ایش یه سری احساسات مثبت و منفی رو همراه خودش داره.

    بنابراین به این نتیجه رسیدم که غیر از موارد استثنایی، بهتره دیگه اینکارو نکنم. و به جاش یکم بیشتر فسفر بسوزونم و خودم ذهنیاتم رو به کلمه تبدیل کنم.

    اتفاقا برعکس استفاده ای که از آیات قرآن کردید هم منظورتون را رسوندید و هم اثرپذیری کلام را بالا بردید. بشخصه برای من تاثیر مثبت تری داشت. نمیدونم چرا اینطور نتیجه گیری کردید؟

    خلاصه که ساری. نمیخواستم تاپیک تغییر مسیر بده. یا به هر شکلی مسئله ای رو ایجاد کنم.

    وقتی پست کیت کت رو دیدم، خوشحال شدم که بهم تذکر داد و جو تاپیک رو به شکلی که درست می دونست عوض کرد. فکر نمی کردم شما ازش چنین برداشت هایی رو داشته باشی.

    متاسفم که باعث ناراحتیت شدم.

    اصلا چنین چیزی نیست. من حتا از کیت کت هم که اونطوری نوشست ناراحت نشدم و بیشتر از پستش استفاده کردم.

    فراموشش کن پلیز.

    no problem
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *
    ویرایش توسط کامران : پنجشنبه 27 آذر 93 در ساعت 17:57

  12. 2 کاربر از پست مفید کامران تشکرکرده اند .

    میشل (جمعه 28 آذر 93), zolal (پنجشنبه 27 آذر 93)

  13. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 23 فروردین 98 [ 04:00]
    تاریخ عضویت
    1393-9-25
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    3,685
    سطح
    38
    Points: 3,685, Level: 38
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    21

    تشکرشده 64 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام اقای کامران
    امیدوارم حالتون خوب باشه.
    من راستش مدت زیادی هست که از مطالب این سایت استفاده میکنم ولی تا امروز عضو نشده بودم.پست شما باعث شد بلاخره ثبت نام کنم.
    راهنمایی های دوستان خیلی خوب بود مخصوصا در مورد حفظ روحیه و میدان ندادن به بیماری ولی من به عنوان کسی که خودش سالیان سال بیماری اتو ایمیون داشته و متاسفانه توی 25 سال دکترها توی یک کشور پیشرفته اروپایی نتونستن تشخیص بدن وظیفه خودم دونستم که تجربه های خودم را با شما درمیان بزارم . حالا تخقیق در مورد چیزهایی که میگویم به عهده خود شما هست.
    من از بچگی بیمار بودم و خوب هیچ تشخیصی برای بیماری تیرویید من که بیماری سیستم ایمنی هست وجود نداشت.
    بیماری هاشیموتو اگر زود تشخیص و درمان بشه مشکل زیادی ایجاد نمیکنه ولی وقتی بالای دو دهه از شروعش بگذره عوارض بدی به همراه میاره.
    مطالبی که الان خواهم گفت ممکنه در وحله اول مسخره جلوه کنه ولی شما میتونین در بارش تحقیق کنید یا یک امتحان کوچولو.


    الان خیلی از تحقیقات نشون داده که مصرف گلوتن یکی از عاملان به وجود امدن ام اس هست.و برای مقابله با بیماری های سیستم ایمنی یا همان اتو ایمیون حذف کامل گلوتن میتونه روند بیماری را کند کنه.
    باید مثل یک بیمار سیلیاکی حواستون باشه که ذره ای گلوتن تو غذاتون نباشه.حتی 1 گرم. باید حتی کنترل کنید که توی مواد عذایی مثل سس یا هرچیز دیگری از ارد یا نشاسته گندم استفاده نشده باشه.
    سخت به نظر میرسه ولی ادم بزای سلامتیش سختی را به جون میخره مگه نه?
    دومین کار تشخیص طبع بدنتون هست . اکثر بیمارهای اتوایمیون به خاطر غلبه بلغم هست. لازم هست طبعتون را بشناسید و تغذیه مناسب با طبعتون را انتخاب کنید.
    من خودم اصلاا به طب سنتی اعتقاد نداشتم ولی بهم ثابت شد که بهترین روش درمان هست.
    خلاصه میتونین تو نت در باره دخالت گلوتن در باره بیماری های اتو ایمیون سرچ کنید و همچنین در باره طب سنتی و نظرش در باره بیماریهای سیستم ایمنی.
    ویتامین دی بدنتون را حتما چگ کنید که به احتمال خیلی زیاد کمبودش را دارید.کمبود ویتامین دی هم یکی ار علل ایجاد ام اس هست.

    با ارزوی موفقیت براتون
    ویرایش توسط yaasi : سه شنبه 02 دی 93 در ساعت 05:56

  14. کاربر روبرو از پست مفید yaasi تشکرکرده است .

    کامران (سه شنبه 02 دی 93)

  15. #8
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط yaasi نمایش پست ها
    سلام اقای کامران
    امیدوارم حالتون خوب باشه.
    من راستش مدت زیادی هست که از مطالب این سایت استفاده میکنم ولی تا امروز عضو نشده بودم.پست شما باعث شد بلاخره ثبت نام کنم.
    راهنمایی های دوستان خیلی خوب بود مخصوصا در مورد حفظ روحیه و میدان ندادن به بیماری ولی من به عنوان کسی که خودش سالیان سال بیماری اتو ایمیون داشته و متاسفانه توی 25 سال دکترها توی یک کشور پیشرفته اروپایی نتونستن تشخیص بدن وظیفه خودم دونستم که تجربه های خودم را با شما درمیان بزارم . حالا تخقیق در مورد چیزهایی که میگویم به عهده خود شما هست.
    من از بچگی بیمار بودم و خوب هیچ تشخیصی برای بیماری تیرویید من که بیماری سیستم ایمنی هست وجود نداشت.
    بیماری هاشیموتو اگر زود تشخیص و درمان بشه مشکل زیادی ایجاد نمیکنه ولی وقتی بالای دو دهه از شروعش بگذره عوارض بدی به همراه میاره.
    مطالبی که الان خواهم گفت ممکنه در وحله اول مسخره جلوه کنه ولی شما میتونین در بارش تحقیق کنید یا یک امتحان کوچولو.


    الان خیلی از تحقیقات نشون داده که مصرف گلوتن یکی از عاملان به وجود امدن ام اس هست.و برای مقابله با بیماری های سیستم ایمنی یا همان اتو ایمیون حذف کامل گلوتن میتونه روند بیماری را کند کنه.
    باید مثل یک بیمار سیلیاکی حواستون باشه که ذره ای گلوتن تو غذاتون نباشه.حتی 1 گرم. باید حتی کنترل کنید که توی مواد عذایی مثل سس یا هرچیز دیگری از ارد یا نشاسته گندم استفاده نشده باشه.
    سخت به نظر میرسه ولی ادم بزای سلامتیش سختی را به جون میخره مگه نه?
    دومین کار تشخیص طبع بدنتون هست . اکثر بیمارهای اتوایمیون به خاطر غلبه بلغم هست. لازم هست طبعتون را بشناسید و تغذیه مناسب با طبعتون را انتخاب کنید.
    من خودم اصلاا به طب سنتی اعتقاد نداشتم ولی بهم ثابت شد که بهترین روش درمان هست.
    خلاصه میتونین تو نت در باره دخالت گلوتن در باره بیماری های اتو ایمیون سرچ کنید و همچنین در باره طب سنتی و نظرش در باره بیماریهای سیستم ایمنی.
    ویتامین دی بدنتون را حتما چگ کنید که به احتمال خیلی زیاد کمبودش را دارید.کمبود ویتامین دی هم یکی ار علل ایجاد ام اس هست.

    با ارزوی موفقیت براتون

    ممنون خانم یاسی از پاسختون

    ممکنه بپرسم سراغ طب های مکمل دیگه ماندد هیومیپاتی یا انرژی درمانی رفتید یا نه؟ نتیجه بخش بودن؟
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  16. کاربر روبرو از پست مفید کامران تشکرکرده است .

    دخترآفتاب (چهارشنبه 03 دی 93)

  17. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 دی 93 [ 01:05]
    تاریخ عضویت
    1393-9-20
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    309
    سطح
    6
    Points: 309, Level: 6
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 29 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دومین کار تشخیص طبع بدنتون هست . اکثر بیمارهای اتوایمیون به خاطر غلبه بلغم هست. لازم هست طبعتون را بشناسید و تغذیه مناسب با طبعتون را انتخاب کنید.
    من خودم اصلاا به طب سنتی اعتقاد نداشتم ولی بهم ثابت شد که بهترین روش درمان هست.
    خلاصه میتونین تو نت در باره دخالت گلوتن در باره بیماری های اتو ایمیون سرچ کنید و همچنین در باره طب سنتی و نظرش در باره بیماریهای سیستم ایمنی.

    آفرین یاسی..یکی از بهترین روشهای درمان طب سنتی هست..ما شهرستان هستیم ولی کسانی هستن در این حوزه (طب سنتی) در تهران فعالیت دارند با مدرک دانشگاهی.مربوطه..و بسیار مجرب هستن..که بسیاری از شهرستانیها هم بهشون مراجعه میکنن..امیدوارم دوستان از این طب بیشتر بهره بگیرن.

  18. 2 کاربر از پست مفید دخترآفتاب تشکرکرده اند .

    کامران (پنجشنبه 04 دی 93), yaasi (شنبه 06 دی 93)

  19. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 23 فروردین 98 [ 04:00]
    تاریخ عضویت
    1393-9-25
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    3,685
    سطح
    38
    Points: 3,685, Level: 38
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    21

    تشکرشده 64 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    ممنون از لطفت دختر افتاب عزیز

    اقای کامران من هومیوپاتی یا انرژی درمانیامتحان نکردم.
    ببینید به نظر من اول از همه ادم میتونه خیلی ساده شروع کنه به تغیر چیرهایی که قابل اجرا هست و میشه همیشه انجام داد.اگر اونها جواب ندادمیشه رفت سراغ چیرهای دیگه.
    من از دو تجربه خودم میگم که مهمترین فاکتورها همان چیرهایی هست که بالا گفتم. اگر بهش واقعا عمل کنین سود میبرید.

  20. کاربر روبرو از پست مفید yaasi تشکرکرده است .

    کامران (یکشنبه 07 دی 93)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.